تجربه زایمان طبیعی پارت ۱ :
خب دختر منم بالاخره ۴۰ هفته و ۴ روز به دنیا اومد 😍
چون خودم شکم اول بودم و خیلی استرس داشتم و نمی‌دونستم چی در انتظارمه و همش دنبال تجربه بقیه بودم برای خانمهای مثل خودم مینویسم ☺️
خداروشکر بارداری تقریباً نرمالی داشتم و تحت نظر دکتر بودم ولی چند هفته قبل زایمان دکترم گفت نمیاد بیمارستانی که میخواستم زایمان کنم احتمالا به خاطر شرایط ج ن گ و فقط می‌رفت بیمارستانهای خصوصی و مجبور شدم دکترمو عوض کنم و ماما خصوصی هم هماهنگ کردم
دکتر جدید ۳۹ هفته گفت دهانه رحم کاملا بستس ورزش کنم و گل مغربی بذارم
خلاصه منم ورزش کردم کم و بیش و بعضی شبا هم گل مغربی گذاشتم ولی مرتب نه
دیگه ۴۰ هفته شد بعضی وقتا درد نامنظم داشتم
ماما گفت وقت میگذره بیا بستری شو
۴۰ هفته رفتم و معاینه کردن گفتن باز نشدم
با دکترم تماس گرفتن ولی چون وزنم بالا بود و دهانه رحم باز نشده بود و احتمال سزارین زیاد بود گفت ریسک داره و نمیاد و باید برم یه بیمارستان آموزشی
با چند تا دکتر دیگه هم تماس گرفتن اونا هم قبول نکردن
البته ماما های بیمارستان گفتن که اینا بهانه کردن وزن بالا رو چون قدم بلنده مشکلی پیش نمیاد و اگه زیرمیزی بدی قبول میکنن😑
خلاصه آخر سر یه دکتر قبول کرد ولی گفت تا ۴۱ هفته باید صبر کنی ولی مراقب حرکاتش باشی و هر ۴۸ ساعت nst بدی
دیگه منم اون روز دست از پا دراز تر برگشتم خونه و یکی دو روز سعی کردم مرتب ورزش کنم و گل مغربی گذاشتم ۲ روز بعد هم که رفتم nst بدم معاینه کردن گفتن یک سانت شدی
منم روحیه گرفتم و دوباره ورزش کردم و شب قبل زایمان کل خونه رو جارو برقی و دستی کشیدم و قبل خواب هم دو تا گل مغربی ...
ادامه رو پارت بعدی مینویسم

