مامانایی که بچه‌هاتون الان بزرگ‌تر شدن، بیاید یه کم از تجربه‌هاتون برامون بگید ❤️
از چیزایی که الان بهش نگاه می‌کنید و می‌گید «کاش اون موقع اینقدر بابتش حرص نمی‌خوردم» یا «کاش بیشتر از بچه‌م لذت می‌بردم» 🥹
من خودم خیلی سر تمیز بودن خونه، غذا درست کردن، مرتب بودن و کارای خونه حرص می‌خورم. با وجود بچه واقعاً سخته که همه‌چی همیشه مرتب و تمیز باشه، ولی بعضی وقتا انقدر ذهنم درگیر این کاراست که حس می‌کنم به جای اینکه از بچه‌م و این روزاش لذت ببرم، مدام دنبال جمع‌وجور کردن و انجام دادن کارامم.
می‌خوام یه مدت به خودم سخت نگیرم، خونه اگه نامرتب بود بذارم باشه، غذا اگه ساده‌تر بود اشکالی نداشته باشه و بیشتر وقتمو با بچه‌م بگذرونم. چون ته دلم می‌ترسم یه روز بزرگ بشه و حسرت بخورم که چرا اون موقع بیشتر از این روزاش لذت نبردم.
شما که این مرحله رو پشت سر گذاشتید، واقعاً دوست دارم بدونم از چه چیزایی بیشتر از همه حسرت خوردید؟
چه چیزایی رو کاش کمتر جدی می‌گرفتید و چه کارایی رو کاش بیشتر انجام می‌دادید؟ 🥹❤️
بیاید تجربه‌هاتونو بگید که ما مامانای کم‌تجربه‌تر ازتون یاد بگیریم. 🌱

۴ پاسخ

من سه تا بچه دارم
بعد از بچه اولم واقعا یاد گرفتم سر هرچیز کوچیکی به خودم استرس ندم
چرا کم‌خورد،چرا زیاد خورد،چرا دیر نشست،چرا بچه فلانی چهاردست و پا رف ولی بچه من هنوز نرفت و خیلیییی چراهای دیگه که میگم کاش کمتر به خودم استرس میدادم و بیشتر از بزرگ شدن بچم لذت می‌بردم
یاد گرفتم کمتر مقایسه کنم و به این باور برسم حتی بچه دوم من نسبت به بچه اولم متفاوته چه برسه به بچه بقیه.
خدایی هم تو همه چیز واس این دوتا بچم بهتر و راحت‌تر شده

کارای خونه و غذا همیشه بیخیالترین بودم😁شمام همین باش.خونه یموقعی تمیز میشه ،غذا هم بالاخره درست میشه اگرم نشد غذای بیرون هست

من ماه اول خیلییی زیاد سر هر چیز ساده ای میبردمش دکتر
برگردم به عقب اصلا اینکارو نمیکنم

دقیقا مثل همیم گلم منم اوایل حالم خوب نبود و گریه زیاد میکردم

من خیلیییی ناراحت یکماه اول نی‌نیمم😓اونجوری ک‌باید لذت نبردم هم درد بدنم‌هم مهمون‌واقعا اذیتم میکرد ولی بنظرم رفته رفته حتی اگر سخت هم باشه ادم خو‌میگیره با بچه ش🩷

سوال های مرتبط

مامان نی نی مامان نی نی ۱۰ ماهگی
دوست دارم یکم دردودل کنم واقعا نیاز دارم ممنون میشم شماهم اگه میتونید راهنماییم کنید🥲
قضیه از این قراره که من از دوران بارداریم خیلی نسبت به کارهای خونه وسواس پیدا کردم اینطوری شدم هر روز باید ظرف ها شسته بشه، گاز تمیز بشه، سینک تمیز باشه و خشک باشه، کابینت ها دستمال کشیده باشه، خونه گردگیری کرده بشه، دستشویی تمیز بشه، روشوییش تمیز بشه، حیاط جارو کشیدن بشه و هرکاری که توی خونه میشه انجام داد دیگه همینا یادم اومد😅
چون هرروز انجام میدم اینا همش نهایت یه ساعت از صبح وقتم رو میگیره ولی برای اینکه خونه تو طول روز تمیز بمونه باید هزار بار دیگه کارها و انجام بدم که تمیز بمونه(دیگه خودتون میدونید که کارهای خونه هیچ وقتتتتت تمومی ندارهههه)
الان مسئلم اینجاس که وقتی دارم تمیز میکنم باید حتما تمیز بشه بعد بیام بشینم نمیتونم نصف کار ولکنم بعد برم بقیش رو انجام بدم چون مدام ذهنم رو درگیر میکنه و همش دارم به این فکر میکنم کی برم بقیش رو انجام بدم؟
و خوب چون دخترم نمیزاره این استرسم رو بیشتر میکنه مدام دارم به این فکر میکنم یعنی میزاره من این کارو انجام بدم؟ نکنه قبل تموم شدنش گریه کنه نزاره من تمومش کنم؟ یا وقتایی که خوابه همش استرس دارم نکنه قبل اینکه من کارهام تموم بشه بیدار بشه و من نتونم انجامش بدم
یعنی از این همه استرس دیگه خستممممم به معنای واقعی و از طرف دیگه داشتم به این فکر میکردم که من به جای اینکه از این دوران دخترم نهایت لذت رو ببرم همش درگیر کارهای خونم 🫠🥲

