۱۹ پاسخ

معلومه ک دخترش بیشتر اون دخترشه همدمشه همرازشه هم دردشه
من عروسم درسته مث دخترش باهام رفتار میکنه اما همخونش ک نیستم همه چیو بهم بگن خودمم اونقد عاقلم ک تشخیص بدم ک تو بعضی صحبتاشون دخالت نکنم یا جدا بشم از جمعشون

کلا من روابطم دوستانه هست با احترام بدون حرف و حدیث صمیمی هستم ولی شوخی نمیکنم ک کسی باهام شوخی نکنه

شده همرو دعوت کردن منو دعوت نکردن اصلا ناراحت نشدم لابد دوست نداشتن با من حال نمیداده بهشون یا حرفی بوده نخاستن‌من بشنوم
کلا خودمو درگیر این روابط نمیکنم میرم میام حدمو میدونم همینکه بهم توهین نکردن احترامم نگه داشتن برام کافیه

تا حالا یادم نمیاد خونه مادرشوهرم دعوت شده باشم. خودمون میریم سالی 1 بارم نرم نمیگه چرا نیومدی. دخترش مجرده

مگه باید دعوت کنن؟؟ دیگه خونه پدر و مادر دعوت نمیخواد که . همسرم هر روز میره به پدر و مادرش سر میزنه . من و دخترمم دو هفته یک بار یا ماهی یک بار میریم.
دختر ندارن فقط دوتا پسر دارن

تو فاز دعوت کردن نیسن خونه منم تا حالا ندیدن اخرین بارم پارسال عید رفیم دیگ نرفیم
دختر هم نداره
عروسم فقط منم

ای خواهر من طبق بالا مادر شوهرم فقط برادر شوهرمو دعوت می‌کنه هفته ای چن بار اصلأ مارو دعوت ‌نمیکنه منم کاری بکارشون ندارم درحد احوال پرسی دم در ببینمشون دعوتشون هم نمی‌کنم برا نهار یا شام چون دعوتی ازش ندیدم دختر ندارن فقط ۳ پسر هستن ما آخری هستیم

والا مامان و بابای من بیشتر به عروس میرسن خانواده شوهرم بیشتر به دختر من این وسط بوقم هیچ طرفی جایی ندارم 😐

ما معمولا اخر هفته ها میریم ..اگ هم ی هفته نشه نهایت هفته ی بعد خودمون میریم..دعوت چرا ؟ مگ خونه پدر مادر خودم میمونم تا منو دعوت کنن ک حالا انتظار دعوت داشته باشم؟ دخترش هم شاید یکم بیشتر بره یا بیشتر با هم در تماس باشن خو طبیعیه همونجور ‌ ک من با پدر مادرم بیشتر تماس میگیرم تا داداشام..این عادیه ..ولی نه منتظر دعوت نمیمونم ..مادرشوهرم اینا معمولا چهارشنبه سوری و شب یلدا اینا میگه بیان پیشمون البته اگرم نگه هم ما خودمون میریم😆

ما همیشه خونه مادر شوهر پلاسیم اونم دوهفته یکبار میاد

آفرین که هم خوب فکر میکنی هم آرامش خودتو حفظ میکنی

ما که دیگه کلا نمیریم . شوهرم و پسرم هرشب میرن نیم ساعت بالا. قبلنا منم خودشون دعوت میکردن. ولی ۲ سالی میشه که دیگه نمیکنن. یعنی دعوت نمیکنن که اصلا بخوایم بریم یا نخوایم بریم. 😊😊
هرچند ما طبقه ی پایین هستیم اونا بالا .
بیخیال بابا خوش باش.
از وقتی جاریم داره طلاق میگیره دیگه منم بالا دعوت نمیکنن. یه جوری انگار منم اضافیم. کاش میشد منم از این خونه میرفتم. دیگه تحملشونو ندارم. کاش بابام آپارتمان داشت میرفتم میموندم تو یکی از واحدهاش‌ . شوهرم توان خرید خونه نداره‌ .البته اونم سنی نداره که بتونه خونه بخره. مجبوری اینجا باید بشینم. 😔😔

عیدی و سالی یکبار دعوت میکنن منو ولی دخترش و اون جاری اکثر وقت ها اونجا هستن با دعوت وبی دعوت برای من اصلا مهم نیست فقط ارامش خودم مهمه تمام

پارسال عید دعوت کردن امسال دوباره عید رفتیم خیلیم نزدیک هستیم ولی خودشون رو ب زحمت نمیندازن میگن هروقت دوست دارین بیاین ک‌ منم ترجیح میدم بدون دعوت جایی نرم.
بله دختراشون مسلما بیشتر میرم دیگه

سالی یکبار میریم .....‌‌از ما دوررن
ولی اگه نزدیک بودیم احتمالا هفته ای یبار رو انتظار داشتن سر بزنیم ..ولی خودشون اهل خونه کسی رفتن نیستن در حد چندماهی یکبار احتمالا میومدن .

