مامانا تجربه من به شما
از روزی که محمد حسین و از شیر گرفتم چنان به غذا افتاده و غذا میخوره خوابش عالی شده
اعصابش آروم تر شده
یعنی اگر من میدونستم اینطور قرار بشه زودتر از شیر میگرفتم و خودمو زور نمیکردم تا دوسالگی بدم
به روش تدریجی گرفتم اول روزشو قطع تا رسیدم به شب
الان شیش روز میگذره دیشب و راحت خابید
ما پنج شب بود با جیغ های که میزد تو خیابون ها میچرخید یم با ماشین نمیدونم جایزه می‌دادیم لپ لپ شیر و آبمیوه نی دار دنیای خریدیم براش
در طول روز اصلا اذیت نشد پیشنهاد میکنم روش تدریجی انجام بدین
ولی برا قطع شیر شب وحشتناک ترین شبای زندگیم بود
با گریه های بچم گریههه میکردم
دو دفعه رفتم زیر سرم از بس شیر جمع شده بود تو سینم دکتر قرص داد و گفت تب و لرزم از شیری ک جمع شده و تب شدید شیر کردم اصلا وحشتناک بود سینه هام نفس میکشیم درد میکرد
محمد حسین هم شب اول تب کرد بردیم دکتر گفت هیچ علائمی نداره یهو باباش گفت از شیز داریم میگیریم دکتر گفت تب شیر کرده
باز دو سه شب تب می‌کرد تو خواب و بهانه می‌گرفت بچم
خیلی سخت بود خیلی
خیلی برا بچم اولا گریه کردم دلم سوخت پشیمون شدم
ولی الان هیچ پشیمون نیستم چنان غذاشو خوب میخوره و میخابه ک کیف میکنم 🥲❤️‍🩹❤️ماهم گذشتیم ازین دوران

تصویر
۹ پاسخ

ارهه منم مث شما انقد راحت بود و انقد هردومون خوش اخلاق شده بودیم بعد ترک شیر ک میگفتم کاش زودتر میگرفتم

یعنی دیگه شیر گاو هم نمیدی

منم از شیر گرفتم هم خودم اعصابم آروم شده هم بچم خیلی ماشالله خوب شده اخلاقش خوابش هم همینطور
ولی هنوز غذا خوردنش خیلی خوب نشده باید زوری بهش بدم

دختر من خوابش خوبه ولی هیچی نمیخوره کلی هم وزن کم کرده

بازم خداروشکر که شیر. داشتی من نداشتم مجبورم شیر خشک بدم

من روز سومم انقد گریه کردم دیوونه شدم

منم به فکرشم فقط از خوابیدن میترسم چون فقط یا سینه می‌خوابه

خوشبحالت برا من هنوز بهونه گیری میکنه🥺❤️‍🩹

ای خدا پس من چجوری بگیرم از شیر.شوهرم میگه برو بمون خونه مامانت اون کمکت کنه میگه من طاقت گریه هاشو ندارم😭

سوال های مرتبط

مامان هلین مامان هلین ۲ سالگی