تجربه من از ترک شیشه و شیرخشک 🤗 پسر من شدیدن وابسته شیر بوووود من دو ماه پیش شیرخشک و قطع کردم و اول با شیر پاستوریزه جایگزین کردم ، بعد هر هفته یک وعده رو کم کردم تا اینکه بعد یکماه رسید به روزی سه وعده ، و این سه وعده رو همکاری نمیکرد قطع کنم ( خواب ظهر ، خواب شب ، اول صبح ) خلاصه کوتاه نمیومد منم دیدم این سه وعده رو تدریجی نمیشه دیگه هر سه شو یهو قطع کردم 😅 براش خوراکی هایی دوستداره رو خریدم ( آبمیوه ، بستنی ، کیک و ویفر و .... ) غذاهای موردعلاقه شو پختم ، بینش همسرم واسش ساندویچ خرید که گشنه نباشه و حواسش پرت بشه ، از صبح که بیدار میشد میبردمش بیرون تا وقتی که ظهر میخواست بخوابه ، باز میوردمش یکم بهونه میگرفت میخوابوندمش ( میگفت شیر میگفتم نداریم بابارو میگم بخره بعد میذاشتمش رو پام تلویزیون میزدم پویا ببینه ۵ دقیقه ای خوابش میبرد چون خیلیییی خستش میکردم کلی میبردمش پارک و پیاده روی ) ،،، خواب شبم به همین روش میخوابوندم ( خسته کردن شون خیلی تاثیر داره تو زودتر خوابیدن ) حتما دائم ببریدشون بیرون که حواسشون پرت باشه ( براش خمیر بازی خریدم خیلی سرگرمش کرد )

ادامه تاپیک بعدی ....


پوشک پوشک شیرخشک شیرمادر

تصویر
۱ پاسخ

الان پاستوریزه نمیدی؟

سوال های مرتبط

مامان هدیه خدا مامان هدیه خدا هفته هشتم بارداری
پارت اول :تجربه من در گرفتن شیر از پسرکم
علی شیر خودمو خورده و حالا میخوام بگم چجوری پسرم از شیر گرفتم واسه مامانا که ایده بگیرن
من از یکسالگی به بعد شیر رو بردم روی روزی سه بار قبل خواب شب و ظهر و صبح زود توی خواب یعنی بعد که از خواب بیدار میشد دیگه شیر نمیدادم صبحانه میدادم تا ۱۸ ماهگی
از ۱۸ ماهگی به بعد اول فقط قبل خواب شب و ظهر شیر میدادم بعد وقتی که دیگه میخواست خوابش ببره سیر شده بود ازش سینه رو میگیرفتم میذاشتم روی پام گاهی بیدار میشد دوباره شیر میخورد گاهی هم راضی میشد بخوابه
گاهی هم توی خواب اب یا در حد ۲۰ سیسی اب قند میدادم که دلش اروم بشه یا تشنگیش رفع بشه
بعد که عادت کرد به روی پا خوابیدن اومدم موقع خواب ظهر شیر ندادم ، باهاش حرف میزدم بازی میکردم گاهی بهونه میگیرفت میذاشتم کمی شیر بخوره اما بازم توی هوشیاری ازش میگیرفتم و رو‌پا میخوابوندم بعد که کلا به نخوردن شیر برای خواب ظهر عادت کرد اومدم برای خواب شب هم همین کار رو کردم و همین پروسه رو طی کردم
مامان 🍒حلما🍒 مامان 🍒حلما🍒 ۳ سالگی
سلام سلام🤗

من اومدم با تجربه ی از شیر گرفتن حلما🤭
اول گفتم خیلی گذشته و نگم ولی باز گفتم شاید به درد کسی بخوره☺️