دعوت زیاد نمیکنه سالی یکی دو بار ...به خصوص که خونه اش از تابستون پارسال عوض کرده بهانه اش اینه کوچیک هست واسه همین سال قبل اصلا دعوت نکرد ....ولی عیدی اینم همسرم به گوشش زد اینقدر بازم دعوت تکرد هی بهونه ی شب ی کاری داشت برادر شوهرم زنگ زد گفت بیا بریم ..... ولی خب میریم بهشون سر میزنیم در حد یک ساعت میشینیم... معلومه دخترش بیشتر میره و بهش میگه ....

من نه پدر شوهر دارم نه مادرشوهر،همسرم مجرد بود دوتاشون فوت کردن
از خانواده خودم و همسرم هم دوریم،ما کرجیم اونا اهواز سالی یکی دو بار بریم اهواز اکثرا سمت خانواده همسرم هستیم

ما که فرت و فرت میرفتیم ولی دیگه خدا بخواد امسال قطع رابطه کردم راحت شدم
ولی قبلا ما بیشتر میرفتیم اونا هر وقت میومدن تهران دعوتشون میکردم ، دختر ندارن. ولی قطعا اگر دختر داشتن به اون بیشتر رسیدگی میکردن

دعوت فقط سالی یکبار شب یلدا
تو طول سال خودمون هرموقع بخوایم میریم .... ما معمولا دو یا سه ما یبار

والا مارو تا حالا تو این ۱۳ سال دعوت نکردم میگن خودتون بیاین اما از نا انتظار مهمونی و دعوتی دارن همیشه

سالی یکی دوبار یک‌بار که عید نوروز البته اولین روز نباید بریم سوم فروردین بریم که مصادف با تولد پدر شوهرم یکی هم در طول سال بیشتر نشده حالا پا داده باشه تو این چندسال ۳ بار بریم تو ذهنم نیس
ولی برادر شوهرم همیشه هست خواهر شوهر ندارم برادر شوهرم یجور خاصی دوس داره حتی زنش رو و همیشه اکثریت اوقات هستن
حتی گاهی پیش میاد همسرم میگه بابا فلان شب میایم اونجا میگه نه نیاین صبر کن اون شب بیاین که برادرت باشه 🥴 در این حد عزیزیم

سوال های مرتبط

مامان علیرضا مامان علیرضا ۶ سالگی
سلام
این سوال دوستم هست و از زبون خودش میگم
ما خونمون تهران هست و دو تا از برادر شوهرام هم تهران زندگی میکنن و یک خواهر شوهرم سبزوار و پدرشوهر و مادرشوهرمم تو روستا زندگی میکنند همراه برادرشوهرم و پدر و مادر خودم با داداش هام هم سبزوار زندگی میکنن ، بعد من و شوهرم که میریم روستا و سبزوار یکی از برادر شوهرام با خانواده و با ماشین خودشون میرن روستا و مثلا زن و بچه ش که می‌خوان بیشتر بمونن روستا ،(چون خونه دارن تو روستا) و برادر شوهرم ماشینش رو هم روستا می‌زاره و با ما برمیگرده تهران و باز بعضی اوقات هم بوده که من سبزوار خونه ی مامانم اینا موندم و شوهرم برگشته تهران که چند روز کار کنه و باز دوباره برگرده ، برادر شوهرم باهاش رفته تهران و از اون سمت هم برگشته و ماشین ما ۲۰۶ هست و ما هم چون زیاد میمونیم تو سبزوار و روستا مثلا دو هفته یا سه هفته و برای همین لباس و .... زیاد برمی‌دارم و حالا چیکار کنم و چه بهونه ای بیارم که برادر شوهرم با ما برنگرده ، آخه شوهرم خودم هر وقت بخواد در حد چند روز بره و برگرده یا با ماشین خودمون و یا با اتوبوس می‌ره و برمیگرده
فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری تب سنج زردی نوزادان