امشب یکی از قشنگ ترین شبای زندگیم شد
وقتی گفتم میخام بچخ رو از شیر بگیرم اولین کسی که بیشترین حمایت کرد شوهرم بود هردفعه که کسی میگفت حالا گناه داره یکم بهش بده الان میگفت بهشون کسی دخالت نکنه صلاح نفس کسی بیشتر از مادرش نمیدونه
واس روز دخترم برا نفس پول ریخت که براش لباس بخرم و چون پارسال برا منم کادو گرفته بود چون من بابا ندارم تو دلم نمونه امسال چیزی نگفت گفتم تو دلم فدای سرش اوضاع زندگی خیلی سخته دوماهه کار نکرده تازه ۴تومن داده بود واس چیزی و خودشو صفر کرده بود یعنی پول تو جیبش ۴۰ تومنم نمیشد واقعا باچرم نمیشد که اینکارو کنه
اومد خونه مامانم که منو نفس بیاره خونه یهوو سوپرایزم کرد
دورش بگردممممم
همه ادما کامل نیستن هر کسی یه عیبایی داره ولی این خوبیارم ادم باید ببینه و بگه
خلاصه که نبودن و رفتن بابام زیاد حس نمیشه با وجود این مرد حمایت گر











شیر شب شیر خشک شیشه شیر از شیر گرفتن خواب کودک صبح زود بیدار شدن پوشک پی پی اسهال پدرم دراپردی گهواره ببر فرزند پروری🤣

تصویر
۲۷ پاسخ

مبارکت باشه ب خوشی استفاده کنی
اینایی ک استیکر خنده زدن رو میدیدم جر باجرشون میکردم انقد ک دل چرکین و عقده این 😏

عقده ای بدبخت میخندن✋️مبارکت باشه عزیزم

عزیزم مبارکت باشه منم زمانی که دخترم تو سه ماهگی حساسیت به پروتئین گاوی گرفت من رژیم گرفته بودم و از وسواس فکری اینکه چی بخورم و چی نخورم داشتم دیوانه میشدم یادمه یه بار تو رستوران مرغ گرفتم(چون فقط مرغ میشد بخورم اونجا) کنارش سالاد کلم همه گفتن این که چیزی نداره بخور بعدش فهمیدم سس داره سسم برام ممنوع بوده و هزارتا خاطره اینشکلی دفعه بعدش که رفتیم کافه بدون اینکه بگم رفت برام شیرقهوه گرفت با چیزکیک گفت من اصلا دلم نمیخواد تو این رژیم و رعایت کنی فقط بهش شیرخشک میدیم هم به صلاح خودشه هم به صلاح تو

واقعاً خوشحال شدم عزیزم مبارکت باشه

هر مردی اینجوری نیست افرین بهش

خوشبحالت
شوهر من نشده بدون نگفت یه سر سوزنم برام بگیر
یکسالههه خیلی خیلی نبودن باباممو حس میکنم
هیچ کس دیگه به فکرم نیست

مبارکت باشه زرییییییی جونممممممم😍😍😍
انگار خودم کادوگرفتم ذوق مرگ شدم😂😂😂😂

مبارکه عزیزم

خوش به حالت مبارکت باشه همسر من داره و هیچ وقت نمیخره

خدا روشکر. همچین شوهرا پیدا میشه. من که هیچچچچچ فقط دارم. نفس میکشم
خواهر هرکه پیامم میخونه برا پسرم دعا کن تنش سلامت باش دلم بهش خوش باشه. هنی روزا بتون راه بره قد بکشه. قرش دکتر بهدلشت گفتن کوتاه.

خداروشکر 😍 الهی همیشه خوشبخت باشین عزیزم😘🙏

مبارکت باشه عزیزم
بسی از این تاپیک لذت بردم😍

اخی عزیزم چ حس خوبی گرفتم الهی ک با دل خوش استفاده کنی 🩷🩷

با اینکه نمیشناسمتون ولی خیــــــلی خوشحال شدم براتون😍💕

عاااای🥹دستشون درد نکنه

مبارکت باشه عزیزم
دست همسرتون درد نکنه
بمونید برای هم انشالله عشقتون همیشه پابرجا باشه

مبارکت باشه عزیزم به خوشی استفاده کنی

مبارکت باشه خیلی خوشگله انشالله ب پای هم پیربشید و زندگیتون پراز لحظه های قشنگ باشه

چه قشنگ مبارکه عزیزم😍

خدا برات خفظش کنه عزیزم😍
عشقتون پایدار✨

مبارکت باشه عزیزم.
مردا اگ بخان در بی پولی ترین حالتشون از ی جایی پول پیدا میکنن،وقتی ازش میپرسی میگه فلان جا یا دست فلان کس پول داشتم😂

بسلامتی استفاده کنی و همیشه شاد و پایدار باشید ❤️❤️❤️

بغض کردم... مبارکه

وايييي😍🌸🤌🏻مباركت باشه گلم

عشقتون پایدار عزیز دلم😍❤️

خدا حفظش كنه 🧡الهي شكر
انشالله كه همه ي زندگيا قشنگ باشه

مبارک باشه عزیزم. خدا برات حفظش کنه.

سوال های مرتبط

مامان آرین مامان آرین ۲ سالگی
مامانهای عزیز لطفا هر کس می‌دونه منو راهنمایی کنه چون خودم خیلی شکه شدم... امروز شوهرم بعد از ظهر خوابید منم پسرمو برداشتم بردم تو سالن و در اتاق خواب را بستم که صدا شوهرمو اذیت نکنه و بخوابه.. تو این مدت هم کارهامون کردم یه مقدار میوه تو یخچال بود که همه را برداشتم و شستم که بذارم تو یخچال ولی خوب وقفه افتاد و میوه ها نیم ساعتی بیرون یخچال موندن... شوهرم که بیدار شد بهش گفتم چیزی میخای برات بیارم... گفت آره میوه بیار منم رفتم تو آشپزخانه... پسرم کنار شوهرم رو کاناپه نشسته بود و باری میکرد یهو با نخ افتاد زمین به طوری که ملاجش رو زمین خورد و پاهاش بالا بود ... یه لحظه گفتم گردنش شکست ... حالا شوهر عوضبم شروع کرد فحش به من بده....که مادر فلان شده ت (یعنی من ) مقصره... حالا من هیچی نگفتم ... نشست میوه بخوره گفت چرا میوه ها داغه و شروع کرد به داد و بیداد ..اون نشسته بود رو کاناپه و من رو زمین کنار بچه م نشسته بودم که بهش میوه بدم .... بعد بند شد و با پاهاش محکم کوبید تو بازو چی من.یه جوری که انگار داره شوت می‌کنه یه توپ رو و بعد بهم گفت برو لباساتو بپوش کمشو از خونه من بیرون ... من بلند شدم برم تو اتاق دو باره با پاس زد به باسن من که یعنی تیرپایی داره میزنه بهم ...مدام هم می‌گفت میذارمت دم در و فلان.... من رفتن تو اتاق پسرم و همین طور شوکه بودم و نمی‌دونستم باید چیکار کنم چون شوهرم خیلی خرو گاوه و اگر میرفتم از خونه بیرون محال بود بذاره بچه رو ببرم و به هیچ عنوان هم نمی اومد دنبالم ... بعد چند دقیقه اومد گفت بیا بچه رو عوض کن چون پی پی کرده بود ...