پارت دوم روز ۱۰ام
من خوشحال که هر دو اسم مشکل ثبت ندارع 😂🤌🏻 دیگه رفتم با خواهرم برای خرید های تکمیلی سیسمونی یه کاپشن و قابلمه سایز نوزادی با یکم چند تا از وسایل بهداشتی مونده بود که خریدم و از همه مهم تر استند اسمش که بلاخره با کلی بالا پایین اسم دختر زیبای من شد رایلین (به معنای نور)بعد خوردن ناهار تایم ان اس تی داشتم که پرستار چند دفعه منو ترسوند که نوار بچه خوب نیس و فلان بردم پیش دکترم جوابش و دکتر گفت بله انقباض هات زیاد شده من از قبل قرص می‌خوردم چون میخواستم بچم اردیبهشت دنیا بیاد 🥹🩷 تاریخ زایمان طبیعی من(۱۰اردیبهشت بود)من میخواستم ۱یا ۲اردیبهشت دنیا بیاد نمی‌خواستم خیلی زود دنیا بیاد خلاصه دکترم گفت اگه میخوای تاریخ بیاییم جلو تر ولی من گفتم صبر میکنم تا تاریخش بشه هیچی دیگه با خواهرم آمدیم خانمون که اتاق نینی تکمیل کنیم 🥹و من از شدت خستگی و پا درد دیگه فقط استراحت کردم که علائمم بیشتر نشه🥹

۲ پاسخ

مامان پرنسس کوچولو

خوشنام باشه عزیزم😍😍

سوال های مرتبط

مامان میران مامان میران ۴ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی و سزارین..
سلام من تا اونجایی که تجربه های زایمان بقیه رو خیلی خوندم دوست داشتم مال خودمم بزارم
زایمان از اول طبیعی بود تا آخر و من کلا استرس داشتم چون خیلی از طبیعی می ترسیدم دوست داشتم سزارین شم ولی نمیشد و من دیگه قبول کردم باید طبیعی زایمان کنم هر چی شد دیگه چون بیمارستان دولتی میرفتم و خصوصی هم هزینه خیلی رفته بود بالا مخصوصا بعد عید خلاصه دیگه تا چهل هفته با استرس زایمان گذروندم که بعد معاینه سی و هشت هفته استرسمم هزار برابر شده بود ولی راهی نداشتم دیگه واین بگم من نه ورزشی نه پیاده روی نه هم هیچ کاری واسه آمادگی زایمان نداشتم تا بیست هفتم که تاریخ زایمان بیست و هشتم بود ولی من یه روز جلو زایمان کردم بدون هیچ دردی قرار بود سر تاریخ هم برم بیمارستان ولی یه روز جلو تر رفتم با یذره درد های خفیف داشتم که شب خواب بودم ساعت پنج صبح احساس کردم آب دیدم از خواب بیدار شدم دیدم خونریزی دارم اونم شدید بعد همسرم بیدا ر کردم لباس کردم رفتم بیمارستان البته با یکم زیر شکم و کمر اول درد میکرد که معاینه شدم گفت احتمالا عمل سی یذره خوشحال شدم چون خیلی ترسیده بودم فکر کردم آنقدر به زایمان فکر میکنم بچم ویرایش نشده باشه البته مامان گفت احتمالا عمل شی ولی بردنم اتاق دیگه لباس هم عوض کردم که دکتر که قرار بود عمل کنه معاینه کرد و گفت ببرید اتاق عمل بچه مدفوع کرده من هم خوشحالم از این که به خواستم رسید م قرار سزارین شم هم درد دارم داشتم میمردم از درد و تا اینکه رفتم اتاق عمل