پروسه ی از شیر گرفتن حلما خیلی طولانی بود چون خودم طولش دادم وگرنه حلما واقعا خیلی خوب همکاری کرد
من از بهمن شروع کردم وعده های حلما رو قطع کردم
اولین کاری که کردم نگاه کردم ببینم حلما چند وعده در روز شیر میخوره
دختره من ۵ وعده در روز شیر میخورد من برای شروع اول یکی از وعده های صبحشو قطع کردم
《داخل پرانتز بگم من شیر شب حلما رو از ۶ ماهگی قطع کردم》
بعد ۳ روزیکی از وعده های عصر و قطع کردم یه هفته وقت دادم تا عادت کنه دوباره ۱ وعده ی دیگه به همون روش قطع کردم حلما برای شیر تو تایمی که وعده هاشو قطع میکردم بهونه نمیگرفت پس چیزه خاصی نمیدادم فقط باهاش بازی میکردم و بیرون میرفتیم.
من قبل خواب ظهر و شب به حلما شیر میدادم یعنی عادت داشت با سینه بخوابه،من از اسفند پروسه قطع شیر و عقب انداختم دیدم دخترم همکاری میکنه پس گفتم گناه داره انقد زود بگیرم و گفتم اون دو وعده بمونه،دیگه دنبالش نبودم تا اردیبهشت
اول وعده قبل خواب ظهر و قطع کردم برای خوابوندنش توی تاب ریلکسیش میزاشتمش که بخوابه اینجا هم اذیت نشدم نه من نه حلما یه هفته تایم دادم که به این حالت عادت کنه نمیگم اصلا یادش نمیومد چون موقع خواب شیر میخورد میومد شیر میخواست و منم میخوابوندمش تو تابش چیزی نمیگفت تنها امیدش به شب قبله خوابش بود😂،واسه شبم تو همون تاب میخوابوندمش میخوابیدا ولی چند شبی دنبال شیر بود که باهاش صحبت کردم و قانع شد که شیری دیگه درکار نیست و تمام نه خودم اذیت شدم که شیر تو سینم جمع شه و درد بکشم نه حلما اذیت شد
سوالیم هست در خدمتم💛
مامان مهرزاد مامان مهرزاد ۲ سالگی
# فرزندپروری#شیرخشک#ترک شیر# ترک شیشه
سلام به همه مامان های عزیز خواستم تجربه از شیر گرفتن پسرم بگم شاید براتون مفید باشه، پسرم شیرخشک میخورد و از ۱۸ ماهگی وعده هاش کم کردم و فقط صبح و ظهر و شب میخورد، و کم کم اول وعده ظهر کم کردم بعد ی ماه وعده شب شروع کردم به کم کردن تا اول اسفند که شب قبل خواب هم بهش شیر نمیدادم فقط مونده بود وعده صبح زود ساعت۵ صبح شیر میخورد، ولی وابستگی به شیشه وحشتناک داشت روزی ۲۰ بار توی دهنش بود و باهاش آب میخورد از ۱۰ اردیبهشت شروع کردم به کم کردن تعداد شیشه ها ، سه روز اول صبح تا ظهر ندادم سه روز دوم هم صبح تا بعدازظهر ندادم و با قمقمه نی دار بهش آب میدادم و امروز هم صبح بهش ندادم
بهانه میگیره ولی سرگرمش می‌کنم یا با خوراکی یا میبرمش یک ساعت پارک و… تدریجی خیلی خوبه هم خودش کمتر اذیت میشه هم راحت تر با نبودنش کنار میاد ، فقط باید صبررررررر و مقاومت داشته باشید در برابر بهانه گیری ها و گریه ها
انشاالله مرحله ترک شیر و شیشه برای همه آسون بگذره 🌸🌺
مامان 👶🏻آراد🫀 مامان 👶🏻آراد🫀 ۲ سالگی
انقدر پارسال اتفاقات عجیب غریب افتاد و حالمون دگرگون شد از همه چی افتادیم

بعد از دوماه حالا اومدم تجربه از شیر گرفتنم رو واستون بنویسم.
همین اول بگم این تجربه منه نه توصیه!هر بچه ای با بچه ی دیگه فرق داره و روش خاص خودش رو میطلبه.من با این روش به نظر خودم بدون آسیب بچمو از شیر گرفتم.

از دی ماه شیر پاستوریزه طعم دار رو وارد وعده های شیری روزانه ش کردم تا با طعم شیر گاو آشنا بشه(پسر من شیر ساده دوس نداره)
بعد از یک ماه آشنایی و اخت شدن وعده های شیری روز رو محدود به زمان خواب کردم؛فقط خواب ظهر و خواب شب و در طول خواب شب
بعد از یکماه وعده خواب ظهر رو حذف کردم و فقط قبل از خواب شب و در طول خواب شیر می‌خورد
و در نهایت بعد از دو هفته شیر قبل از خواب شب رو هم حذف کردم.
سه هفته زمان دادم تا براش جا بیوفته و به این روند عادت کنه و همچنان در طول خواب هرچند کم شیر میخورد،و بالاخره شیر خواب رو هم حذف کردم

خداروشکر مشکلی نداشتیم و بهونه گیری هم نبود.
خواب شبش اوکی شده ولی خب من دلم واسه دوران قشنگ شیردهی تنگ میشه🫠❤️

