من شوهرم چند روز خونس چند روز میره سر کار حالا تو اون ۴ روزی ک خونس مادرش اصلااااااا زنگم‌نمیزنه ک مثلا حالمون رو بپرسه یا حال بچه رو بپرسه کافیه بدونه امروز پسرش میره سر کار از اول صبح فرت فرت شروع میکنه زنگ زدن بمن حالا امروز پریودم و بی حال ترینم بچه اصلا دیشب نخوابید شوهرم ساعت ۶ ک رفت گرفتم خوابیدم تا بچم خوابه خانم از اول صبح شروع کرد زنگ زدن فرت فرت فرت فرت هی جواب نمیدادم رد تماس دادم فقط ک بخابم حالا خودشم میدونه خوابم ک جواب ندادم اینقد اعصابم خورد شد سری اخر جوابشو دادم گفتم سلام چیزی شده؟؟؟؟؟؟ ولی با عصبانیت گفتم اخه نگرانتون شدم نگران بچه شدم جواب نمیدی گفتم حالا یادت نمیاد نگران بشی تا بدونی علی رفته سر کار و من خوابم نگرانیت گل میکنه از این به بعد خواستم بخابم گوشیو خاموش میکنم یا ازت اجازه میگیرم ک بخابم گفت اره اره خوب کاری میکنی و بعدش به حرفاش ادامه داد 😐انگار ن انگار باش برخوردی کردم اولین بارش نیش هر سری شوهرم بره اینکارو میکنه بعد صدای گوشی رو قط نمیکنم چون شوهرم خونه نیس میگم خدایی نکرده چیزی بشه یا کار مهمی باشه جوابشو ندم یعنی قشنگ از عمد اینکارو میکنه
به نظرتون حرفم اشتباه بود؟
کولیک رفلاکس پروتئین گاوی اسهال نوزاد شیر خشک

۱۲ پاسخ

شاید شوهرت هست زنگ نمیزنه میخواد مزاحم نشه؟
تو‌ تنهایی زنگ میزنه که احساس تنهایی نکنی؟

به همسرت بگو که بخوای بخوابی گوشی رو میزاری رو حالت پرواز یا سایلنت میکنی که بچه هم اذیت نشه دیگه نگران نباش موقع خواب صداش رو ببند. تهش شوهرت بهت پیام میده بلند شدی بهش زنگ میزنی

بلاکش کن

ببین اگه زن بدی نیست سخت نگیر من مادرشوهرم کلا ب عروس زنگ نمیزنه چون عروس رو جز خانواده نمیدونه سالی ماهی ام زنگ میزنه ب پسرش زنگ میزنه ...تا به حال هیچ کاری واسمون نکرده زن بی خیری هستش ...خونشم چه بری چه نری در یه حد واسش ... شاید مث مامان من میگه وقتی شوهرت خونست خیالم راحت کنارتون زنگ نمیزنم وقتی نیست زنگ میزنه حالمون رو میپرسه ...فقط صبح زود میزنه بهش بگو ۱۰ ب بعد بزنگ من خوابم

گوشی بزار لرزش پاشو دیدی اون زنگ میزنه جواب نده بخواب

گوشیت تنظیمات مزاحم نشوید داره میتونی تنظیم کنی فقط وقتی شوهرت زنگ میزنع زنگ بخوره بقیه زنگ میزنن سایلنته

من همیشه سایلنت میذارم موقع خواب هرکی باشه جواب نمیدم ولی تو میتونی ی سیم کارتت ک همه شمارتو دارن موقع خواب خاموش کن ی سیم کارت دیگه فقط شوهرت داشته باشه ک صبح اگه زنگ زد جواب بده

گوشیتو سایلنت کن بخواب.بیدار شدی بردار

دیوانه اس اخه کی ۷ صبح زنگ میزنه ب کسی
ب نظرم تو ی شب ساعت ۴،۵ بهش زنگ بزن بگو زنگ زدم حالتو بپرسم
ی چند شب زنگ بزن بهش حالش جا بیاد🤣🤣🤣🤣

حالا مادرشوهر من تا پسرش نباشه معمولا زنگ نمیزنه، فقط به پسرش، تازه ک بچه دار شدبم گاهی بمنم زنگ میزنه

