۳۰ پاسخ

قوی باش عزیزم واقعا سخته این دوران همه مون گاهی وقتا اینجوری میشیم
حق داری ک خسته بشی
پسرتون از کی اسهاله چند روزه

عزیزم از کار خونه کم کن یکم استراحت کن. شوهرت اگه کمک میکنه که یسری کارارو بسپر بهش. اگه نه بگو دستم درد میکنه نمیتونم کار کنم غذا از بیرون بگیره کمک کنه

عزیزم من از بعد زایمان افسردگی گرفتم و خیلی عصبی شدم، شوهرم خیلی بهم میگفت برو دکتر بهت دارو بده قبول نمیکردم.
تا این که بالاخره کوتاه اومدم و رفتم بهم قرص داد. الان یکماهه واقعا حالم بهتر شده، اعصابم آرومه. فشار از روم برداشته شده.
به نظرم اول پیش یه دکتر روانشناس خوب برو. بعدم یه کاری بکن که دوس داری. نقاشی، رقص، کتاب بخون، کیک بپز، شیرین درست کن، نمیدونم هرکار کوچیکی که بهت حس خوب میده.
اون بچه ها به یه مادر شاد بیشتر احتیاج دارن تا خونه ی تمیز.
بعدم بچه به خاطر آنتی بیوتیک اسهال شده اشکال نداره. به مرور رفع میشه.

عزیزم برا همه همینه تفاوتش اینه شما دوتا داری من یکی ی نفر دیگه ۳تا و خوب شرایط هم فرق میکنه ختنه کردی مراقبت میخاد اسهال هم ک بدتر به خودت استراحت بده بزا ظرفا ی ساعت توو سینگ بمونه بشین کنار بچه هات لذت ببر از زندگیت بخدا کسی نمیاد بهت نمیگه افرین همش خونت تمیزه یا همش سر و وضع بچه هات مرتبه دو دوز دیگه درد دستت بیشتر شه چی تو باید ی خانواده رو راه ببری پس به فکر خودتم باش یکم

عزیزم قوی باش این روزاهم تموم میشه🥺

اسهال فقط پونه کوهی دم کن با نبات بده

عزززیزم ما هم این روزا رو گذروندیم قوی باش چون دوتا داری خیلیی سخته برات ولی میگذره 🥺🫂

عزیزم همین که سالمن خداراشکر.
میدونی خیلی روزاشون را با بچشون تو بیمارستان میگذرونن
خودت من وقتی بچم بدنیا اومد دوماه تو بیمارستان بودیم بچمو تا رنگی گردن سوراخ سوراخ کردن از بستری سرم زدن امپول زدن الانم تخت نظره.
منم تنهام دوتا پسر بچه شیطون دارم ولی ان شاالله همیشه تنشون سالم باشه اذیت کنن شیطونی کنن منم هی بپزم و بشورم.
خوشی بچه هام خوشبختی منه

عزيزم تو خيلي قوي هستي دمت گرم
من تو اين شرايط بودم دركت ميكنم
ميتوني ساشه كيدي لاكت بگيري تو ماست بريزي بخوره
فقط حواست باشه اب بدنش كم نشه

منم مثل تو کار خونه تمامی نداره مادری کردن تمامی نداره خیلی خسته کننده ست ۱۰۰ تا بهشتم بدن کمه بهمون

فیلم ببین آهنگ بزار بچه هاروببرپارک
ظرفاروجمع کن یکدفعه بشور
ب خودت اهمیت بده یابگوشوهرت کمکت کنه بروخریدروحیت عوض بشه بادوست یاخواهرت بروبیرون اینا خ تاثیر آره
کم کم افسرده نشی کار خونه همیشه هست

یکم رها کن کار و همه چیو شاید خیلی حساس شدی عزیزم

عزیزم به پسرت شربت لوپرامید بده با ۱ قاشق چایخوری اسهالش خوب میشه

همه زن ها اینجوری هستیم من با تو تفاوت ام این هست ۳ تا بچه کوچیکه دارم یه ساعت یه بار خونه رو تخت میکنم دوتا بچهام آنلاین هستن از ساعت ۱ نشستم آنلاین تا ۵ پشتم شکست بخدا بس که نشستم الان ۵ تا ۱۲ شب باید تکالیف خونه بنویسن یعنی این روزها عین مرده ها هستم چند وقتی درد عجیب داخل سینه است گرفتم نمی‌دونم چه بلایی هست دیگه بس که فکر خیال میکنم دارم دیوانه میشم

