پارت دوم از تجربه زایمان طبیعی😍😍😍
خلااااااصه.... یه هفته اینکارو کردم دوباره رفتم معاینه یعنی هفته ۳۹ گفت رحمت نرم شده اما دهانه رحم نرم نشده اعصابم خورد شد شروع کردم به ورزش شدید لگنی پله هارو دوتا یکی میکردم و میرفتم بالا🤦‍♀️ روی پله سومی می ایستادم به حالت کج اسکات لگن میزدم حرکات اردکی میرفتم و بیشتر از همه روی توپ خیلییییییی مانور میدادم که یکیش چرخش لگن بود جوری که سرتون و سینه هاتون تکون نخوره فقط و فقطططط لگن تکون بخوره یکی دیگه چرخش لگن به جلو بود که واقعا عالیه و یکی دیگش گهواره لگن همه اینا با پای تا اخر باز روی توپ پیلاتس انجام می‌دادم و دست اخر میرفتم حمام یه تشت خیلی بزرگ برمیداشتم توش از اب داغ حمام میریختم و می‌نشستم توش و دوش هم رو سرم باز میکردم و کارای حمامم رو میکردم اینجوری فوق العاده دهانه رحمم رو تحریک کردم بعد زیر دوش دوتا نقطه توی کمر که گودی بالای باسن هست رو یه چند دقیقه مالش میدادم بخدا قسم توی یک هفته تونستم با این کار دهانه رحمم رو یکسانت باز کنم هفته ۴۰ بودم که لک بزرگ خونی دیدم و دردام شروع شد و رفتم بیمارستان تا معاینه کرد گفت بله باید بستری بشی چون....ادامه اش توی پارت بعدی

۳ پاسخ

ماشاالله چقد کار کردی. خوش قدم باشه

قدمش مبارك باشه عزيزم

چ خوب خداروشکر

سوال های مرتبط

مامان معجزه(رادین) مامان معجزه(رادین) ۱۴ ماهگی
تجربه زایمان من

پارت اول #

سلام خانما اومدم تجربه مو بگم شاید به درد کسی بخوره
من توی ۳۸ هفته و یک روز زایمان کردم قصدم طبیعی بود از ۳۶ هفتگی ورزش شروع کردم روی توپ و اسکات زدن و پیاده روی به من گفته بودن طبق سونو بچه ۳ هفته از سن خودش بزرگتر رشدش منم دوست داشتم زودتر دنیا بیاد رفتم پیش پزشکم توی ۳۶ هفته و ۵ روز معاینه تحریکی کرد و همینطور لگن گفت لگنت خوبه برا طبیعی و با معاینه پلاک دهانه رحمم افتاد و ترشحات موکوسی با رگه های خونی پیدا کردم بدون درد همچنان ورزش کردم چون گفته بود کاملا بسته س دهانه رحمت بعد یک هفته توی ۳۷ هفته و ۵ روز بازم رفتم مطب که اونجا دوباره معاینه کرد گفت یک سانتی و دهانه بهتر شده دوباره معاینه تحریکی کرد منم دردهای جزیی توی کمرم داشتم مثل درد پریود از روز سه شنبه ده تیر باز من ترشحات موکوسی پلاکی داشتم و دردام بیشتر میشد . که ورزش رو ادامه دادم و بازم پیاده روی کردم و با دکترم در ارتباط بودم چون با هم رفاقت داشتیم از قدیم میخاستم بیمارستانی زایمان کنم که خودش هست و بیمارستان خصوصی بود بهم نامه زایمان طبیعی داده بود و بدون دلیل مخالف سزارین بود گفت برای من راحت تره اما طبیعی بهتره
مامان شُوکُولاتْ🍫👒 مامان شُوکُولاتْ🍫👒 ۵ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی 1️⃣👣

اسفند که تموم میشد ۳۹ هفته رو پر میکردم و تصمیم گرفته بودم اگه اسفند رو رد کردم هفته ی آخر رو حسابی ورزش و پیاده روی و پله نوردی کنم ،
خداروشکر تونستم به هفته آخر بارداری برسم و از شب اول فروردین یه استرس عجیبی تمام وجودم رو گرفته بود و نمیدونستم از کجا شروع کنم و تهش چی میشه 🥹

دیگه کم‌کم فعالیت هام رو شدت دادم ، پله نوردی میکردم ، رابطه بدون جلوگیری هم چندبار داشتم ، زیردوش آب گرم حسسسابی قر میدادم و اسکات میزدم ، اونقد این فعالیهتا رو یهویی زیادش کردم که شب اول عضلات پاهام گرفت و به درد لگن که چندماه داشتم اضافه شد 😓😂

خلاصه این کارها رو تا شب پنجم مرتب انجام دادم و شب پنجم هم همه کارها رو ردیف کردم ،
لباسا رو که شسته بودم جمع کردم ، جارو و گردگیری هم کردم ، بادوم آسیاب کردم ، خرما ارده درست کردم ، مغزیجات و نبات و چای و فلاسک اینا هم آماده کردم 🎒

رفتم حمام شیو کردم و زیر دوش اسکات زدم و کمرم ماساژ دادم و با استرس فراوان همراه با کمی ذوق که فردا قراره راحت بشم و بدون هیچ دردی خوابیدم که صبح راهی بیمارستان بشم 😃