۳۹ پاسخ

۴روز قبل از شروع پریودی با یک‌دل درد شدید بیمارستان بستری شدم گفتن کیست داشتی ترکیده باید بمونی چن شب ازمایش فوری گرفتن که ببین مشکل چیه نشون داده بود من باردارم و خودم نمیدونستم در واقع همسرم سوپرایزم کرد😂کلی چرت و پرت گفتم ب همسرم چون باورم نمیشد بعد۶تا ازمایش خون و ۳تا سونو گرافی تازه باور کردم خدا منو لایق مادری ی قندعسل دونسته🥹

هر دوبار شوهرم جواب آزمایش گرفت بهم گفت مبارکمون باشه😅
اولی از ناراحتی گریه کردم(۲ماه بود ازدواج کرده بودیم) دومی رو از بس خوشحال شدم گریه کردم 🤣

خوبه والا.دوبار حامله شدم دوبارشم شوهرم خونه بود تا از دستشویی اومدم بهش گفتم مثبته😂😂😂

من وقتی فهمیدم باردارم که دخترم نه ماهه بود،وقتی فهمیدم فقط عین چی گریه میکردم از عذاب وجدان چون همش میگفتم دخترم گناه داره کوچیکه هنوز نیاز به توجه کامل داره خلاصه با ناراحتی و گریه به همسرم گفتم اونم با رقص و خنده و خوشحالی،میگفت خدا خواسته ناراحت نباش و فلان
الان شدیدا عاشق دوتا بچه ام هستم و میگم حتما خدا توانشو بهم میده

بیبی چک زدم مثبت بود همسرم سرکار بود میخواستم بهش نگم برم ازمایش شب اومد ما همیشه رو تخت میخوابیم همون شب شوهرم پیله شد که تشک بیار جلو تلویزیون بخوابیم منم که از اول استرس داشتم کاری نشه رفتم اتاق هی به تشکا نگاه کردم هی گفتم دختر اینا سنگینن بهت فشار میاد بچه هنوز نیومده میره خلاصه برگشتم پیشش گفتم من نمیارم خودت برو بیار داشت شاکی میشد که چیشده گفتم من ازت حاملم بیبی چکم نشونش دادم😑😂اونم بپر بپر و بغلم کرد رفت تشک اورد خوابیدیم صبحش رفتم ازمایش و مثبت بود😅دیگه بعد اون رفتم جوراب و پستونک خریدم گذاشتم تو جعبه دادم بهش

انشالله که با دل خوش سر دست خیر بلند بشین

من دیگه ناامید شده بودم میخواستم ivfکنم منتظر بودم پریودشم روز دومش برم ازمایش ذخیره تخمدان بدم همش منتظر بودم که خبری نبود بعد بی بی چکم مثبت شد😍البته قبلش دوتا سقط داشتم یکیش قلبش تشکیل نشد یکیش پوچ

منم قبلا چون سابق کیست داشتم و از وقتم دوسه ماه میگذشت اینبارم اونجوری شدم فک کردم مثل پارسال کیست دارم باز پریودیم بهم خورد یبارم بی بی زدم منفی شد دیگ منم بیخال شدم بعداز دوماه تقریباً یما ه و نیم گفتم یه بی بی بزنم زدم همون لحظه دوخط پررنگ افتاده و شو ک شدم به همسرمم گفتم هردومون باور نکردیم دا فرداش پیش شوهرم بی بی زدم دیدیم بله مثبت دیگ ازمایشم مثبت شد و تالان 🤣🤣♥💋

واسه تعیین جنسیت هم که من عاشق دخترم میگفتم خدا بهم خواهر نداده باید بهم یه دختر بده ..
برگه انومالی گرفتم مستقیم دادم به شوهرم گفتم تو بخون
دیدم متنشو خوند خندید چشاشو بست
گفتم چیه گفت به ارزوت رسیدی🥲🥲🥲🥲🥲🥲
زدم زیر گریه الهی که هرکی دلش نینی خوشکل میخواد خدا دلشو روشن کنه 🩷🩷