۱ پاسخ

ادامه

سوال های مرتبط

مامان مسیحا💙مهراس مامان مسیحا💙مهراس ۱۰ ماهگی
دکتر گفت چهارشنبه بیا بازم ویزیتت کنم و اگه شد بستری بشی چهارشنبه دقیق ۴۰ هفته بودم تواون یه هفته هم همه کار کردم
تا چهارشنبه رفتم و با گل مغربی معاینه کرد ک یه کم دهانه نرم تر بشه گفت ۲سانتی ولی معاینه ات خوب نیس دهانه رحم سفت و دولایه شده
گفتم منو بستری کن من هیچ دردی هم ندارم خسته شده بودم دیگه
دکتر بستری کرد و تا کارمو کردم ساعت۱۲ سرم فشار وصل کردن (تو زایمان قبلیم باامپول فشار ۱۰ساعت زایمانم طول کشید) اینم گفتم انشالله تا شب تموم
ماماهمراهم اومد و ورزش هارو شروع کردیم و بعددوساعت معاینه کرد گفت ۳ سانت ولی همچنان سفت و دولایه دردهای کمی هم داشتم تا ساعت ۵ ورزش کردم و دکتر کیسه اب و زد
دردهام بعدش داشت شدید میشد ورزش کردم روتوپ رفتم دوباره با گل مغربی معاینه تحریکی کرد ماماهمراهم .تا ساعت ۱۲ شب شدم ۶سانت با دردهای خیلی زیااااااد حتی از زایمانم قبل هم دردهام ب جرئت میگم بیشتر بود خیلی تند و شدید بود و اینکه پیشرفت زیادی نداشتم خستم میکرد
پارت بعد
مامان آیه 🌱 مامان آیه 🌱 ۱ ماهگی
خب منم شرح زایمانم رو بنویسم اینجا ؛ من طبیعی زایمان کردم و از اولم تصمیمم به زایمان طبیعی بود چون حقیقتا تحمل درد بالایی دارم و به خودم میدیدم که از پسش برمیام ، ورزش های بارداری رو هم از هفته ۳۰ شروع کردم ، هفته ۳۷ رفتم پیش ماما (من پایش رشد و بارداری رو پیش ماما میرفتم) معاینه ام کرد گفت لگن خیلی خوبی داری و افاسمانت ۴۵ درصده (دهانه رحمم خیلی نرم بود) که گفت شیاف گل مغربی و ... استفاده نکن چون ممکنه زایمانتو سریع کنه ، هفته ۳۸ مجددا رفتم و معاینه کرد گفت نرمی دهانه رحم فوق العاده اس ، دو سانتی و همونجا یک سری ورزش های لگن انجام دادم که بچه پایین تر اومد و واقعا خودمم خسته بودم از بارداری چون خیلی دنده هام دردشون غیرقابل تحمل شده بود ، من خیلی به ماما اطمینان داشتم ، ایشون بهم گفته بود برای زایمان بیمارستان نیکان سپید حکیمیه برم چون بلوک زایمان اقدسیه خیلی شلوغه و با یه دکتری برای زایمانم هماهنگ کرده بودن که هفته ۳۸ باهاش تماس گرفتن شرایطم رو گفتن و دکتر گفت خب بیاد بیمارستان من کاراشو انجام بدم زایمان کنه که من گفتم میخوام بچه ام خردادی نشه! گفتن خب اوکی فردا صبح که ۱ تیرماهه بیا بیمارستان
مامان HOSNA مامان HOSNA ۱۳ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی پارت۲
منم اومدم خونه و شروع کردم هرروز صبح یک ساعت و‌نیم فقط پیاده روی میکردم جوری که کف پاهام تا شب میسوخت بعدظهر هم یک ساعت باشگاه میرفتم و‌ ورزش های لگنی و کامل میکردم دو روز درمیون گل گاو زبون میخوردم هر روز خاکشیر میخوردم یه شب درمیون شیاف گل مغربی میزاشتم و رابطه هم که بدون جلوگیری داشتم.
دوباره ۳۹ هفته و دو روز رفتم دکتر معاینه کرد گفت دقیقا عین قبل هستی و هیچ تغییری نکرده رحم اصلا پایین نمیومد و اینا .
اینم بگم من دکترم بیمارستان خصوصی میرفت اما من میخواستم درد هام که شروع شد برم دولتی زایمان کنم چون این دکتر توی شهرمون خیلی با تجربه بود پیش ایشون میرفتم وگرنه برای زایمان از اول قصد نداشتم پیش ایشون باشم
خلاصه ایشون گفتن من که میگم نمیتونی طبیعی زایمان کنی حتی با آمپول فشار از طرفی هیچ دردی هم نداشتم و نزدیک ۴۰ هفته بودم گفت یه سونو مینویسم نکنه جنین سرش جایی گیره که. پایین نمیاد برو یه چک بکن
اگر پیش من بخوای زایمان کنی من سزارین می‌کنم چون رحمت بالاست و سفته و طبیعی نمیتونی
مامان 🩷مهداومحراب🩵 مامان 🩷مهداومحراب🩵 ۳ ماهگی
🩷😁 شرح زایمان طبیعی بارداری دوم (پارت اول)😁🩷🩵
من ۳۶ هفته ۳ روز رفتم دکتر برای چکاب معاینه کرد گفت یک سانت باز شدی و یکم هم نرمه از همونجا ورزش شروع کردم توی خونه تااا ۳۷ هفته
از اولین روز ۳۷ هفته گل مغربی و رابطه بدون جلوگیری و خاکشیر خوردن رو شروع کردم
۳۷ هفته سه روز ورزش با ماما شروع کردم
۳۷ هفته و ۴ روز مامام معاینه کرد گفت ۲ رو به سه و خیلیییی نرمممممم
دیگه منو انگاری برق گرفت شروع کردم پیاده روی های طولانی و زیاد و سنگین و ورزش زیاد خونه رو جارو دستی میکشیدم موقع ظرف شستن اسکات میزدم روزی دو بار دوش آب گرم میگرفتم زیر دوش اسکات و لانژ میزدم اون مغربی و رابطه و خاکشیر هم ادامه میدادم
رسید ۳۷ هفته و ۶ روز دردام و انقباضام بیشتر شده بود ولی منظم نبود
منم حسابی خسته شده بودم
گفتم دیگه من باید ۳۸ هفته زایمان کنم همهه کارایی که گفتم انجام دادم کنارش آهنگ محلی گذاشتم حساااابی رقصیدم بپر بپر کردم کلیییی قر دادم
غروب پیاده روی کردم
مامان محمدحیدر مامان محمدحیدر ۷ ماهگی
تجربه زایمان
من ۴۰ هفته و ۵ روز بودم ولی هیچ طوری دردام شروع نشد دکترم گفت بیا تا معاینه کنم ببینم چطوری رفتم مطب معاینه کرد گفت دهانه رحمت بسته است و بیشتر از این هم نمیشه بمونی من گفتم میخوام طبیعی باشم گفت با آمپول فشار هم فک نکنم بتونی زایمان کنی سزارین میشی گفتم اشکال نداره من تلاشمو میکنم دیگه نامه داد گفت برو بیمارستان نوار قلب بگیر ببینم امشب بستری بشی یا فردا رفتم بیمارستان معاینه کردن و نوار قلب گرفتن گفتن امشب باید بستری شی ساعت شیش بود بستریم کردن تا کارمو کردن ساعت ۸ شب معاینه کرد گفت یه سانتی دیگه دوز اول رو برام شروع کردن دردای کمی میومد سراغم منم پاشدم پیاده روی کردم و ورزش کردم ساعت دوازده شب بود زنگ زدن دکترم گفت تا ساعت یک شب سرم بگیرم بعد استراحت بدن تا شیش صبح ، ساعت یک که سرم رو قطع کردن دیگه منم دردی نداشتم یکی دو ساعت خوابیدم دیگه ساعت ۶ اومدن دوز دوم رو برام وصل کردن اینم بگم شب معاینه کرد گفت همون یه سانتی ولی دهانه رحمت خیلی نرم شده
دوز دوم رو که صل کردن دیگه دردام شدید تر بود منم مدام راه میرفتم و ورزش میکردم وقتی دراز میشدم دردام خیلی بیشتر میشد همراهم کمرمو ماساژ میداد خوب بود برام تا ۱۱ و نیم ظهر که معاینه شدم گفتن ۴-۵ سانتی دیگه دکتر گفت یه ساعت استراحت بدیم سرم که قطع شد بازم درد داشتم ولی با فاصله بیشتر
ادامشو پارت بعد مینویسم