دخترا این تجربه شخصی خودم هست که طبق تجربه مامانم عمل کردم می‌خوام بگم برای اونایی که میگن بچه رو نمی‌دونیم تا قبل از افتادن ناف ببریم حموم یا نه...یا میگن قبل از افتادن ناف ببریم عفونت می‌کنه یا چی
من دخترم که دنیا اومد خودش تمیز بود منظورم اینه مثل بعضی نی نی ها پوسته های درشت واینا نداشت فقط چون با دستگاه کشیده بودن بچه مو مامانم از دکتر پرسید برای سرش مشکلی نیست که ببرمش حمام گفت اصلا و ابدا می‌تونه بعد از ۲۴ساعت ببریمش حموم خلاصه بلافاصله از بیمارستان که اومدم روز بعدش مامانم بردش حموم تمیز وخوش بود ترش کرد والا ما نه عفونتی دیدیم نه چیزی واسه نافش هم مامانم فقط پماد استریل چشمی میزد به موقع افتاد همه چیزش نرمال بود خرداد دنیا اومد منم گرمایی بودم کولر می‌زدیم همسرم مادر شوهرم میرفتن زیر پتو میگفتن سرده یا میگفتن بچه سرما می‌خوره ولی مامانم از هم توی بیمارستان یک دست لباس معمولی تن بچه کرد تو خونم نهایت یک رو انداز می انداختیم روش با وجود کولر روشن البته زیر کولر نبودیم مستقیم ولی خونه خنک بود بچه ام هم خدارو شکر یکبار هم سرما نخورد ...
بعد از اونم اولین سرماخوردگی اش اتفاقا وقتی اتفاق افتاد که وارد فصل سرما شدیم شوهرم اصرار می‌کرد بچه تواتاق ما بخوابه آنقدر بخاری رو از ترس اینکه بچه سرماخورده نشه زیاد میکرد که من وبچه همیشه بدنمون خیس عرق بود همونجا تا یه باد به سرش خورد بچه مریض شد پس نتیجه من این بود که الکی سخت نگیرید ونی نی هاتونو زیاد لباس نپوشونید وبا خیال راحت حمام ببرید

۱۵ پاسخ

افرین مرسی گفتی دقیقا بچه رو نباید زیاد پوشوند چون خیلی سیستم ایمنی ضعیف میشه با یه باد مریض میشه

دقیقا منم زیاد سخت نمیگرفتم که سرمابخوره فقط چون تابستون دنیااومد فک میکردیم کولرو روشن کنیم سرمامیخوره به همین دلیل گرمش گرفتیم.وزردیش رفت بالا.برا حموم که مابعد۱۰روز میبریم ولی زودترم ببریم حرفی نیس

بعد اینک طبع پسرهم گرمه نباید زیاد پوشوندش اذیت میشه

منم پسرم رو نمیپوشونم با اینکه دوسال و نیمشه خداروشکر یکسال شده ک مریض نشده شبا هم روش پتو نمیندازم یک لباس تنش میکنم

من از حموم بردن بچه میترسم
هم خودم هم مامانم
واسه همینم گذاشتیم نافش بیوفته بعد خالم بردش حموم
دختر منم تمیز تمیز بود هیچ بویی نمیداد
در مورد لباس پوشوندن یه لایه بیشتر از مادر بپوشه و دوای اتاق هم ۲۶ درجه عالیه
ولی بعضی از بچه‌ها کلا سرمایی بدنیا میان
دختر من تو بیمارستان چون طبق همین فکرها و گفته ‌ها پوشونده بودن بهش ابریزش بینی گرفته بود و چون سردش شده بود معده‌ش نتونسته بود شیر رو هضم کنه و دو بار بالا اورد اونجا

ما همیشه میگیم دمای بدن بچه با مادر یکی هستش وقتی مادر گرمشه یعنی بچه گرمشه وقتی مادر سردشه یعنی بچه هم سردشه لباس رو بر اساس سرما و گرمای مادر ب بچه میپوشونیم

