این متنی که نوشته بودین چقدر من بود
منم همین طور عزیزم
هعی خواهر زندگی با دوتا بچه کوچک که اصن نگم دوروز پیش پسرم شب خیلی مایعات خورده بود صبح دیدم تشکش خیسه رفتم تشکو بالشو پتوشو شستم لباس و کهنه های دخترمو شستم ظرفای صبحونه رو بشور خونه رو بساب جارو بکش دیگه عییین جنازه شدم یکم استراحت بعدش ناهار بپز بعدش پسرم هوس کیک سیب کرد کیک بپز ظرفو ظروف اونو بشور بعدش شام یعنی شب که اومدم بخوابم از پادرد داشتم زاار میزدم
وای دقیقا منم الان پریودم و خسته
شام آوان و گذاشتم رو گاز اومدم کنارش دراز بکشم دیگه حال ندارم برم تو آشپزخونه🥲هنوز ناهار نخوردم خودم
آره دقیقا ما دیگه آدم قبل بچه نمیشیم چون مادر شدیم چون دیگه وقتمون مال خودمون نیست منم مثل شما،انقدرررر دلم واسه روزای قبل هلنم تنگ میشه از طرفی وقتی نگاش میکنم هزاربار خدارو شکر میکنم منم آدمی بودم انقدر وسواس رو تمیزی خونه،ولی الان چی آرزو دارم یروز مثل قبل خونه و زندگی رو مثل دسته گل کنم😁از خودم نگم ک از باشگاه و ….همه چیم موندم …
ما محکوم شدیم به نام زیبای مادر❤️
دقیقا حالوروز هممونه🥺خداروشکر
عزیزممنم ناشکری نمیکنماما منمخستمخیلی خیلی .مخصوص اگر بچه برای خاب روز بدقلق باشه .پدرمو دراورد الانمسرشو کوبید تو دیوار دردش اومد و خابش بردنیمدیگه بیداره .هرروز به خودم لعنت میدم ولی بعد میگمخدایا منو ببخش و بچه امو برامنگه دار و دیگه بهمبچه نده
بنظرت تا چن سالگی بچه ها اینجوریم ؟ بچه ها کی کاملا مستقل میشن؟
منم خواهرم منم خدایی پ.ارم نابودم اینقد دلم میخواد یه شبانه روز بخوابم بعد بیدار بشم همه کارای خونه انجام شده باشه غذا حاضر باشه
بعضی وقتا با خودم میگم کاشکی یه چوب جادو داشتم یه بیبیدی بابیدی میکردم 😂🥺❤️🩹❤️🩹❤️🩹❤️🩹
وای منم دقیقا همینه شرایطم زندگی بینهایت سخت شده هرچقدر تند تند کار انجام میدم بازم تمام نمیشه چقدر جسم و روحم خستس خیلی دلم برا روزای تنهایی و اون آرامش و آزادیش تنگ شده فکر کنم دیگه هیچوقت تو زندگیم نتونم اون روزارو دیگه داشته باشم😔😔
اگه کسی و دارید حتما یه وقتایی بهش بچه رو بسپرید استراحت کنید یا ی ساعت بیرون تفریح کنید عذاب وجدان نگیرید اگه ی کم خلوت کنید حالتون خوب میشه پرانرژی تر کنار بچها هستید
چقد منم همینم
امروز از 9بیدارشدم گفتم تا هانا بیدارشه یکم کارامو هندل کنم تا 10ونیم دقیق فقط کار کردم
هانا بیدارشد خونه بازم ترکیده بود میام کار کنم وقتی بیداره گریه میکنه پشت سرم ک بغلم کن یا بشین کنارم منم با خودم میگم گور بابای کار خونه میشینم کنارش یا بغلش میکنم تا خسته بشه بخابه باز دوباره بدو بدو کاراتو بکن
امروز فکر میکردم اخرین بار کی رفتم اصلاح ابرو نمیدونم🫠
باز من مامانم کنارم هس خیلی کمک دستمه نباشه ک هیچچچ
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.