اگر پدر مادر داری و ی شهر دیگ ان برو یکی دو هفته بمون اونا نگه دارن بچه هاتو ی هوایی ب سرت بخوره اوضاعت بهتر میشه اگر دوستی داری باهاش رفت و امد کن بچه رو بزار کالسکه برو بیرون ی بستنی بخورین همیشه ک اینجوری نمیمونه درست میشه همه چی

عزیزم🥺❤️
مامان خونه دار همینطوریه هممون همینطوری روزمون میگذره منتها یکی کمتر یکی بیشتر منم یه بچه دارم ولی کار ده تا بچه رو برام میکنه ۲۴ساعت در حال سرویس دهیم یه سره ریخت و پاش میکنه باید جمع کنم فکر صبونه ناهار و شام باشه و....

عزیزم درکت میکنم ،منم دقیقا اینم ،یه روز نشستم سیر دل گریه کردم ،ازاین همه سختی ،حالا اینا به کنار این که شوهر هی میاد یه چی میگه دیگه بدتر ،ولی بعدش که سبک شدم بلند شدم به خودم سخت نگرفتم کارهامو کردم ،خدارو شکر وضعیت بهتر شد ،

ای جونم ، عزیزم ، حق داری خیلی خسته میشی بدون کمکی با دوتا بچه 🥺

مک با یدونه بچه اعصاب برام نمونده خواهر
خدا کمکت کنه میفهمم حق داری
حق با تو هستش
کاملا درکت میکنم
اوضاع مالیتون چجوریه؟؟؟ میتونی کمکی بیاری؟؟؟؟
برای اسهال حتماااا ببر دکتر خوب ک بچه آب بدنش کم مشه خیلی خطر داره

عزیزم شرایط سختیه من با یه بچه واقعا خیلی اذیتم شما که دو تا داری
ایشالا خدا توانشا بهت بده
قوی باش تو میتونی

خیلی ناراحت شدم برات عزیزم مطمین باش ماهاهمه این دورانو گذروندیم قوی باش
کپسول پروکید بگیر ازداروخانه پودرداخلشو بریز توی هرچچچچی ک دوس داره بده بخوره سریع قطع میشه اسهالش

عزیزم ماست و کته بده بهش منم۳تا بچه دارم خودم باهاشون بازی میکنم همه کاراشون با کنه قوی باش

عزیزم منم بعضی وقتا میشینم کلی گریه میکنم و اعصابم بهم میریزه و خسته میشم.
همه همینطوریم‌.یکم به خودت استراحت بده.خونه اگه نامرتب باشه چیزی نمیشه.دو ساعت دیرتر مرتب بشه.مگه اشکالی داره.چنتا نفس عمیق بکش.چنتا صلوات.
من خودم دوش آب سرد آرامش بهم میده.یا شستن صورتم با آبه خیلی سرد.

همه اینجور گلم من به جز پسر خودم پسر مادرشوهرمم دارم بزرگ میکنم یعنی شوهرم از همه بدتره حرف حالیش نمیشه
از صبح تا شب کار میکنم میگ وظیفته
اینکه گاهی اوقات داخل گوشیش،میبینم با زنای دیگ در حال چت کردنه همش جنگ و دعوا واقعا خسته کنندس اینکه بائو تحمل کنم چون پسرم ازم میگیره چون خانواده ای پشتم نیستن
از دو طرف باید حرف بشنوم واقعا خیلی سخته خیلیییی
منم خیلی اینجور میشم دلم گرفته میشه میشینم اشک میریزم عصبی میشم ولی چاره چیه باید ساخت🫠🫠🫠

عزیزم یکم دونه زنیان با نبات براش بجوشون طوری که تلخ نشه اسهالش رو خیلی بهتر میکنه و میکروب دفع میشه.درکت میکنم کلا مرد جماعت همینه

سخته میدونم بخصوص دست تنها برو خونه مامانت چندروز استراحت کن و کارهای خونه رو چندروز انجام نده

قوی باش عزیزم خدابزرگه دیگه سختیهاشون روپشت سرگذاشتی برای اسهال کوچولوتم قطره رامنو فلور بگیر