منم برا دخترم خرداد بود اومدیم خونه مامانم بچه رو برد حموم روز ۵هم نافش افتاد اصلا ربطی نداره بچه‌باید تمیز بشه

منم برای دختر بزرگم وقتی از بیمارستان اومدیم مامانم مستقیم بردش تو حموم ایشالا برای دومی هم همینکارو میکنیم

دقیقا درست میگی عزیزم منم پسرم اولم تیر دنیا اومد فرداش بردیم حمام نافش ده روزگی افتاد هیچی هم نمیزدم به نافش و دیگه منم بعد حمام یک ساعت لباس آستین بلند تنش بود بعدش رکابی و دیگه به نظرم نوزاد چند ماه اول بدنش مثل بدن مادر هست یعنی همونی که خودت حس میکنی اگه سرده اونم سردشه و برعکس

دقیقا تجربه منم همینه اتفاقا بچه توی جای سرد سیستم ایمنیش قوی تر میشه من پسرم اصلا الکی با سرد و گرم شدن هوا مریض نمیشه مگه اینکه ویروسی چیزی باشه همه بگیرن

ماهم دوروز بعد می‌بریم حموم بچرو

آره درسته منم همون لحضه ک ازبیمارستان اومدیم پسرموحموم کرد

ممنونم عزیزم مطلبت مفید بود، احتمالا زایمان منم خرداد ماه باشه

بندناف رو نظری ندارم چون ما تا بند ناف نیوفته حموم نمیبریم پسراولم چهاروزگی بندنافش افتاد..ولی باقسمت دوم حرفات کاملا موافقم هرچی بچه رو بپوشونی بدتره تا یه باد میخوره مریض میشه منم پسر اولمو زیاد لباس نپوشوندم بهش همین الانم همینجوره این دومی هم تیر به دنیامیاد همینکارومیکنم..منم گرماییم ۲۴ساعت باید کولر روشن باشه😂😂😂😂

چه راهنماییی خوبی ممنون خواهر

سوال های مرتبط

مامان نازنین فاطمه مامان نازنین فاطمه هفته سی‌وهشتم بارداری
مامان محمد حسن 🐣 مامان محمد حسن 🐣 ۴ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی ، اولین بارداری 🌷 قسمت دهم
(توی پرانتز این رو بگم که بعد از دنیا اومدن دخترم من به شدت پاهام شروع کرد لرزیدن و هیچی در این باره نشنیده بودم ! بعد ها خوندم به خاطر فشار زیادی که از روی اعصاب لگن برداشته میشه همچین اتفاقی میوفته) بعد اومدن از دستشویی دراز کشیدم و پتو برام آوردن ماما از تو خوراکی هام دو تا خرما گذاشت دهنم (همون مامایی که کارای دخترم رو میکرد). دخترم رو هم که برده بودن برای معاینه اولیه ، آوردن برای شیر دادن. مامانم هم اجازه دادن با پوشیدن لباس مخصوص و کاور کفش بیاد داخل اتاق پیشم یه لحظه من رو ببینه . با اینکه اجازه بردن گوشی داشتم یادم رفته بود گوشی ببرم! شوهرم انقدر به مادرم زنگ زده بود که مادرم تا اومد تو اتاق زنگ زد شوهرم گفت بیا باهاش حرف بزن ده بار زنگ زده حالت رو پرسیده (اقایون همون بیرون میموندن و فقط همراه های خانم اجازه داشتن توی اتاق انتظاره قبل اتاق های لیبر بمونن تا بعد زایمان یا با اجازه ماما تا موقع قبل زایمان برن پیش زائو هاشون) بعد از حرف زدن با هم و کلی لوس بازی ، از اون تشکر از من نه کاری نکردم خواهش میکنم 😂😂عکس از بچه گرفتیم برای شوهرم فرستادیم و در این حین فسقلی کلی شیر خورد و واقعا برام تجربه اول شگفت انگیز بود .چون بخش شلوغ بود تا خالی شدن تخت ها دیگه تقریبا ده بود رفتیم توی بخش با نی نی و داستان دو ساله ما شروع شد 😍🌹