۷ پاسخ

از جلوش جمع کن

بچه منم ب شدت دوس داره ما هم اصلا اجازه نمیدیم بزنه فقط بهش گفتم هرسال تولدت میتونی رژ بزنی.تو کیفش برس و نرم کننده لب و ضدآفتاب و ی شونه ابرو گذاشتم جذب اونا شده فعلا

دختر من دوست داره.ولی بهش یاد دادم براش زوده پوستش خراب میشه.بخاطر همین اصلا استفاده نمیکنه.لاکم فقط ب پاهاش میزنم.چون غذا خوردنی رعایت نمیکنه دستش تو دهنش میکنه.خدا رو شکر سره این چیزا قانع هست حرف گوش میکنه

دختر خاهرشوهرم ۲سالشه براش رژ و رژ گونه و لاک و اینا میزنن. بنظرم اصلا قشنگ نیست و کارخوبی هم نیست نکه بخام حرف دربیارم بلاخره بچن میخان. میبینن یادمیگیرن. ولی برای پوستشون خیلییییی ضرر داره .اصلا اجازه نده

من دخترم بزنه رژ سریع پاک میکنه رو لبش سنگینی میکنه ولی اگه علاقه داره ببین با اسباب بازی که رژلب وسایل آرایش راضی میشه براش بگیری سرگرم بشه

دختر مک فقط دوس داره بقیه ارایش کنه بهشم بگم لاک بزنم میگه نه تو بزن دستم لاکی نشه یا ارایش به پوستم نخوره

من همه چی واسشون خریدم همون اول طی کردم ک قبل استفاده باید اجازه بگیرین زیاده روی هم نکنین
اوایل خیلی زوم بودن روش الان نه خیلی کم استفاده میکنن مثلا روزی ی بار یه بالم بزنن نهایتش
شوهرم کلا اعتقاد ب این داره ک بچه باید انقد از همه چیز داشته باشه ک چشم و دلش سیر باشه

سوال های مرتبط

مامان محمدپارسا مامان محمدپارسا ۵ سالگی
خانوما آنفولانزا و ویارم یه طرف بعد من از اول این بارداری فقط میخواستم خدا کنه بچم دختر بشه خودشم اول نمیتونستم قبول کنم تازگیا دیگه گفتم خدارو ناخوش میاد .حالا از دیروز که دکترم یه بار گفت احتمالا دختره در لحظه انگار دنیارو دادن ولی بعدش اونقده از دیروز فکر وخیال تومده سرم دارم دیوونه میشم .خانوما‌پسرم بیش از اندازه لجباز .میزنه .هرچی میخوادددد رو‌عملی میکنه .حرف هیشکیو گوش نمیده بعضی مواقع حرف منو فقط یعنی تنهاییم بهتره تا یکیو میبینه دیونه میشه بعد ارتباطش با دخترها اصلا خوب نیس .دوتا برادرشوهر دارم دوتاشونم دوتا پسر دارن برا اونا میمیره .حالا فکر وخیال منو دیونه کرده که با این همه شلوغ ولجبازی نکنه دختر رو قبول نکنه یا پسرعموهاش اذیتش کنن بگن ما داداش داریم فلان چون بیش از اندازه غرروره پسرم هرکی یه چیزی بگه زود داد هوار قیامت .
نظرتون چیه یا سوالم خیلی اختصاصی شد یا باید برم مشاوره ؟چون نمیدونم پسرم خیلی اذیتم کرده فقط فکر میکنم قراره چطور بشه نمیدونم اعصابم ضعیف شده افسردگی گرفتم خیلی فکرا اذیتم میکنه که نگفتم درمورد چالش یدونه پسر شلوغ با دختر کوچک.