۹ پاسخ

اتفاقا منم میخواستم برم میلاد اول
ولی فامیلمونا مثانشو پاره کردن چون زایمان اورژانسی بود گفت اصلا بهم رسیدگی نمیکردن فقط ب اونایی که ب خودشون رسیده بودن ‌شیک بودن توجه میکردن برای همین منصرف شدن

من بیمارستان عسگریه بودم.۹ بار افراد مختلف اومدن رگ منو بگیرن هی اشتباه زدن دیگه میخواستم خودزنی کنم ازدستشون .یه مشت بیسواد شدن کادردرمان

منم هفت سال پیش میلاد زایمان کردم اون زمان رسیدگیش خوب بود ولی رگ منو نمیتونستن بگیرن انقد سرم جمع شد زیر پوستم دستم عین بادکنک شده بود و از بس سوراخ سوراخ کردن اب سرم از سوراخا میومد بیرون
اخر سر یکیشون اومد گفت رگت سرم رد نمیکنه کشیدش و رفت😑😑😑😑

ولی من توی بیمارستان میلاد طبیعی زایمان کردم واقعا از همه چیزش راضی بودم، اینجور اتفاقا شانسی هست و واسه همه یجور نمیشه

من فردوس بودم. پرستارا خیلی خوب بودن خداییش‌ . ولی اونقدرام ک میگفتن شیک و تمیزه نبود. معمولی بود

دکترت خوب بود؟ منم دکترم نقشینه اس

خاک بر سرشون چقد وحشتناک درد سزارین با پمپ درد هم زیاده من تکون میخوردم خیلی درد داشتم
چطور تحمل کردی