من که واسه این بارداریم جلوگیری داشتم و قرص استفاده می‌کردم
بعداز چهار روز دیدم پریود نشدم تست گرفتم زدم دیدم بله جواب درجا مثبت نشون داد و من گریه از غمی که بارها اتفاق تلخ برام رخ داده بود سقط و مرده زایی .خلاصه به شوهر گفتم اونم گفت الان بره بهتراز اینکه بعد اون همه زحمت و دلخوشی بره 😭خدا منو ببخشه افتادم دنبال دارو عطاری ولی بعداز یه هفته دیدم هیچ خبری نشد ۱۰ یا ۱۲ روزی استفاده کردم خبری نشد رفتم سنو گفت قلبش هم تشکیل شده
دوهفته دیگه رفتم گفتم ببینم سالمه
دوباره دکتر گفت اره سالمه جاش هم خوبه
دوباره رفتم برا ان تی تیر خلاص و بهم زد
گفت دوقلو همسان
و من گریه و گریه و گریه باورم نمیشد نمیدونم خوشحالی و استرس وشوکه ...... همه چیز باهم بود .
ولی برای بودنشون جنگیدم و جنگیدم با تمام استرس هام و فقط دلم و گره زدم به خدا
خدا رو شکر دختر بزرگم رو بعد ۷ سال گیرم اومد و الان خداروشکر بعداز ۱۰سال نازنین منتظر اجی هاش هایلین و ماهلین هستش
ببخشید زیاد نوشتم 🥰

روز مادر صبح یهو خواستم یه بیبی بزنم چون تکرار ادرار شک انداخته بودتم بعدش بیبی چکم مثبت شد و با جیغ و داد و گریه زنگ زدم همسرم بیچاره فک کرده بود چی تو خونه دیدم که همچین می‌کنم خلاصه اومد و بیبی چکو دید و کلی ذوق مرگ شدیم بعدش دوتایی رفتیم من آزمایش دادم ( هیچ وقت روز مادر ۱۴۰۴ یادم نمیره )😍🥹

یه ماهی بود اقدام کردیم ریتم خاصی نداشتیم که بگم روز تخمک گذاری ک روزش پسر باشه یا دختر ..نه
بعد از دو هفته اقدام شوهرم گف احساس خاصی نداری؟🤣گفتم مگه زودپزه
هفته بعدش تستم مثبت شد تو نگو همون بار اول گرفت و من نمیدونستم یه هفته هم از پریودیم عقب افتاده بود
خلاصه که ما میریم عروسی دوتا بیبی هم گرفتم جاتون خالی تا صبح بزنو برقص😃
صبحش بیبی زدم دوتاش مثبت شد به شوهرم تو اوج خواب گفتم همو محکم بغل کردیم میخندید میگفت مرسی 🥲

دقیقا منم

واسه من سوپرایز که نبود هیییییچ‌
کلی هم گریه کردم
من خیلی داستان داشتم

ما چون هشت سال منتظر بودیم نشد سوپرایز شه چون هر ماه همسرم منتطر پریودی من بود ک میشم نمیشم خودم شک کرده بودم چون علایم داشتم کمی صبعش بی بی چک زدم مثبت شد همسرمم منتظر دیگه کلی گریه کرد و سجده شکر ولی من خیلی خونسرد نگاش میکردم کلا ادم خونسردی هستم

خونه مادرم بودم یروزمونده به موعدم همینطوری صبح بیدارشدم بیبی زدم
اولش یه خط انداخت باخودم گفتم دیدی هيچی نیست خواستم بندازم زباله دیدم هاله انداخت
میخواستم به مامانم نگم ولي خب انقدذوق مرگ شده بودم که به مامانم گفتم اونم گفت فعلانگو به همسرت،اون چندروزه که نگفته بودم انگاری داشتم میترکیدم همسرمم گفت توچرااینجوری شدی انگاری ذوق داری😂
منم میگفتم هيچی تااینکه روز پدربعداینکه جواب آزمایش روگرفتم مادرم به همسرم گفت
داشت گریه میکرد بعدش گفت بخدامیدونستم
پریود نشده ازطرفیم قیافش دادمیزد یجوری نگاه میکرد😂