#شیردهی#فرزندپروری#شیرمادر#شیرخشک#کودک#مادر#نوزاد#شیشه_شیر#
مامان یزدان و نینی مامان یزدان و نینی ۲ سالگی
تجربه من برای قطع شیردهی(شیرمادر)
الان دقیقا شد یک هفته که پسرم لب به شیر نزده
امروز برای اولین بار وقتی داشت تلویزیون میدید خوابش برد
این برای من این نشونه بود که یاد گرفته مستقل خوابیدن رو
شبا هم که میاد بین منو باباش انقد وول میخوره تا خوابش ببره
من دو سه هفته اخر سعی کردم هی وعده هاشو کمتر کنم مثلا یزدان عادت داشت تا از خواب صبح بیدار میشد شیر بخوره ازش نیم ساعت بگذره بعد صبحانه بخوره هفته های اخر تا میومد درخواسته کنه میگفتم پاشو بریم صبحانه خیلی گرسنمون شده این وعده کامل حذف شد چند شب سعی کردم بدونه سینه بخوابه داستان بگم نازش کنم ولی دیدم نه نمیشه هر جوری شده تقاضای شیر میکنه و کلا چه خواب روز چه خواب شب بدون سینه اصلا نمیتونه بخوابه تو این مرحله به بن بست خوردم
پس وقتی تعداد وعده هاش شده بود سه تا یکی قبل از چرت روز یکی قبل از خواب شب و یکی توی خواب حدود ساعت ۷ صبح تصمیم گرفتم قطع کنم
شبای اول خیلی اذیت میشد چون اصلا بلد نبود بدون شیر بخوابه میبردیم تو ماشین میچرخوندیم تا بخوابه دیدم خب نمیشه عادت سینه از سرش میوفته عادت میکنه به ماشین که دیگه شب چهارم ماشین هم نبردم و انقد نازش کردم تا خوابش برد تا سه شب توی خواب بهش دادم بعدش بیدار میشد گریه میکرد بغل میکردم راه میبردم دوباره میخوابید
مامان آقا کارن🧡 مامان آقا کارن🧡 ۲ سالگی
سلام عشقای من
اومدم تجربه از شیر گرفتن کارنو رو بگم براتون🧡😍کاری که فکر میکردم یه چیز غیر ممکنه😂انقد که وابسته بود
در این حد که این چند شب که شیر نمیخوره و می‌خوابه اولین بارمه😂همیشه زیر سینه باید انقد میخورد تا می‌خوابید 😂
من از هجده ماهگی که دکترش گفت کم کم بگیرمش شروع کردم اول هر نیم ساعت فقط شیر روز رو کنترل کردم تا منظم شه
میومد برای شیر نمی‌دادم تا یکساعت یبار بشه بعد یه هفته میشد دو ساعت تا رسید به چهار وعده ،بعد خواب صبح ،ظهر قبل خواب،عصر بعد خواب،شب قبل خواب و تو خواب هم که بی نهایت بار
هر یه هفته یه وعده رو حذف میکردم تا همین هفته پیش که رسید به دو وعده در روزش یبار قبل خواب ظهر و یبارم قبل خواب شب
موقع خواب شب بغلش میکردم یه لالایی تکراری می‌خوندم تا بهشون عادت کنه بدون شیر هم بفهمه این روند خوابه
تا پنج روز پیش
از پنج روز پیش دیگ ندادم تو بیداری شبا خیلییییی گریه میکرد
اولین شب قشنگ نیم ساعت گریه کرد و چون روز هم نخوابیده بود ساعت سه دیگ واقعا بیهوش شد ،ساعت شش که نق زد تو خواب سینمو دادم خورد و هفت صبحم یبار خورد و باز دیگ ندادیم تا شب شب دوم به نیم ساعت رسید گریش
جوری گریه میکرد که دلم خون میشد ولی گفته بودم نمی‌دم و ندادم تو خوابشو یبار دادم چون یبار بیدار شد
شب سوم بیشتر گریه کرد چون صبحش زودتر بیدار شده بود و اون شب دیگ ندادم سه بار بیدار شد هر بار بغلش میکردم حرف میزدم بفهمه من هستم اونم خودشو سمت تشک میکشید یه ربع کمتر راه میبردمش و میذاشتمش زمین پشتشو میکرد می‌خوابید هر بار کمتر از قبل گریه میکرد
تا شب چهارم که میشه دیشب
روتین خوابشو که شامل ماساژ دادن و حرف زدن و پوشک عوض کردن و لباس اداکه تو پاسخ
مامان هلین مامان هلین ۲ سالگی