از بقیه کمک بگیر منم دست تنهام نیلا انقد بد قلق کرده تا ب امروز ای کاش شما میذاشتی فاصله سنی بچهات بیشتر باشه سخته پشت همی یوقتا ک شوهرت خونس برو بیرون یکم دلت باز بشه

تو مامان قوی هستی از پسش بر میای

اگه خانواده خودت یاشوهرت نزدیکن برو دو روز دوروز بمون خونه هاشون هم اوناهم وقت میگذرونن با نوه هم تواستراحت میکنی

سوال های مرتبط

مامان دوتا نینی مامان دوتا نینی ۱۶ ماهگی
خانمایی ک بچه ۳ ساله دارید ی لحظه بیایید

پدرم دراومده با این بچه چ کنم ؟؟؟
اوایل خوب بودااا الان ی چن وقته نمیدونم چرا حس مستقل شدن داره
اب میخواد دم ب دقیقه عین چی از سینک میره بالا واب میخوره
اصلااااا ب من نمیگ
جیش داره شلوارشو درمیاره لامپ رو میزنه میره دستشویی و .. ی چن بار دعواش کردم گفتم ب من بگو جیش داری ک من ببرمت
اخه یهو میره منم حواسم نیست و داداششم هی عین دم چسبیده ب بزرگه اینم پشت بندش باهاش میرفت دستشویی و بعد هر دوتا رو باید لباسا و.. رو عوض میکردم
حالا خدادوشکر این از سرش افتاده
ولی وقتی دستشویی میبرمش من بیردن دستشوییم تا کارشو بکنه و بعد یهو بچه کوچیک رو ببرم اتاق و سری برم تو دستشویی و بشورمش تو این فاصله اب رو باز میکنه و شلنک رو میگیره همه جا رو ب اب و کثافت کاری میده
هی سعی میکنه مستقل شه و کاراشو خودش بکنه منم حرص میخوزم
از ظهری هزار بار رفته دم سینک و اب خورده
خداشاهده امروز همش دستشویی بودم
چیکار کنم هر چی خاست ب خودم بگه ؟؟؟؟
اخه بچه خواهرم داره ۴ سالش میشه هر چی میخواد ب خواهرم میگ ولی بچه من نه خودش میره تو کار تا انجام بده
و اینم بگم دائم اب میخواد
ی سری رفتم خونه مامانم اینا بابام نیگف نکنه دور از جون دیابت داره انقدر اب میخوره؟
گفتم نه والا
ولی امروز خیلی نگران شدم
مامان آوش مامان آوش ۳ سالگی
سال ١٤٠٠ تصميم گرفتم برم خودمو چك كنم ولي تصميمم واسه بچه دار شدن ٤٠٢ بود،وقتي رفتم دكتر بم گفت ك تو بچه دار نميشي بايد سريع بري مركز ناباروري بش گفتم من نميخوام الان بچه دار شم گفت مهم نيس تو ميري اونجا شايد ١٠ سال زمان ببره تا باردار شي،گفتم داره چِرت ميگه رفتم چندتا دكتر ديگه نظر اونا هم همين بود ك ب آسوني باردار نميشم،حقيقتو بگم يكم ناراحت شدم ولي تو دلم گفتم اگه خدا بخواد ميشم وگرنه هيچ،اومدم خونه ب همسرم گفتم ك دكترا چيا بم گفتن،بم گفت اااا جدي پس الكي اينهمه جلوگيري ميكرديم خودمونو عذاب ميداديم با كُلي خنده بم گفت،گفت ديگه راحت شديم😂من فك كردم حالا اونم ناراحت ميشه ولي اون ب فكره ي چيزه ديگه بود😂😂ما ديگه تصميم بر اين شد ك جلوگيري نكنيم و آزااادييييي😂😂حتي نرفتيم دكتر بمون دارويي چيزي بده چون بچه نميخواستيم
دوماه بعد بار دار شدم (خداروشكر ميكنم واسه فرشته اي ك بم داد خيلييييي ميخوامش و دوستش دارم)ولي ريدم تو علمي ك اين پزشكا دارن اگه ميدونستم ب اين زودي بازدار ميشم جلوگيري ميكرديم مثله قبل😅
خواستم بگم كافيه فقط خدا بخواد ديگه هيچ

تو اين عكس چند ساعت بعد آووش دنيا اومد😍

همسرم حتي ب خودش زحمت نداده از رو تخت بلند شه عكس بگيره😅