بعد از تقریبا یکسال و چند ماه اقدام
ی ماه قبل اینکه باردار بشم تقریبن ۱۰ روز تاخیر داشتم منی ک‌ پریودام منظم بود، با شوشو بی بی چک اینا زدم دیدیم منفیه
ماه بعدی همون ماهی ک باردار بودم ۵ روز تاخیر داشتم شوشو خونه نبود ی بی بی چک از ماه قبل مونده بود همونو استفاده کردم دیدم عععع داره دوتا خطش پرنگ میشه🥹سری ب مامانم زنگ زدم گفتم ماماان بی بی چک زدم مثبته دوتامون بغضالود شده بودیم از شدت ذوق🥹😂
بعد از چن روز ک شب یلدا بود و تولدمم بود
مامانم اینارو دعوت کردم مامانم ب شوشو و خانواده شوهرم گفت همه ذوووق کرده بودن چشا قلبییی🥹😍😂

من چون تنبلی داشتم فک میکردم سخت باردار میشم ی ماه الکی قرص نخوردم بعد دیدم پریودم عقب افتاده بیبی زدم دیدم مثبته انقد از ناراحتی زار میزدم شوهرم از سرکار اومد قیافم دید ی دور سکته زد ک چیشده بعد ک فهمید انقد خوشحال شد ولی من بخاطر شرایط مالی ناراحت بودم ک خداروشکر چند ماه بعد بارداری هم خونه خریدیم هم ماشین هم ی خونه تو شهرستان داریم می‌سازیم پاقدم پسرم پر از خیر و برکت برام

من تنبلی تخمدان داشتم امپول آزاد سازی زدم ولی اصلا فک نمیکردم بگیره چون اینجا میوندم همه خیلی علائم داشتن من هیچی نداشتم دیگ روز موعدم قرار بود تست بزنم ک اگ باردار نبودم برم دوباره پیش دکتر برا سیکل بعدی اقدام تنها بودم تو خونه شوهرم نبود منم ساعت ۵ پاشدم برم اب بخورم گفتم بذار تست رو بزنم اخه شنیدم با ادرار صبح جواب میده دیدم دو خط شد سریع زنگ زدم شوهرم بنده خدا خاب بود من پشت گوشی گریههه اون داااااد ک چیشده کسی اومده خونه چتههه خخخ گفتم بی بی چکم دوتا خط افتاااااد دیگ هیچی هی قربون صدقم رف تا گریم بند اومد گریم ک بند اومد دعوام کرد ک مگ دیوانه ای زهره ترک شدم😂😂😂

روز قبلش به این فکر میکردم که چرا من چند وقته پریود نشدم چون روز عروسیمون اینا خیلی درگیر بودیم منم فراموش کرده بودم از پریودیم
بیرون بودیم با مامانم
به مامانم گفتم تو برو رستوران غذا سفارش بده من میام رفتم بیبی گرفتم شب اومدم خونمون شوهرم نبود بیبی رو زدم دیدم مثبت شد خیلی ترسیدم شک شدم زنگ زدم شوهرم بیبی مثبت شده گفتم داری میای یکی دیگه بگیر اومد اون بیبی هم مثبت شد همون شب رفتیم آزمایش دادیم مثبت بود شوهرم خیلی خوشحال شده بود🫠😂هعیی

من خودم نمیدونستم اصلا شوهرم خودش گفت تو بارداری بو بچه گرفتی 🤣

منم اول که لکه بینی لانه گزینی داشتم گفتم پریود شدم. بعد که قطع شد یه سه روز دیگه با استرس رفتم تست زدم. بنده خدا ساعت شیش صب داشت دوش می‌گرفت بره سرکار. یهو درحمومو زدم تست رو گرفتم جلوش چون خودمم باورم نمیشد. اول خشک مون زده بود بعدجفتمون خندیدیم. سورپرایز خاصی درکار نبود چون نتونستم تحمل کنم تا برم آزمایش بدم.😁😅

سومی ناخواسته بود صب بی بی چک زدم ۷صب از دستشویی اومدم چنان گریه‌میکردم ک نگو ب شوهره گفتم پاشو بدبخت شدیم از خواب پرید تا فهمید اونم ماتم زده شد قرار بود سقط بشه گ مامانم متوجه شد نزاشت و خداشکر ک سقط نکردم

