دوست دارم یکم دردودل کنم واقعا نیاز دارم ممنون میشم شماهم اگه میتونید راهنماییم کنید🥲
قضیه از این قراره که من از دوران بارداریم خیلی نسبت به کارهای خونه وسواس پیدا کردم اینطوری شدم هر روز باید ظرف ها شسته بشه، گاز تمیز بشه، سینک تمیز باشه و خشک باشه، کابینت ها دستمال کشیده باشه، خونه گردگیری کرده بشه، دستشویی تمیز بشه، روشوییش تمیز بشه، حیاط جارو کشیدن بشه و هرکاری که توی خونه میشه انجام داد دیگه همینا یادم اومد😅
چون هرروز انجام میدم اینا همش نهایت یه ساعت از صبح وقتم رو میگیره ولی برای اینکه خونه تو طول روز تمیز بمونه باید هزار بار دیگه کارها و انجام بدم که تمیز بمونه(دیگه خودتون میدونید که کارهای خونه هیچ وقتتتتت تمومی ندارهههه)
الان مسئلم اینجاس که وقتی دارم تمیز میکنم باید حتما تمیز بشه بعد بیام بشینم نمیتونم نصف کار ولکنم بعد برم بقیش رو انجام بدم چون مدام ذهنم رو درگیر میکنه و همش دارم به این فکر میکنم کی برم بقیش رو انجام بدم؟
و خوب چون دخترم نمیزاره این استرسم رو بیشتر میکنه مدام دارم به این فکر میکنم یعنی میزاره من این کارو انجام بدم؟ نکنه قبل تموم شدنش گریه کنه نزاره من تمومش کنم؟ یا وقتایی که خوابه همش استرس دارم نکنه قبل اینکه من کارهام تموم بشه بیدار بشه و من نتونم انجامش بدم
یعنی از این همه استرس دیگه خستممممم به معنای واقعی و از طرف دیگه داشتم به این فکر میکردم که من به جای اینکه از این دوران دخترم نهایت لذت رو ببرم همش درگیر کارهای خونم 🫠🥲

به نظر شما چطوری میتونم این وسواس رو از ذهنم پاک کنم🥴

فرزند پروری بازی با کدوک تب سرماخوردگی اسهال
گهواره جان میدونم تاپیکم ربطی نداره به فرزند پروری ولی لطفا ببرش فرزندپروری🫠🚶‍♀️

۸ پاسخ

فدات شم حتما بروپیش مشاور، این وسواس به وسواس فکری تبدیل شده.اذیت میشی

روان شناس

من اینجوری ام
منتها من تو طول روز همه وقتما میزارم واسه بچه درحد اشپزی و جارو و غذا پختن و ظرف شستن کار میکنم
و شبا تا ۳و۴ خونه میسابم
البته چندروزیه ازپا افتادمو اصلا توانشا ندارم 😭

کم کم باید از کارها کم کنی مثلا همه کارا رو بکن یکی که کمتر اهمیت داره رو نکن، سعی کن بهش فکرنکنی هروقت برات عادی شد یه دونه دیگه از کارات کم کن تا کم کم عادی بشه

عزیزم باید بری دکتر.واینکه خودت به خودت کمک کن اگه میدونی مثلا این کاراذیتت می‌کنه پس انجامش نده وبرعکس عمل کن.خیلی سخته ولی انجام نده بعد میبینی هیچ اتفاقی نمیفته اون لحظه خودتو سر به کار دیگه مشغول کن با دخترا یا ببرش بیرون پارک . بااین رویه ای که میگی پیش بری چندسال دیگه داغون میشی .

منم دقیییقا همینجورم عینه خودتم همشم یه مهمون فرضی تو‌ذهنم دارم که هران ممکنه سرزده بیاد خونم و من کارام مونده و توی دلش میگه چه خونه ای🤦🤦🤦🤦🤦🤦

از صبح فقط درگیر اینم یه تکیه ظرف بشورم نمیزاره که نمیزاره 😕

سلام با مراجعه به مشاور یا روانشناس یا روان پزشک
چون اختلال وسواسه
این راهنمایی دوستانه من هست
در غیر این صورت میتونم بنویسم ول کن عمرتو گزاشتی پای تمیزی و..‌.

سوال های مرتبط

مامان 💕Liana مامان 💕Liana ۷ ماهگی
مامانایی که بچه‌هاتون الان بزرگ‌تر شدن، بیاید یه کم از تجربه‌هاتون برامون بگید ❤️
از چیزایی که الان بهش نگاه می‌کنید و می‌گید «کاش اون موقع اینقدر بابتش حرص نمی‌خوردم» یا «کاش بیشتر از بچه‌م لذت می‌بردم» 🥹
من خودم خیلی سر تمیز بودن خونه، غذا درست کردن، مرتب بودن و کارای خونه حرص می‌خورم. با وجود بچه واقعاً سخته که همه‌چی همیشه مرتب و تمیز باشه، ولی بعضی وقتا انقدر ذهنم درگیر این کاراست که حس می‌کنم به جای اینکه از بچه‌م و این روزاش لذت ببرم، مدام دنبال جمع‌وجور کردن و انجام دادن کارامم.
می‌خوام یه مدت به خودم سخت نگیرم، خونه اگه نامرتب بود بذارم باشه، غذا اگه ساده‌تر بود اشکالی نداشته باشه و بیشتر وقتمو با بچه‌م بگذرونم. چون ته دلم می‌ترسم یه روز بزرگ بشه و حسرت بخورم که چرا اون موقع بیشتر از این روزاش لذت نبردم.
شما که این مرحله رو پشت سر گذاشتید، واقعاً دوست دارم بدونم از چه چیزایی بیشتر از همه حسرت خوردید؟
چه چیزایی رو کاش کمتر جدی می‌گرفتید و چه کارایی رو کاش بیشتر انجام می‌دادید؟ 🥹❤️
بیاید تجربه‌هاتونو بگید که ما مامانای کم‌تجربه‌تر ازتون یاد بگیریم. 🌱