#پارت هفتم (تجربه من از سزارین)💐
بعد از سرویس رفتن اومدم اتاقم که حالا نشستن و بلند شدن کمی راحت تر بود
شام من جوجه محلی پخته شده خوردم البته فقط آب جوجه رو بخاطر نفخ نکردن و یبوست
توی این مدت خیلی خیلی نسکافه و قهوه فوری و چای نبات خوردم
آبمیوه های شیرین مخصوصا آناناس
مغزیجات فراوان و خرما
صبحانه تخم مرغ آبپز بدون نون
هفته اول سزارین کاملا غذاهای آبکی خوردم و از خوردن غذاهای نفاخ پرهیز کردم آب کم خوردم بخاطر آب نیاوردن شکم اما مایعاتی که قبل مصرف میکردم رو خوردم
بعد از مرخص شدنم همون شب بیمارستان پانسمانم رو درآورد
من هر روز بلا استثنا حمام کردم و با صابون مخصوص خودم زخم هام رو شستم و وقتی بخیه هام رو پزشکم کشیدهیچ دردی حس نکردم و سرم رو با روسری بستم که اصطلاحا باد نگیره
کاچی مصرف کردم و روز ۱۰ بخیه هامو کشیدم بدون هیچ دردی
توی خونه روی تخت خوابیدم و از فرنگی استفاده کردم و داروهای که دستور پزشکم رو بودن طبق ساعت خوردم
برای افزایش شیر قرص و پودر و قطره مصرف کردم👌🏻 و اگر سوالی چیزی دارین بپرسین اینم از تجربه من🥰🫀

۵ پاسخ

عزیزدلم من راجب باردار شدنت سوال دارم
شما ای وی اف کردی ؟
مشکلتون جسارتا چی بود ؟
کجا انجام دادی و هزینه چقدر شد ؟
چه چیزهایی رعایت کردی که مثبت شدین ؟

جوجه محلی ازکجا میگیرید

چه پودر قطره ای برای افزایش شیر گرفتی تاثیر داشت

چه خوب همه چی رو توضیح دادی
قدم کوچولوت مبارک🌹

ممنون که وقت گذاشتی تجربه تو باهامون در میون گذاشتی❤

سوال های مرتبط

مامان 💙
بردین مامان 💙 بردین ۷ ماهگی
#پارت شیشم (تجربه من از سزارین)💐
بعد از ایستادن اولین قدم رو که برداشتم توی قسمت بخیه هام احساس درد کردم آدم نمیتونه گام بلند و کامل برداره گام های کوچیک و سخت حتی نمیتونی پات رو بزاری کم کم میکشی پا رو چند قدم اول اینطوره بعد کم کم بدن عادت به اون حالت میکنه
من با کمک میله های کمکی روی دیوار راه رفتم چیزی حدود طول یه راهرو رفت برگشت رفتم درد داشت اما قابل تحمل گاهیم سوزش که هرحا حس سوزش میکردم می ایستادم مجدد حرکت میکردم خوب میشد( البته قبل از بلند شدن روی تخت با پاهام بازی میکردم و حرکتشون میدادم که باعث شد راحت تر باشه راه رفتنم)
حین راه رفتن بدن آدم احساس ضعف داره که من با خوردن آبمیوه جلوی ضعفم رو میگرفتم بعد از پیاده روی مرحله سرویس بهداشتی رفتن بود که برخلاف تصور من که بنظرمیرسید خیلی سخته خیلیم ساده بود البته سرویس فرنگی و توی سرویس بیمارستان باز هم میله کمکی داشت که کارو راحت میکرد من وقتی که بلند شدم شرت یکبار مصرف و پوشک شورتی سایز بزرگ استفاده کردم که خیلیییی توصیه میکنم....
مامان شُوکُولاتْ🍫👒 مامان شُوکُولاتْ🍫👒 ۷ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی 1️⃣👣

اسفند که تموم میشد ۳۹ هفته رو پر میکردم و تصمیم گرفته بودم اگه اسفند رو رد کردم هفته ی آخر رو حسابی ورزش و پیاده روی و پله نوردی کنم ،
خداروشکر تونستم به هفته آخر بارداری برسم و از شب اول فروردین یه استرس عجیبی تمام وجودم رو گرفته بود و نمیدونستم از کجا شروع کنم و تهش چی میشه 🥹

دیگه کم‌کم فعالیت هام رو شدت دادم ، پله نوردی میکردم ، رابطه بدون جلوگیری هم چندبار داشتم ، زیردوش آب گرم حسسسابی قر میدادم و اسکات میزدم ، اونقد این فعالیهتا رو یهویی زیادش کردم که شب اول عضلات پاهام گرفت و به درد لگن که چندماه داشتم اضافه شد 😓😂

خلاصه این کارها رو تا شب پنجم مرتب انجام دادم و شب پنجم هم همه کارها رو ردیف کردم ،
لباسا رو که شسته بودم جمع کردم ، جارو و گردگیری هم کردم ، بادوم آسیاب کردم ، خرما ارده درست کردم ، مغزیجات و نبات و چای و فلاسک اینا هم آماده کردم 🎒