من قبل اینکه موعد پریودم بشه مادربزرگ شوهرم اومده بود به خوابش گفته بود مبارکه . به من گفت الهام این ماه شده نی نی.گفتم نمیدونم والا.
دیگه ۴ روز از موعدم گذشت خودم رفتم ازمایش دادم مثبت شد زنگش زدم گفتم چون شیراز نبود نمیدونست پشت تلفن چکار کنه.
خیلی خوب بود🤩

دقیق ماهی ک انتطارشو نداشتیم اقدام درست حسابی هم نداشتیم گرفته بود..سونو هم رفته بودم گفته بود فولیکولات ریزن.خلاصه...یه روز تاخیر خوردم ازونجایی ک سابقه تاخیر داشتم میدونستم باردار نیستم تو کمد ی بیبی چک دیدم گفتم بزار الکی اینو بزنم بندازم بره..همسرم سرکار بود زدم در کمال ناباوری دو خط شد🥹سربع رفتم ازمایش دادم جوابش دوساعته اومد مثبت بود تست و جوابو با پستونک گذاشتم جعبه کادو شب که همسرم اومد دادم بهش...نزدیک سالگرد عروسیمون بود گفتم کادوی سالگرد😂هی گف چرا زحمت کشیدی فلان اصلااااا به ذهنشم نرسید باردار باشم خیلی شوکه شد🥹🥹همش میگف راست میگی؟!شوخی نمیکنی؟!

چن روز مونده بود ب پریودم ولی برعکس ماه های قبل هیچ گونه علائمی نداشتم حتی پی ام اس هم نشدم کاملا عادی بودم بخاطر همین شک کردم و بیبی چک زدم دیدم بله مثبته با کلللللی حسای مختلف تا فردا صبح صبر کردم و رفتم بتا دادم دیدم بلللله من جوجو دارم🫠شبی ک آزمایش دادم با یه پستونک داخل باکس همسرم و سورپرایز کردم و کلی خوشحال شد و از همه ی مراحل سورپرایزم موبایلمو یواشکی رو ب روش تنظیم کردم و فیلم دارم برای یادگاری😍🩷

من وقت نماز صبح تست زدم مثبت شد اصلا باورم نمیشد بهش گفتم ولی خوب بین خواب بیداری بود بنده خدا شوکه شده بود کمی ذوق کرد 😅🥹

اخی بنده خدا خدا برات نگه داره🥰🥰

من بیست روزا بود تاخیر داشتم حالمم خیلی بدبود بالااوردن وسردرد واینا بعد همش میگفتم فک کنم حاملم همسرم میگفت نه واینا چون جلوگیری داشتیم یروز گفتم برو بیبی چک بگیر تا اگ نیستم دمنوش بخورم ک پریودشم صبح همسرم رفت سرکارگذاشتم دیدم مثبته رفتم سونو گف۵هفته ای انقدر گریه کردمممم ب همسرمم زنگ زدم کلیییی گریه کردم گفتم حالا چیکارکنیم😂😂چون دو سه ماه بود اردواج کرده بودیم من میگفتم خیلی زوده اما اون کلی ذوق کرد

من سه ماه پریود نشدم خبر نداشتیم حامله هستم چون لکه بینی داشتم فکر میکردیم که پریودیم بسته شده. بعد 3ماه با شوهرم رفتیم سونوگرافی بعد اونجا فهمید که 12هفته باردارم🫢😂😂😂😲

من شوهرم کربلارفته بوددعامیکردکه باردارباشم آخه علائم داشتم بچه ی سومیه میفهمه علائم رو
بعدعکس بی بی چک تووات فرستادم براش😍😍😍😍😍چشاش قلبی شد😂😂😂

