۲ پاسخ

وای سخت ترین مرحله بود. پسرم وابستگی ب شیشه داشت پدرم دراومد. دو یه هفته فقط بردمش جاهای شلوغ با بچه های هم سن بازی کنه ده روز خونه مامانم رفتم صبح تا شب.
ده روز خونه مادرشوهرم.بلاخره از سرش افتاد

اگ میخای تو شیشه بهش ندی شیر موز یا شیر خرما یا آبمیوه بریز تو لیوان نی داره هروقت گفت میمی بهش بده بخوره
من اینجوری دخترمو از شیر گرفتم

سوال های مرتبط

مامان دلسا مامان دلسا ۲ سالگی
بای بای شیشه شیر و شیر خشک 🤗👋🏻
دلسا وقتی که بدنیا اومد تا ۲ ماه ۱۷ روز شیر سینمو خورد و بعد از اون شیر خشک خورد👼🏻🍼🩷
همیشه دغدغه از شیر گرفتن رو داشتم که دخترم اذیت نشه تا اینکه دلو زدم به دریا و تصمیم گرفتم دلسا رو از شیر بگیرم.
قرار بر این شد تو روز شیر پاستوریزه بدم و شب قبل از خواب شیر خشک بدم.
روز اول : شیر پاستوریزه رو جوشندم و وقتی که ولرم شد داخل شیشه شیرش ریختم وقتی شیرش رو خورد طعمش رو دوست نداشت، به فاصله زمانی مجدد امتحان کردم دیدم لب نمیزنه و میگه عه عه🤭
و اینجا بود که دیگه قوطی شیر خشک و شیشه شیرهاش و فلاسک آبجوشش رو قایم کردم😉
من موندم و دلسا با یدونه شیشه شیر و شیر پاستوریزه 😬
شب که شد یکبار دیگه شیر جدید رو براش جوشندم و باز نخورد ، البته بگم ها تو طی روز غذا و میوه و خوراکی خورده بود. و تمرکزش به سمت غذا رفته بود.🥰
روز دوم : وقتی از خواب بیدار شد اصلا نگفت شیر میخوام با من قشنگ صبحانه خورد بعدش براش وقت گذاشتم باهم بازی کردیم دم دمای نهار غذاش رو خورد و بعد از یه ساعتی خوابش برد 😴
الان خداروشکر دو روزی هست که دختر قشنگم
شیر نخواسته💓