رفتم حمام شیو کردم و زیر دوش اسکات زدم و کمرم ماساژ دادم و با استرس فراوان همراه با کمی ذوق که فردا قراره راحت بشم و بدون هیچ دردی خوابیدم که صبح راهی بیمارستان بشم 😃
مامان فینقیلی مامان فینقیلی ۲ ماهگی
تجربه زایمان
پارت دوم
اینم بگم که گاهی احساس میکردم به بدنم دست میزنن اما هیچ دردی نبود. در حین بخیه زدن لرز کردم که برام امپول زدن خوب شدم. بعدش اوردنم تو ریکاوری که بهشون گفتم ماساژ شکمی رو تو بیحسی برام انجام بدن و هیچ دردی احساس نکردم بعد از اون تو ریکاوری دخترمو اوردن گذاشتن رو سینم که شیر بخوره.بعد از یه مدتی بردنم توی بخش
تا چند ساعت که بی حس بودم و هیچ دردی احساس نمیکردم بعد از اینکه بی حسی رفت کم کم درد رو احساس میکردم که با شیاف و مسکن قابل تحمل بود.
اینم بگم که من پمپ درد نداشتم.و درد کاملا قابل تحمل بود برام
همون شب اومدن که از تخت ببرنم پایین
اولین راه رفتن کمی سخت بود در حد چند قدم رفتم و برگشتم توی تخت اما خودم دوباره خواستم که کمکم کنن مرتب از تخت بیارنم پایین و راه برم هر بار که راه میرفتم وضعیتم بهتر میشد و بیشتر میتونستم راه برم و درد کم و کمتر میشد دیگه خودم شب توی سالن راه میرفتم. فرداش تا ساعت ۱۲ مرخص شدم.
تجربه من از زایمان این بود و واقعا هر بار دیگه برگردم عقب سزارین رو انتخاب میکنم. اما خب کلا سه روز بعد بدشانسی اوردم که حتما توی پارت بعدی براتون میزارم که خانمای باردار حواستونو جمع کنید.
مامان یقول‌و دوقول مامان یقول‌و دوقول ۶ ماهگی
پارت اخر تجربه زایمان طبیعی دوقلو:

برای بخیه زدن دپتا امدول بیحسی زدن من امپول هارو حس نکردم اما بخیه هارو موقع زدن سوزشش رو حس میکردم
نمیدونم چندتا بخیه خوردم اصلا از دکترم نپرسیدم🫠
بهش اعتماد کردم دیگه چه فرقی داره چندتا بخیه خوردم حالا !!

بعد از تموم شدن بخیه ها من و بردن بخش اما نینی ها چون خیلی زود به دنیا اومدن هردو رفتن nicu 🥲
خیلی ناراحت شدم و خیلی حس و حال بدی رو تجربه کردم 🥲

فردا صبحش بیدار که شدم گفتن میتونی بری بالا ببینیشون .
عصر هم فامیل و دوستان اومدن بیمارستان دیدن من اما از نینی ها همچنان خبری نبود و باید توی nicu میموندن.

شب برگشتم خونه بدون نیلماه و نلین جونم💔


حال عمومیشون خوب بود اما حدودا 5 روز بستری بودن چون نارس به دنیا اومدن و احتیاج به اکسیژن کمکی داشتن
شکم هاشونم شیر رو پس میزد و باد میکرد .
سیسی های شیر رو کم کم اضافه میکردن و تا جایی که به 30 سیسی برسه تحمل شیرشون باید تحت نظر میبودن .

و روز اخر هم باید زیر سینه شیر میخوردن تا اجازه ترخیص داده بشه که خدارو شکر از این مرحله هم عبور کردیم و مرخص شدن 🐰❤️🐰
مامان هامین 👶🏻🩵 مامان هامین 👶🏻🩵 روزهای ابتدایی تولد
تجربه سزارین پارت دوم

فقط اولین راه رفتن واقعا حس سوزش زیاد داشتم اولش پاهام‌ روی زمین سر میدادم بعدش کم کم در حد چهار قدم راه رفتم که پرستار گفت کافیه برای بار اول و سندمو جدا کرد و گفت دیگه خودت باید بلند شی و بری سرویس قسمت سخت سزارین همین جا بود برای من سوزش داشتم اما خب قابل تحمل
اولین چیزی که خوردم یه قهوه تلخ و شکلات بود بعد تند تند بابونه مامانم بهم‌دم میکرد و خوردم و نسکافه حتی اجازه خوردن کمپوت و مغزیجات و انجیر نداشتم گفتن نفخ میکنی و اذیت میشی روز دوم صبحانه کره و عسل خوردم و خرما ( توپک خرما با مغز گردو و یکم‌روغن زرد درست کردم‌)وانجیری که از شب قبل مامانم گذاشته بود داخل اب
قسمت سخت بعدی شیر دادن بود چون سزارین بودم شیر نداشتم و اغوزمم کم بود سینه هام زخم شد واقعا دردناک بود🥴
از تجربه هام تا الان بگم شیرخشک ببرید همراهتون به زور سینه هاتون فشار ندید.
روز اول بابونه دم شده با نبات و نسکافه و قهوه تلخ عالیه من سردرد نشدم اصلا
به هیچ عنوان چیزای نفاخ نخورید حتی از شب قبلش و اگه میتونید چیزایی بخورید که قبل عمل حتما شکمتون کار کنه من کار کرد و خیلی راحت بودم.
و بهترین چیزی که خریدم امروز رابط سینه بود بچم راحت شیر میخوره و نوک سینه هام اصلا درد نمیگیره پودر شیر افزا و قرصم برام خیلی عالی بود🙏🏻