اخی عزیزم واقعا متاسفم

عزیزم چندهفته سزارین شدی

سوال های مرتبط

مامان رقیه سادات مامان رقیه سادات ۱۳ ماهگی
قسمت ۸
.۱۱ونیم بیحس شدم همون لحظه که سوزنو زد به کمرم بیحس شدم و اصلا هم سوزنش درد نداشت خوابوندنم رو تخت یه چی زدن جلو صورتم و شروع کردن ۱۱ ونیم که شروع شد ۱۱و ۴۰ دقیقه صدای گریه دخترم اومد و من با ارامش ترین بودم از اون لحظه به بعد و هیچ دردی نداشتم ولی هی از حال میرفتم حین عمل که دکتر بیهوشی میگفت چی زدن به این تو زایشگاه که این هی از حال میره ولی اون لحظات انقدرررر اروم بودم بعد اون همه درد شدید که دلم میخواست بخوابم دکترم گفت بخواب .ولی نمیتونستم اب دهنمو قورت بدم اصلا حس نمیکردم گلومو .۱۲ اومدم ریکاوری بهم پمپ درد و اینا وصل کردن که خیلییییی خوب بود پمپ درد و پیشنهاد میکنم حتما درخواست بدید دردتون رو فوق العاده کم میکنه .دیگه اونجا گفتن باید بتونی پاهاتو تکون بدی تا ببریمت بخش دخترمم فقط تو اتاق عمل چند ثانیه دیدمش .شکمم رو یه بار تو ریکاوری فشار دادن که هیچ حسی نداشتم تا ساعت ۱ونیم دیگه حس پاهام برگشته بود و یکم درد داشتم که هی برام مسکن زد ۱ونیم اومد ببرنم بخش دوباره شکممو فشار داد که یکم درد داشت ولی بهم گفت شکمتو تا میتونی بده تو مثل وقتی میخوای بگی شکم ندارم تا کمتر دردت بیاد که واقعا کار ساز بود .۱ونیم دیگه رفتم بخش وتا حدود ۷ صبح ۳ بار دیگه شکممو فشار دادن که دردش خیلی قابل تحمل بود .پمپ درد و شیاف نمیزاشت درد داشته باشم.
مامان هانا🩷 مامان هانا🩷 ۱۲ ماهگی
زایمان سزارین
.
اصلا نمیدونم چقد تو ریکاوری بودم ۲۰ دیقه یا شاید نیم ساعت اصلا فکر نکنم بیشتر طول کشیده باشه.
بعدم از بخش اومدن دنبالم فشار و ضربان قلبمو گرفتن و شکممو فشار دادن ،
بچها اولین بار که فشار دادن درد داشتم ولی هم شدتش کمتر بود هم تایمش کمتر بود و حالت یه درد یه لحظه و تموم شد اما وقتی داشتن میبردنم مثل پریودی درد داشتم تا به بخش رسیدیم
اومدن لباس و زیرمو عوض کنن بیحس بودم نمیتونستم تکون بخورم ولی درد پریودی داشتم اینم بگم که حتما حتما پمپ درد رو بگیرید من با اینکه پمپ درد داشتم ولی همچنان اذیت بودم البته نترسیدا خیلی کم بود من توقع داشتم هیچ دردی نباشه.
تا اینجا رو راضی بودم عملم خوب بود خداروشکر همچیز اوکی بود ولی داستان از اینجا شروع شد😁
دردام بیشتر میشد تا دوباره اومد لباسمو زد بالا و نگاه کرد گفت باید فشار بدم یا علی که نمیدونی چه دردی داشت لامصب یلحظه حس کردم روح از تنم جدا شد،،ولی بچها به خود خدا قسم که تحملشو دارید یعنی خدا یه تحملی کیده به آدم که بعدش که فکر میکنی میگی من😳 من انقدر محکم بودمو نمیدونستم......
بعد فشار دوم معذرت میخوام یه عالمه لخته ازم خارج شد و دردی که از قبل داشتم بهتر شد ولی همچنان درد داشتم.
به ساعت که نگا کردم ساعت ۲بود من حدودا با پمپ درد تا ساعت ۶ و اونورا یه دردی داشتم که آزار دهنده بود برام و بعد بهتر و بهتر شدم تا ساعت ۹که میخواستم از تخت پایین بیام🥲
صاحل صاحل قصد بارداری
پارت ۳
بعد منو دادن ریکاوری اونجا همه مریضا داد و بیداد میکردن منم پمپ درد داشتم همس فشار میدادم نگران بودم درد شروع شه بعد از بیست دقیقه کم کم درد شروع شد ولی قابل تحمل بود همراه با یکمی سر درد ک اونم قابل تحمل بود و من از اتاق عمل وقتی بی حس بودم گفتم ماساژ رحمی برام انجام بدن ولی پرستار اومد ریکاوری یکبار دیگه برام فشار داد دردش وحشتناک نبود ولی خب طبیعیه آدم بترسه چون به هر حال شکمتو تازه بخیه زدن
دیگه بعد از چند ساعت بالاخره ساعت سه منو فرستادن بخش و اونجا پمپ درد همرام بود تند تند میزدم فک کنم دلیل اینکه زیاد اذیت نشدم همون پمپ درد بود بعدش توی بخش سریع اومدن ماساژ رحمی یکبار دیگه میگفتن نیازه و اونجا درد داشتم چون سری نود درصدش رفته بود و دیگه برام شورت انداختن و نوار بهداشتی بزرگ دیگه خون ریزیم روز اول خیلی خیلی زیاد بود ولی روز دوم خیلی خیلی کم شد دیگه خانواده اومدن روی سرم نی نی رو دادن بهم خداروشکر همه چیش خوب بود...درد داشتم همزمان ولی نه درد خیلی وحشتناک ی درد قابل تحمل بود و به محض اینکه شیاف برام گذاشتن درد خیلی کم شد و دیگه عالی بود ولی گرسنه بودم خیلی دلم میخواست یچیزی بخورم ک اجازه نداشتم تا روز بعد چیزی بخورم فقط سرم می‌گرفتم روز بعد هم راه رفتن بعد زایمان یخورده برام اذیت کننده بود ولی نکران نباشید وند قدم که بردارید کاملا عادی میشه براتون
خلاصه من راضی بودم شماهم نگران نباشید انشالله خوب‌و راحت پیش می‌ره براتون
مامان مهرو🩷 مامان مهرو🩷 ۸ ماهگی
بعد اینکه دخترم دنیا اومد یه پنج شش دقیقه طول کشید بخیه هام رو بزنن
بعدش منو گذاشتن رو یه تخت دیگه و منتقل شدم ریکاوری
من تقریبا چهارساعت تو ریکاوری بودم چون هنوز نوبتم نشده بود اونجا همه پمپ درد داشتن فقط من نداشتم که مرتب بهم مسکن تزریق میکردن کم کم حس انقباض داشتم رحمم هی جمع میشد ول میکرد
که گفتن عادی هستش
یکبار تو اتاق عمل ماساژ رحمی دادن که درد نداشت چون کامل بی حس بودم
دوبار هم تو ریکاوری که اونم چون مسکن میگرفتم خیلی درد نداشت در حد سه چهار ثانیه که فشار میداد قابل تحمل بود
راستی سوند رو هم بعد بی حسی تو اتاق عمل زدن
دیگه شوهرم اومد دم در ریکاوری و منو دید بعدم دخترمو نشونش دادن
یه ساعت که گذشته بود ماما دخترمو اورد یکم شیر دادم بهش
بعدم که نوبتم شد و بچمو لباس پوشوندن و گذاشتن رو سینم و فرستادن بخش
اونجا دوباره گذاشتنم رو تخت خودم و باز مسکن تزریق کردن بهم
دو ساعت بعد گفتن میتونم شروع کنم مایعات بخورم
نیم ساعت بعدشم اومدن زیر اندازم رو عوض کردن و گفتن باید بلند بشم
بنظرم سخت ترین جاش همین اولین بلند شدنه اونم هربار که بلند میشی بهتر میشی
دبگه کم کم دوز مسکن ها کم شد و بی حسی هم اثرش کامل رفته بود
مامان ریحانه مامان ریحانه روزهای ابتدایی تولد
پارت اخر

