۶ پاسخ

عزیزممممم😢😢نفس عمیق بکش ب این فکر کن بچت تا چند ساعت دیگ پیشته🥰

برای آروم شدنت،نفس عمیق ،مثل بو کشیدن یک گل هوارو بکش داخل ،و فوت کردن یه شمع محم بده بیرون ،بینهایت آروم کنندست

کاش ببرنت سزارین اورژانسی بشی ، خیلی شرایط سختی داری بمیرم برات 🥲🥲🥲یا حداقل زودتر ب دنیا بیاد دو روزه داری عذاب میکشی 🥲🥲🥲

عزیزمممم😟😟
ان شاالله به سلامتی زایمان کنی راحت بشی🙏😭

من سه بار زایمان کردم . هر دفعه هم با آمپول فشار . برای هر کسی یجوریه

وایی عزیزم انشاالله ب سلامتی بع دنیا بیاد
طبیعی هستی
خودت رفتی بیمارستان یا درد شدی

سوال های مرتبط

مامان اِلوینم❤️😘 مامان اِلوینم❤️😘 ۳ ماهگی
بارداری جنین نوزاد سیسمونی بارداری فرزندپروری:
خیلی خلاصه بخوام بگم دردام افتاده بود رو نظم خودمم خیلی حالم خوب و اوکی بود یهو دردام از نظم افتاد اینا سرعت تزریق امپول فشار رو بردن بالا که باز منظم شه دردام منظم شد ولی یادشون رفت یا چی سرعت نیوردن پایین من درد میکشیدم و صدام در نمیومد گاهی یه قطره اشک خود به خود از شدت فشار میریخت تا اینکه اومدن ان اس تی رو وصل کردن با تعجب میپرسیدن مگه درد داری گفتم خیلی گفتن پس چرا تو صورتت هیچی معلوم نیس گفتم چون استانه تحمل دردم بالاس یهو چند تا پرستار ریختن بالا سرم همه تعجب میکردن میگفتن چطور این همه درد رو تحمل میکنی اول امپول فشار رو سرعتشو کم کردن دیدن دردم اروم نمیشه کلا قطعش کردن
( درد طبیعی هر دو دقیقه یبار فاصلشه دردای من شده بود بیست ثانیه فاصله و من احمقانه داشتم تحمل میکردم )
همونجا فشارمو گرفتن گفتن شده ۱۳ ضربان قلبمو گرفتن شده بود ۵۰ فقط میگفتن نفس عمیق بکش اکسیژنم وصل کردن برام من هر لحظه میکفتم الانه که ببرنم سزارین ...
مرگ رو به چشم دیدم و برگشتم وای
الان کلا قطع کردن امپول فشار رو

فردا دیگه احتمال سزارین دادن
مخصوصا با دردای امشب که مردم زنده شدم باز معاینه کردن گفتن نزدیک به سه سانتی دیگه فک نمیکنم بشه طبیعی اوردش ...🥲
مامان آیلین🩷 مامان آیلین🩷 ۱۴ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی ۲
از درد زیاد همه جارو چنگ مینداختم به مامائه گفتم اگه بچم به دنیا نمیاد این ۷سانت بیشتز نمیشه من میخوام دیگه برم برای سزارین گفت ن دیگه به دنیا میاد یکم تحمل کن خلاصه ساعت ۱۰ بود یه مامای دیگه اومد گفت از تخت بیا پایین یه ورزش بهت میگم اینو انجام بده اونو با درد زیاد انجام دادم اونم کمرم محکم گرفت فشار داد با همون خلاصه ۱۰ سانت شدم دردام شدیدتر و با فاصله خیلی کمتر شد ولی سر دخترم تو کانال زایمان گیر کرده بود در نمیومد موهاش و میدیدن ولی پایین تر نمیومد اخرش یکی دیگه از ماماها اومد بالا سرم مشت هاش رو گذاشتم رو شکمم و محکم رو به پایین فشار داد اون یکی ماما هم هم از پایین فشار می‌آورد تا دهانه واژنم باز تر بشه اما نمیشد چون من هربار دردم می‌گرفت دردام ۵ثانیه ای می‌شد تا بچه یکم پایین تر میومد من دردم دوباره می‌رفت بچه دوباره می‌رفت بالا اخرش پرینه رو برش زدن و با فشار های زیاد سر بچه اومد بیرون و دخترم به دنیا اومد دردم کلا رفت ولی بعدش بخیه هام خیلی درد میکرد و اینکه فشار دادن شکم بعد زایمان خیلی درد داره من نمیخوام از زایمان طبیعی بترسونمتون ولی اگه طاقت درد زیاد قبل زایمان ندارین حتما برید برای سزارین البته ک اونم درد های خودشو بعد زایمان داره ولی من درد خیلی بدی داشتم قبل زایمان هربار یادم میاد تنم میلرزه ولی بازم همین که دخترم صحیح و سالمه خداروشکر♥️