اخیی چ رومانتیک 🥹😑🩷
من شب بود بیبی زدم اولش منفی بود بهش گفتم منفیه گف باشه اشکالی نذاره بعد چن دقیقه ی هاله کمرنگ دیدم رفتم بغلش نشونش دادم 😂🤲 بزا اطمینان یکی دیگه آورد فردا صبح زدم دو تا خط پرنگ برا این تودلیم هم شب بود ی ردز از پریودیم گذشته بود ی بیبی چک اضافه داشتم تو خونه گفتم همینجوری بزنم همینجوری دیدم ی هاله خییییلییی کمرنگ درومد شوهرم تعجب کرد چون دخترم دو ماه و نیمش بود

من روزی ک بی بی چک زدم و مثبت شد بی بی چکم تاریخ گذشته بود شوهرمم سر کار بود گفتم بذا زنگ بزنم اذیتش کنم حتما منفیه این چون تاریخش گذشته مثبت نشون داد
زنگ زدم گفتم باردارم کلی گفت خدارو شکر من میگفتم نههه نباید میشد من نمیخوام بیارم
بعد رفتم بتا دادم دیدم نهه بی بی چکه درست نشون داده باردارم😅

من بیبی چک زدم انداختم اشغالی بعد شوهرم رفته بود دید مثبته جفتمون نشستیم گریه کردیم 😂

من بیست روز بعد از تاخیرم بود رنگم پریده بود و خوابم زیاد شده بود ی شب هوس نون خامه ای با ژله کردم بعد ک خوردم مزه💩میداد ب شوهرم گفتم بخوره خورد گفت خوبه تو ی چیزیت شده بعد زنگ زد ب باباش اینجوری شده چرا باباشم گفت این چیزا رو از مامانت باید بپرسی ن از من خلاصه رفت تست خرید همون شب بعد شوهرمم ازوناییه ک باید ی چیزیو ب چشم ببینه تا باور کنه دید بله بالاخره بعد دو سال و نیم اقدام ما هم لایق هدیه خدا شدیم

شوهر من که کلا یه آدم بی ذوقی هست خودشم رشته تحصیلیش اینه قشنگ‌از علائمم فهمید میخواستم سوپرایزش کنم خودش زود تر فهمید و برنامه بهم خورد ... کلا هم تاثیری روش نداشت 😑

من شوهرم ماموریت بود گفتم گفت حالا چیکار کنیم😂😂چون نمیخاستیم خیلی طول کشید تا دوتامون کنار بیایم

من نتونستم سوپرایزش کنم چون خودش رفت تست خرید اومد 😅

من موقع سکس بهش گفتم😂😂😂قیافش دیدنی بود🤣🤣🤣🤣

سوال های مرتبط

مامان عسل پسرم👼🏻🩵 مامان عسل پسرم👼🏻🩵 ۱۲ ماهگی
مامانا بیاین نفری یه خاطره جالب از روزی که فهمیدین باردارین بگین😁

من یه روز صبح میخواستم برم دکتر معاینه شم میدونستم عفونت دارم ولی خب تو اقدام بودم قبل اینکه برم صبح بیبی چک زدم صبر کردم منفی شد دیگه پرتش کردم تو سطل اتاق
رفتم بیرون برگشتم دیدم دو تا خط شده😂
رفتم دو تا مدل دیگه خریدم آوردم زدم اونام مثبت شد رفتیم آزمایشگاه پنجشنبه ام بود
خلاصه آزمایش دادم ولی چون تازه دو روز از پریودیم گذشته بود عدد بتام پایین بود
گفتن احتمال بارداری زیاده ولی مشکوکه باید دو سه روز صبر کنی اگه چند برابر شد خوبه
خلاصه به شوهرم گفتم به کسی نگو تا قطعی شه
اونم برداشته بود همون شب به مامان و باباش گفته بود ولی قسم شون داده بود به کسی نگن
بابای دهن لقشم همون موقع به کل فامیل و آشنا و دوست و … همه گفته بود
این در حالی بود که من چهار هفته م بود کلا و حتی سونوی تشکیل قلب هم نرفته بودم🤦🏻‍♀️
خلاصه داشتم سکته میکردم دیگه انقد گریه کردم جیغ و داد کردم😂
الان یادش میفتم با اعصابم از کارشون خورد میشه و خیلی ازشون ناراحت شدم

ولی اینم یه خاطره بود دیگه😁
شماهم اگه دوست دارین تعریف کنید