راستی من پمپ‌ درد هم گرفتم ک خیلی خیلی خوب بود
تو ریکاوری بهوش ک اومدم بخاطر پمپ دردی داشتم واقعا هیچ درد حس نمیکردم فقط خوابم میومد ک پرستارا هم هی سوال میکردن ازم ک نخوابم دخترم رو آوردن گذاشتن رو سینم که بهترین حس دنیا بود😍
شیر دادن بهش و بردنش لباس تنش کردن منم ماساژ رحمی دادن که بازم دردش قابل تحمل بود
بعدش جابه جا کردن بردن بخش خانوادم اومدن دیدنم
ساعت ۲ بود من زایمان کردم ۶ رفتم بخش
ساعت ۲ شب اومدن سوند کشیدن گفتن مایعات بخور و ساعت ۳ اومدن بلندم کنن
که من خودم بلند شدم البته آروم آروم ک نیم ساعت طول کشید بعدش ک بلند شدم رو‌پام اصلا درد نداشت
واقعا پمپ درد عالی بود
رفتم خودمو شستم یکم تو راهرو راه رفتم
و‌اومدم ب دخترم شیر دادم
خلاصه زایمان خیلی خوبی داشتم بارم برگردم عقب سزارین رو انتخاب میکنم دکترمم عالی بود
هیچ هزینه ای بابت سزارین اختیاری نگرفت حتی کاری کرد که بیمارستان خصوصی بیمه منو قبول کنه
الانم ۶ روزه زایمان کردم درد ندارم خونریزیم‌کمه
فقط بکم بخیه ها اذیتم میکنه ک طبیعه
سوالی داشتید در خدمتم؟