سلام مامانااا😍💕

چخبررررر؟؟؟


اقای همسر که جشن رفیقشه هنوووز نیومدهههه☹️💔

دخترمم نیم ساعت پیش خابید یهو بیدار شد الانم رو پاهامه🥲💔



خانمها به سووواااللللللل
با اختلااف سنی چند بچه هاتون موافقین؟؟😁

چون من حتی به شوهرمم گفتم الان به هیچچچ عنوان دلم بچه نمیخاااد واقعااا نمیخادااا چون چن باار بچه های کوچیکو بغل کردم با دیدم همش تو دلم گفتم خدایا دامن اونایی که بچه ندارن سبز شه من همینو خوب بزرگ کنم 🥺
از یه طرف دیگم میگم دلم میخاد دخترم همبازی داشته باشه کسیو ندارم ولااا از فامیلای همسر که هیچ
از فامیلای خودمم ولااا هیچییی همه بزرگننننن☹️💔
فقط بچه های رفیقامون هستن که خداروشکر همه بچه دارن وتقریبا هم سنن
دخترمم خیلی بچههه دوس دارههه یکی پیشش باشه ارومههه
سرتونوو درد نیارمممم این موقع شب دیگهههه از یه طرف دلم بچه میخاد از طرف دیگه فک میکنم خودم باید بدنیا بیارمش وبقیه کاراش بامن باشه بیخیااال میشممم😵‍💫😂
چون من واقعا ادم بچه دوستی نیستمممم واقعااااا من حتی سر دخترمم عذاب وجدان داشتم که همه باردارن بچه دارن من اگه نازا باشم چی🫤🫤🫤هچی دیگه حامله شدم تا چن وقت اول کلی گریههههه که من از پسش بر نماااممممم



و امیدوارم گهواره عزیز این پیام کوفتی منو نشووون بدهههه
شیر خشک پووشک دورهمبییییی

تصویر
۲ پاسخ

با هم بزرگ بشن بهتره پسرم ۱۳ سالس دخترم یک ساله خیلی بده

سلام عزیزم هیچی تو گهواره میچرخم
من خودم ک حالا حالاها قصدشو ندارم ولی پنج شیش سال اختلاف سن بنظرم اوکی باشه یکم سختیای بچه کوچیک یادمون بره بعد دوباره از سر 😂😂

سوال های مرتبط

مامان نگارین زهرا💖🪷 مامان نگارین زهرا💖🪷 ۱ سالگی
غم خودم یه طرف ، فشار حرف های بقیه یه طرف
مامانم هر بار که به خاطر وزنگیری نگارین زهرا ناراحت میشم و باهاش درد و دل میکنم میگه تقصیر خودته ما بهت گفتیم الان وقت بچه دار شدنت نیست ،برو بستریش کن ، اگه می‌رفتی پیش فلان دکتر اینجوری نمیشد ، چقدر بهت گفتم بخور ولی گفتی من وویار دارم و نمیتونم ، اگه شیر خودتو می‌دادی اینجوری نمیشد و .... بقیه فامیل هم هر بار بچه ام رو میبینن انگار دارن یه عقب مونده میبینن ، یکی میگه حتما از فامیلیه ، اون یکی پشت سرم میگه اینطوری که تو ازش نگهداری می‌کنی معلومه بزرگ نمیشه
یکی دیگه میگه این بچه برات بچه نمیشه یکی دیگه بیار به اون ذوق کنی ، یکی دیگه میگه بچه تو تو رحم هم رشد نداشت اینجا میخواد رشد داشته باشه
یکی دیگه میگه چون موقع حاملگیت هیچی نخوردی اینجوری شد ، چون خودت شیر ندادی اینجوری شد یکی دیگه میگه تو همش خودتو گول میزنی میگی بچه ام متفاوته نه بچه تو مریضه اینو بپذیر
من خیلی بهم ریختم ، دیگه هیچ امید و انگیزه ای ندارم
خودمو حبس کردم تو خونه که کسی بچه ام و نبینه که بپرسه چند ماهشه و من بازم از هم بپاشم
هیچ مهمونی و مسافرتی نمی‌رم ، حتی خونه مامانمم نمی‌رم چون نگاه های ما امید مامان و بابام و نصیحت هاشون خیلی اذیتم می‌کنه
حتی یه بیرون ساده هم نمیتونم برم چون شوهرم می‌ترسه بچه مریض بشه گزمازده بشه ، انقدم به خودم وابسته است که پیش شوهرم نیم ساعت هم نمی‌مونه
تروخدااا تو رو جون بچه هاتون برام دعا کنید خیلی شرایطم سخته هر شب آرزو میکنم فردا صبح دیگه بیدار نشم
مامان آوان و رزان مامان آوان و رزان ۱ سالگی
ننه ها بیاین یکم درد و‌دل کنیم😅 بعداز بچه دار شدن اوضاع زندگیتون چه تغییراتی کرده؟مخصوصا اونایی که دوقلو دارن یا دوتا بچه شیر به شیر دارن…
من که خیلی زندگیم عوض شده
از تو خوشی‌های بعداز ازدواجم یهو افتادم به بچه داری و….
البته خودم خواستم، ولی خیلی زود بچه دار شدم ، ۶ ماه بعداز عروسیم دوقلو طبیعی باردارشدم، خداروشکر ، چون خیلی عاشق بچه بودم کلا دلم زود بچه میخواست البته۲۵ ازدواج کردم ، ۲۷ باردار شدم…
الان با اینکه خیلی خوش میگذره با دخترام اصلا نمیشه توصیف کرد چون دختر داشتن یه لذت دیگه ای داره،،،،ولی دیگه مثل قبل نمیتونم خیلی کارا کنم،
حتی یه خرید حضوری درست و درمون نمیتونم برم …
مایی که هرسه ماه سفر بودیم از بارداری تا الان ۳ سال سفر نرفتیم
حتی مسیر های نزدیک خودمون مثل دریا …
با اینکه صبح تا شب پرستار دارم ولی دکتر با اراشگاه اینا نمیتونم برم😅
جدیدا تو ماشین و صندلی ماشینم نمی مونن که با دوستامون بریم مسیرهای یک ساعته یا ییلاق اینا..
دلم برای مهمونی های شلوغی که میگرفتم تنگ شده…
الان میخام سالی دوبار مهمونی بدم ولی قبلش باید با پرستاران هماهنگ بشم و… مهمونی اینا میریم ولی مثل قبل حال نمیده😅چون حواسم باید به بچه ها باشه..
به نظرتون این بچه ها تا کی از آب ‌گل در میان؟😅🤌🏻
من حتی به بچه دیگه فکر نمیکنم تا حداقل ۱۰ سال دیگه
بازم شکر😅