هستن همچین ادمایی این دوحالت داره یکیش وقتی هست شوهرت نگرانت نیس ومیدونه پسرش خسته است ومیخاد وقت ازادتری باخانم وبچه اش باشه وبش خوش بگذره ولی وقتی نیس حس میکنه کسی نیس احوالتون بپرسه یا مراقبتون باشه ومیخاد جای پیرش براتون کمی پر کنه چیزی لازمتون نشه ک روتون نشه ب کسی بگین
حالت دومی وسواس هست وکمی شکاک
این فکری ک ب سرم اومد چون بعضی مادرا وقتی بم خودشون وعروسشون مراجعه میکردن همچین افکاری داشتن
عزیزم ب موضوع فکر نکن بگذر
خستگی واعصاب خراب پریودیت خودش ب انذازه کافی برات سخت پس دیگه فکر نکن

حق میدم بهت... با شوهرت ذرمیون بزار تا با مامانش حرف بزنه

سوال های مرتبط

مامان رستم خان مامان رستم خان ۱ سالگی
سلام
تازگی پسرم ختنه کردیم یک دختر 2سال و نیم هم دارم
روز بعد ختنه ب شوهرم گفتم بمون کمک بچه اذیت میکنه ،ن تنها نموند بلکه از عصر تا 10 شب رفت سر کارش ،حالا بماند
رفتیم خونه مادرم از اول تا اخر پسرم بغلم ک یادم رفته نماز بخونم انقد ناراحت بود ،دخترمم همش با مادرم و ب شدت هم اذیت میکنه و لجباز و ...ک اخر شب شوهرم اومد بچه نوزاد دادم بغلش ،مامانم گفت دخترت بگیر اعصابم خورد کرد و چقد اذیت کنه و ...
.
امروز از 7 بیدارم نوزاد ک همش گریه ،دخترمم بیدار شده ،صبحانه اش نمیخوره ،پسرمم همش گریه ،دختره هم لجباز اذیت کن ،لب ب غذا نمیزنه،میره شیر اب باز میکنه ول میکنه میاد همه چی بهم میریزه ،یعنی یک رو اعصابی ک ته نداره...
حالا یک زنگ زدم با مامانم حرف بزنم ،صدای گریه دخترم شنیده ،شروع کرده ب نصیحت ک چرا ارومش نمیکنی ببرش تو حیاط اب بزار جلوش ،برو دنبالش غذا بده
یعنی یک ذره فهم نداره ،حالا دیشب خونش بودم دیده وضعیتم ...
انقد بغض گلوم گرفته بود نمیتونستم حرف بزنم فقط گفتم کسی ک نمیفهمه هیچی نمیفهه...
برگشته میگه بی ادب با منی ،حرفت بگو کار دارم
منم قطع کردم ....یعنی یک ادم تو زندگیم ندارم ک درکم کنه😭😭
مامان سوگندوصدرا☘️ مامان سوگندوصدرا☘️ ۱۵ ماهگی
سلام خانوما دیشب تادیک گذاشته بودم ک سوگند عقبکی میرفت سرش خورد به دیوار و خیلی محکم نخورد مگه بچه با چه سرعتی میتونه عقبکی بره ک
حتی گریه هم نکرد البته من بچه رو شیر میدادم دختر عمه شوهرم سوگندو بغل کرد فک کنم خجالت کشید گریه نکرد
و ابنکه از ساعت۲ ظهر هیچی نخورده بود ولی چند دیقه بعد حالش بد شد استفراغ کرد هیچی هم تو معدش نبودا بدنش کلا سست شد طوری ک فک کردم از هوش میره سرش هم گیح میرفت میذاشتم زمین نمیتونست درست راه بره
بعدش دستش میذاشت سر معدش بهش گفتم گشنته گفت ارع اوردم غذا دادم انقققققد خورد ک نگو ماشالله بعد اون کااامل سر حال شد با بچه ها بازی میکرد بپر بپر میکرد بعدش اومدیم خونه یه شیشه شیر خورد خوابید الان حالش خیلی خوبه ولی من باز نگرانم
چون هرچی به شوهرم گفتم ببریم بیمارستان گفت الان کار خاصی نمیکنن فقط بستری میکنن توام با بچه کوچیک چطور میخوای بمونی پیشش
الانم میگم ببریم یه عکسی بگیرن میگه هیچیش نیست خیلی حالش خوبه نگران مباش
اینم بگم یعدش دیگه اصلا استفراغ نکرد اخه یکی از مامانا گفته بود اگ دوباره استفراغ کنه خطرناکه
ولی خیلی نگرانم ☹️☹️