تجربه زایمان طبیعی 1️⃣👣

اسفند که تموم میشد ۳۹ هفته رو پر میکردم و تصمیم گرفته بودم اگه اسفند رو رد کردم هفته ی آخر رو حسابی ورزش و پیاده روی و پله نوردی کنم ،
خداروشکر تونستم به هفته آخر بارداری برسم و از شب اول فروردین یه استرس عجیبی تمام وجودم رو گرفته بود و نمیدونستم از کجا شروع کنم و تهش چی میشه 🥹

دیگه کم‌کم فعالیت هام رو شدت دادم ، پله نوردی میکردم ، رابطه بدون جلوگیری هم چندبار داشتم ، زیردوش آب گرم حسسسابی قر میدادم و اسکات میزدم ، اونقد این فعالیهتا رو یهویی زیادش کردم که شب اول عضلات پاهام گرفت و به درد لگن که چندماه داشتم اضافه شد 😓😂

خلاصه این کارها رو تا شب پنجم مرتب انجام دادم و شب پنجم هم همه کارها رو ردیف کردم ،
لباسا رو که شسته بودم جمع کردم ، جارو و گردگیری هم کردم ، بادوم آسیاب کردم ، خرما ارده درست کردم ، مغزیجات و نبات و چای و فلاسک اینا هم آماده کردم 🎒

رفتم حمام شیو کردم و زیر دوش اسکات زدم و کمرم ماساژ دادم و با استرس فراوان همراه با کمی ذوق که فردا قراره راحت بشم و بدون هیچ دردی خوابیدم که صبح راهی بیمارستان بشم 😃

