۸ پاسخ

الهی عزیزدلم 😔
درکت میکنم منم تو وضعیت توام دقیقا زندگیمون شبیه به همه بمیرم برای سرنوشت بچه هامون
من حتی دخترم پدرشو نمیشناسه دوساله الان بخاطر کارای شوهر بیشرفم تو خونه پدرمم خدا اینجور مردا و زنایی که میان تو زندگی آدم های متاهل لعنت کنه

شوهرای ما هم یه مشت گاو خر نفهمن

امیدوارم نسل مردای پست و هول نابود شه

منم‌ دوس دارم جدا شم چون شوهرم خیلی اذیتم‌کرده و میکنه اما تنها دلیلم اینه که دخترام پدر داشته باشن فعلا ک اینه

ببخشید اگه با این سوالم ناراحتتون میکنم بهتون خیانت میکرد چند بار این کار تکرار کرد

حسرت نخور جانم ، قوی باش ، بایچت صبور باش وقتشو پراز چیزای خوب کن سرگرمش کن باهاش بازی کن بچه ها با بازی دردارو فراموش میکنن، البته میدونم خیلی سختته چون فکرت درگیر مرتیکه ی ... ولی خب برات مهم نباشه اهمیت نده سعی کن

عزیزمم عاقبتت بخیر باسه

آینده ش درخشان باشه واقعا حق داری

سوال های مرتبط

مامان قلب مادر مامان قلب مادر ۳ سالگی
سلام مامانا من الان یک هفته است بخاطر عمل فتق اومدم خونه بابام ،پسرم خیلی خوب بود گاهی بهونه میگرفت ولی خب سرگرم میشد دیروز شوهرم اومد از لحظه ایی که باباشو دید دیگه گیر داد که بابا و مامان گوشی گوشی گوشی ما هم بهش ندادیم ،موقع ناهار خواهرم با گوشی سرگرمش کرد تا غذاشو داد،بعدش خوابید دوباره بعداظهر که از خواب بیدار شد بچه ها داداشم اومدن خونه بابام باز این شروع کرد که گوشی میخوام و گوشی میخوام دختر داداشم همسن پسرمه اون فقط نگاش میکرد یعنی هر دقیقه میومد میگفت گوشی با اینکه بهش دادم گفتم یکم بازی کن (که اصلا قبلا این کارو نمیکردم )ولی باز به زور ازش گرفتمش و دیگه غروب عصبی شدم آخه واقعا تعجب میکردم که برا یه گوشی اونجوری گریه میکنه منم درد داشتم و کلافه بود و دعواش کردم 🤦‍♀️امشب از عذاب وجدان خوابم نبرد که چرا پیش زن داداشام و مامانم اینا دعواش کردم واقعا نمیدونم چیکار کنم که دیگه بهونه گوشی رو نگیره آخه کلا گوشی دستش نمیدادم فقط موقع خواب خودش یه لالایی از گهواره یا یه قصه انتخاب میکرد و میذاشت🤦‍♀️🤦‍♀️تو رو خدا اگه راهکاری دارید کمکم کنید از نظر روحی واقعا داغونم طی ۴ماه دوبار رفتم اتاق عمل صبر و تحملم پایین اومده
فرزند پروری و
پوشک و
شیر خشک و
نی نی و ...