۷ پاسخ

اصلا این قدیما قدیما گفتنشون خییییییلی رو مخمه خیلی

قدیما بچهاشون یسره تو کوچه یخابون بودکلی ادم جمع میشدم انقد بازی میکردن صبح میرفتن شی میومدن خونه جنازه بودن ازخستگی
بچهامون صبح تا شب خونن چیکارکنن بیچارها

ما یه مشت بی اعصابه بی حوصلیم
اونا بیخیال بودن
بچرو ول میکردن کاری نداشتن غذا بخوره نخوره
حالا من دیوونه میشم

پسر من هروقت خوابش بیاد یاد گرفته میگه تخت بعد میبرم میذارمش روی تخت خودمون هی خودشو لای پتو ها میپیچه حدودا نیم ساعت بعدش میخابه اصصصصلا نمیذاره من توی بغل یا روی پا بخوابونمش .

منم پسرم ساعت خواب داره
ولی بنظرم قدیما بهتر بود ما خیلی خودمونو اذیت کردیم با بچه هامون

قدیما بهترم بود نمیبینی پشت سرهم بچه اوردن خخخخ

نمیدونم بخدا سه شبه بیدارم شاید دوساعت خابیدم تب داره و‌سرفه میکنه . مامانم میگه دیگه بچه نیار خودتو کشتی پ اینا گفتم خب شماها براتون مهم نبوده قبلا بچه قطره خورده نخورده و.....

سوال های مرتبط