تصویر
۶ پاسخ

وای پات چقد ورم کردههههه😥

🤚🤚🤚

سلام عزیزم چطوری


زایمان زایمان کردی ماشاالله وای خدا و خوشحال شدم من

خب عشقم زود زود بنویس

ینی ۴۰هفتع کامل رفتی بیمارستان بدون درد؟

خب بقیش؟🙄

سوال های مرتبط

مامان 🩷مهداومحراب🩵 مامان 🩷مهداومحراب🩵 ۳ ماهگی
🩷😁 شرح زایمان طبیعی بارداری دوم (پارت اول)😁🩷🩵
من ۳۶ هفته ۳ روز رفتم دکتر برای چکاب معاینه کرد گفت یک سانت باز شدی و یکم هم نرمه از همونجا ورزش شروع کردم توی خونه تااا ۳۷ هفته
از اولین روز ۳۷ هفته گل مغربی و رابطه بدون جلوگیری و خاکشیر خوردن رو شروع کردم
۳۷ هفته سه روز ورزش با ماما شروع کردم
۳۷ هفته و ۴ روز مامام معاینه کرد گفت ۲ رو به سه و خیلیییی نرمممممم
دیگه منو انگاری برق گرفت شروع کردم پیاده روی های طولانی و زیاد و سنگین و ورزش زیاد خونه رو جارو دستی میکشیدم موقع ظرف شستن اسکات میزدم روزی دو بار دوش آب گرم میگرفتم زیر دوش اسکات و لانژ میزدم اون مغربی و رابطه و خاکشیر هم ادامه میدادم
رسید ۳۷ هفته و ۶ روز دردام و انقباضام بیشتر شده بود ولی منظم نبود
منم حسابی خسته شده بودم
گفتم دیگه من باید ۳۸ هفته زایمان کنم همهه کارایی که گفتم انجام دادم کنارش آهنگ محلی گذاشتم حساااابی رقصیدم بپر بپر کردم کلیییی قر دادم
غروب پیاده روی کردم
مامان عدنان مامان عدنان ۱۱ ماهگی
مامان جوجو ممد❤️ مامان جوجو ممد❤️ ۴ ماهگی
پارت دوم از تجربه زایمان طبیعی😍😍😍
خلااااااصه.... یه هفته اینکارو کردم دوباره رفتم معاینه یعنی هفته ۳۹ گفت رحمت نرم شده اما دهانه رحم نرم نشده اعصابم خورد شد شروع کردم به ورزش شدید لگنی پله هارو دوتا یکی میکردم و میرفتم بالا🤦‍♀️ روی پله سومی می ایستادم به حالت کج اسکات لگن میزدم حرکات اردکی میرفتم و بیشتر از همه روی توپ خیلییییییی مانور میدادم که یکیش چرخش لگن بود جوری که سرتون و سینه هاتون تکون نخوره فقط و فقطططط لگن تکون بخوره یکی دیگه چرخش لگن به جلو بود که واقعا عالیه و یکی دیگش گهواره لگن همه اینا با پای تا اخر باز روی توپ پیلاتس انجام می‌دادم و دست اخر میرفتم حمام یه تشت خیلی بزرگ برمیداشتم توش از اب داغ حمام میریختم و می‌نشستم توش و دوش هم رو سرم باز میکردم و کارای حمامم رو میکردم اینجوری فوق العاده دهانه رحمم رو تحریک کردم بعد زیر دوش دوتا نقطه توی کمر که گودی بالای باسن هست رو یه چند دقیقه مالش میدادم بخدا قسم توی یک هفته تونستم با این کار دهانه رحمم رو یکسانت باز کنم هفته ۴۰ بودم که لک بزرگ خونی دیدم و دردام شروع شد و رفتم بیمارستان تا معاینه کرد گفت بله باید بستری بشی چون....ادامه اش توی پارت بعدی
مامان نی نی👶🏻 مامان نی نی👶🏻 ۸ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی پارت یک😇
۳۷ هفته و ۴ روز زایمان کردم. شب قبل زایمان یک دوش گرفتم یکم اسکوات و حرکت لانژ زیر آب گرم زدم و بعد رفتم مهمانی.
ساعت ۱۲ شب خیلی راحت خوابیدم. حدود ساعتای دو و نیم شب بود موقع خواب حس کردم دارم خیس میشم. اولش توجهی نکردم بعد ده دقیقه دیدم داره زیاد میشه. پاشدم و رفتم داخل حمام که همون جا دم در ی آب که یکم هم صورتی بود و گرم از بین پاهام خارج میشد. نشستم روی فرنگی و یکم ادرار کردم تا مطمئنم بشم ادرار نیست. بعد پد گذاشتم و یکم همونجا داخل حمام فعالیت کردم دیدم پد داره پر میشه.
همسرمو صدا کردم. و چون داخل کلاس آمادگی زایمان گفته بودن اگه کیسه آبتون پاره شد هول نشید و با آرامش بیاین بیمارستان، منم با خیال راحت دوش گرفتم و یکم ورزش کردم زیر آب گرم.
بعد حمام رو هم ضد عفونی کردم ( در این حد آرامش داشتم ) البته ی مقدار خیلی کمی هم درد داشتم که نمیدونستم انقباض هست یا نه ( چون من درد پریودی رو خیلی کم کلا تجربه کرده بودم. ) بعدش اومدم بیرون و شروع کردم به جمع آوری خانه و وسایل، حتی ملحفه روی تخت رو هم چون خیس شده بود شستم پهن کردم و دیگه حدودای ساعت ۶ صبح آماده بودم. کم کم انقباض ها رو حس میکردم ی درد خیلییی کم که می‌گرفت و ول میکرد بود و تایم گرفتم دیدم فاصله اش ی چیزی بین ۵، ۶ دقیقه است. بعد
به همسرم گفتم با آرامش ی چک کنیم چیزی جا نزاشته باشیم ( البته ما بیمارستان نزدیک خونه مون بود حدود ۲ ۳ دقیقه راه بود) و اینجا بود که ما حدود ساعت ۷ صبح رفتیم بیمارستان. ( راستی تغییر شیفت بیمارستان عسگریه ساعت ۷ صبح هست خیلی خوب شد ما بعد ۷ اونجا بودیم دیگه همه عوض شده بودن و اول کارشون بود و همه با انرژی بودن.

ادامه پارت دوم رو میزارم براتون
مامان هیرمان مامان هیرمان ۱ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی پارت دوم
من از چهارشنبه شروع کردم مابقی کارام که مونده بود رو انجام دادم کل خونه رو جارو برقی کشیدم و بعدش کل خونه رو طی کشیدم بعدش تمام پنجره‌ها رو تمیز کردم عصر دیگه کاری انجام ندادم و به خودم استراحت دادم ولی یه کم کمرم درد میکرد که حدس زدم واسه کارایی که انجام دادم. نظرم این بود که تا پنجشنبه کارای خونه رو تموم کنم از جمعه ورزش و پیاده روی رو شروع کنم .. فردا صبحش یعنی روز پنجشنبه ۲۸خرداد صبح که از خواب بیدار شدم هیچ دردی نداشتم شروع به گردگیری کردم یه مرتب کاری که دیدم به کم درد خفیف پریودی دارم اومدم یه کم استراحت کردم دیدم بهتر شدم حدس زدم به خاطر کارایی که انجام دادم مثل دیروز دارم یه کم اذیت میشم . بعد از نهار یه کم زیر دلم تیر میکشید رفتم استراحت کردم . تو این زمان که درد پریودی داشتم حرکتهای بچه هم خوب بود . یه کم درد پریودی داشتم ولی نامنظم بود چون یه کم اذیت میشدم نتونستم بخوابم بلند شدم یه کم تو خونه راه رفتم به کم دراز کشیدم حدود ساعت ۵عصر دیگه دردم ول شد.