به نظر شما چطوری میتونم این وسواس رو از ذهنم پاک کنم🥴

فرزند پروری بازی با کدوک تب سرماخوردگی اسهال
گهواره جان میدونم تاپیکم ربطی نداره به فرزند پروری ولی لطفا ببرش فرزندپروری🫠🚶‍♀️
مامان نیکا خانم مامان نیکا خانم ۱ سالگی
یه چیز جالب و شایدم بد🥲❌❌❌








یه بار دیدم یه خانمی تاپیکی گذاشته بود نوشته بود خانمهایی که بچه دوم یا سوم آوردین،کدوم یکی بچهاتون بیشتر دوست دارید،تعجب کردم رفتم جوابا رو بخونم پیش خودم گفتم احتمالا همه گفتن معلومه که بچهامون به یه اندازه دوست داریم و این حرفااا
ولی خیلی گفته بودن مثلا بچه اولمون بیشتر دوست داریم
بعضیا گفته بودن دومی یا سومی رو بیشتر می‌خوایم
یه لحظه دلم گرفت،یعنی منظورشون از این که اون یکی رو بیشتر می‌خوایم بیشتر دوست داریم چیه؟!🥲🥲
اگه روزی که این بچها بزرگتر شدن و به این درک رسیدن که پدر مادر خواهر یا برادرشون از خودش بیشتر دوست داره و بینشون فرق میذارن چه حالی پیدا میکنن؟زندگیشون از اون به بعد چه مدلیه؟حسشون به این دنیا به پدر مادر چیه ؟! واقعا چرااااا وقتی حتی نمیتونید عشق و محبت یک اندازه هم به بچهاتون بدید اصرار به آوردن بچه های بعدی میکنید؟
این زندگی این دنیا همینطوریش همه جوره سخته همه جوره بچهامون کم و زیاد کمبودهایی دارن تو زندگی دیگه خدایی اینطوری بهشون لطمه نزنید،
اگر فکر میکنید بعد اینکه بچه بعدیتون پسره دیگه همه زندگیتون میشه فقط پسرتون یا بعدیتون دختره هم و غمتون فقط میشه دخترتون خوااااهشا نیارید آقا نیااارید
مدال نمیدن بخدا،افتخارم نیست
فقط نسل افسرده غمگین و منزوی تحویل میدین😓🫠
مامان گل پسرا👼🏻 مامان گل پسرا👼🏻 ۱ سالگی
سلام مامانای گل🌼
این چند وقت خیلی مشغول کار و بار بودم و نرسیدم بیام اینجا☺️🌻
ولی الان اومدم چندتا از تجربه هام رو بگم از غذا خوردن محمدحیدرم😋🍽
یکی اینکه من اکثر مواقع میذارم محمدحیدر کثیف کاری کنه، دستشو بکنه تو بشقاب، تو لیوان آب یا قاشقو بگیره از من و بریزه و بپاشه فقط برای اینکه غذاش حیف نشه کم کم میریزم تو کاسه اش یا دوتا کاسه غذا میذارم که با یکیش بازی کنه و از اون یکی غذا میدم بهش، زیرشم روفرشی یا پتو میندازم که بشه راحت شستش، این کار برای من خیلی سخته چون هربار باید لباسای محمدحیدر و عوض کنم و پتو و روفرشی بندازم ماشین و خودمم که کنارشم معمولا لباسام کثیف میشه ولی محمدحیدر اینجوری هم لمس میکنه غذا رو هم بیشتر بهش مزه میده و هم اجازه میده من بهش غذا بدم چون یه مدت سعی میکردم خیلی شسته رفته خودم غذا بدم بهش و دیدم که عملا هیچی نمیخوره و مقاومت میکنه پس فعلا گذاشتم جوری غذا بخوره که دوست داره❤️
نکته بعدی که امتحان کردم و جواب داد اینه که دوتا قاشق آوردم یکیش دست محمدحیدر بود و اون یکی دست من که بهش غذا میدادم اینو وقتی امتحان کردم که خیلی خوب غذا رو نمیخورد.
روش بعدی هم این بود که یه قاشق از غذا رو اول خودم میخوردم و یه عالمه به به و چه چه بعد یه قاشق به محمدحیدر میدادم این روش هم جواب بود.
ولی بهترین روش همون روش اول بود که میذارم آزادانه محمدحیدر بازی کنه با غذاش و منم بهش غذاشو میدم.☺️🍄🥦🍂🥕