۱۰ پاسخ

اون چیکارس اره جایی که دیده میشه کبود کن

حسود خانم بتوچه

😁😁😁میگفتی سندش به نام منه

خوب کردی شوهرته

یادمه عقد بودیم با شوهرم تو اتاق می‌خوابیدم یه شب سطل نبود من دستمال رو کردم تو پلاستیک گذاشتم تو کیفم فرداش یادم رفت کیفم ببرم میخواستم برم خونه مامانم وقتی برگشتم دیدم دستمال تو کیفم نیست انقدررررر بدم اومد که رفته بود سر کیفم همیشه بدم میاد ازش

یکی نیست بهشون بگه به شما چه اخخخخهههه

خخخخ من بغل شوهرم خواب بودم رد روژم به یقه لباسش بوده جاریم دیده شیطون گفته این چیه خخخ

🤣🤣🤣وااای از دستت دختر سه ساعت دارم میخندم به جمله ای آخرت

وای چه فضوله

منم بازو های شوهرمو گاز میگرفتم کبود میشد اونم با رکابی تو خونشون بوده باباش دیده با خنده گفته بود آره مام ی زمانی جوون بودیم بازوهامونو کبود میکردن 🤣🤣من هنوزم یادش میفتم خجالت میکشم

سوال های مرتبط

مامان آرین مامان آرین ۱ سالگی
خدا پسرم برام دوباره داد بهم
خدا خودش کمکم کرد
هیچی نمتونم بگم فقط خدایا شکرت 😭😭😭

عصر چای ریختیم اومدم بخوریم پسرم قند برداشت دو تا یکی دستش بود یکی گذاشت تو دهنش هر بار میخوره منم چیزی نگفتم چون یکی کوچلو برمی‌داره یا با چای میخوره
گذاشت دهنش رفت اونطرف بالش بود دراز کشید یهوی دیدم خفه میشه بلند شدم از پشتش آنقدر زدم بالا بیاد نیومد گیر کرده بود نه می‌رفت بالا نه پایین کلا صداش در نیومد کبود شد پسرم 😭😭
از پشتس زدم به اورژانس زنگ زدیم جواب ندادن پسرم صداش در نیومد کبود شد شوهرم با دستش گلوش پایین کشید کمی از دهنش خون اومد دیدم دیگه دست پا میزد اصلا نمتونست نفس بکشه مردم دیگه خودم جون میدادم گفت دیگه بیا بچه رو از دستم رفت شوهرم آب داد بهش منم خودمو کتک میزدم داد میزدم
شوهرم آب داد با انگشت فرو کرد دهن بچه قند هل داد رفت پایین نفس در اومد بعد گریه کرد😭😭😭
من چیزی دیگه نفهمیدم دستم بی حس اصلا افتاده رو زانوم بی حس خودمو کتک میزدم گریه میکردم شوهرم گفت خوبه ببین
وای خدا چی کار کنم انقدر گریه کردم پشت پسر مو باز کردم دیدم کبود شده انقدر از پشتش زدم کبود شده 😭😭
الآنم فقط گریه که چرا اینطوری زدم دستم بیافته مامان چرا زدم
عذاب وجدان دارم خدایا چی کار کنم
بچه ام نمتونه چیزی قورت بده گلوش زخم شده چیزی نخورد هیچی فقط آب وشیر دادم بهش کمی فقط موز نرمه دادم ببینیم می‌تونه بخوره کم خورد
آب دهنش قورت میده میترسه گریه می‌کنه دستش رو میذاره گلوش
خدا به سر هیچ مادری نیارع خدا با بچه امتحان نکنه 😭😭😭
خیلی اشتباهه من هر بار گفتم میخوره دیگه ولی کار ی بار میشه چیزی زمین نمیزارم ولی با قند میخواست خفه بشه
آرین خدا داد خودش نگهدارش باشه 🤲
مامان امیرعلی مامان امیرعلی ۱ سالگی
خدایی از تاپیک قبلی به این فکر رسیدین ک خوش بحالم و مادرشوهر خوبی دارم؟ حالا نمیگم بده ولی دیگه ....
اصلا دست‌پخت منو نمیخورن. ما همیشه بخاطرشون از بیرون میگیریم. کلا بشدت بدغذا هستن. اصلا خرید نمیان باهام با اینکه همیشه بازار میرن یکبار نگفتن بیا. خرید ک میکنن تا من میرم جمع میکنن ک نبینم چیا گرفتن. هیچ کاری ک انجام میدن بهم نمیگن(مثلا خواهرشوهرم کلاس آشپزی و کیک پزی رفته بود) با اینکه من باشم میگم و حتی میخوام ک همراهم بیاد
بعضیا میگن خوبه ک کاری باهات نداره ولی باور کنید از یه جایی یه بعد حس اضافی بودن میاد سراغ آدم.برا خواستگاری تنها خواهرشوهرم فقط جلسه اخر اونم نیم ساعت اخر زنگ زدن بیایین خونه خاله(مادرشوهر خواهرشوهرم)ما هم فک کردیم اولشه رفتیم دیدیم شیرینی دور دادن و تموم شده حرفاشون.شوهرم ک لب نزد به شیرینی اماااا خیلی چیزا هست نمیشه گفت واقعا

همین پیام‌ها هم همیشه زنگ میزد به شوهرم دعوت می‌کرد با این بهانه ک خانومت خونه خوابه نمیخوام بیدار بشه ساعت ۱۰ یا ۱۱ صبح دیدم داره منو از چشم شوهر میندازه گفتم بهشون بگو بخودم زنگ بزنن یا نهایتا پیام بدن ک بعد شوهرم بهشون گفت ناراحت شدم دیگه بخودم پیام میدن
منم در مقابل کار داشتم زنگ میزدم به پدرشوهرم🤣🤣🤣🤣







پوشک شیرمادر نوزاد پوشک شیرمادر نوزاد پوشک شیرمادر نوزاد پوشک شیرمادر نوزاد پوشک شیرمادر شیرمادر پوشک شیرمادر نوزاد پوشک شیرمادر نوزاد پوشک شیرمادر نوزاد پوشک شیرمادر نوزاد پوشک شیرمادر نوزاد پوشک شیرمادر نوزاد پوشک شیرمادر نوزاد پوشک