۷ پاسخ

من خودم بچه نداشتم انقد با بچه ها خوب بودم ک هرجا میرفتیم سرگرم کردن بچه ها بامن بود انقد دوست داشتم ولی الان که بچه دارم فرار میکنم از بچه مچه...طبیعیه کسی که بچه دار هست دیگه حوصله هیچ بچه ای رو نداره و نباید انتظار بیخود داشت از بقیه اون موقع اگه ما کمک کردیم برامون شیرین بود بچه نداشتیم کیف میکردیم نمیشه از بقیه توقع کرد

عجب من کمکی داشتم آدم نباید نمک نشناسی کنه منتظرم بچه داربشن جبران کنم براشون هر چند که می‌دونم خودشون اینقدر بچه دوستن احتیاج ندارن اما درکل نمی‌خوام براشون کم بزارم خداوکیلی تو سخت ترین شرایط کنارم بودن خدا ازشون راضی باشه هیچوقت فراموش نمیکنم

سه سال زیاد نیست نسوز دیگه کمتر خوبی کن بهشون وقتی کاری میکنی ببین اگه نحبت بی جائه انجام نده

جاری منم همین طوریه میفهمم میگی

منم دوسال اول ازدواج با جاریم یه جا بودیم
طوری بود پسرش به منم میگفت مامان😅
بعد ک من باردار شدم از اونجا رفتیم
بماند ک چ کادوهایی به بچش دادم دریغ از یه عیدی به بچه من
دخترم الان ۷ سالش تموم شده عموش تا بحال یه ماچ از ته دلش نکرده چ برسه به زنش😏😏😏😏😏

منم قبل از بچه دار شدن همیشه تو بچه داری به خواهرم کمک میکردم، هر جا میرفتیم دو تا بچه ش رو نگه می‌داشتم ولی الان که خودم بچه دارم دریغ از ذره ای کمک

من مجرد بودم یا بچه نداشتم خیلی خیلی به بچه های بقیه محبت میکردم
اما الان دریغ از ذره ای محبت از اطرافیانم
همیشه حسرت میخورم که چرا اون کارارو میکردم

سوال های مرتبط

مامان یاسین مامان یاسین ۳ سالگی
سلام دوستان خوبید .خانمایی که تک فرزند دارن .پدر یا مادر همسرتون میاد بچتونو از پیش شما ببره بگه میبرمش بیرون یا خونه خودمون چند ساعت باهاش بازی کنیم بعد بیارمش؟ پدر و مادر همسر من اینجورین خونه ما سر بلوار هست دقیقا اونا اونور بلوار هستن هر از گاهی میان بچه رو میبرن منم اگر بخوام مخالفت کنم فایده نداره بچمم خودش دوس داره بره یا حتی امکان داره بحث و دعوام پیش بیاد با اینکه میدونن من خوشم نمیاد از این رفتارا ولی بازم تکرار میکنن منم نمیخوام باهاشون بحث کنم و اینکه نمیخوام متوجه ناراحتی من بشن با وجود اینکه هنوز کار خونم مونده مجبور میشم یا همون موقع یا با فاصله ۱۰ دیقه برم خونشون که پیش بچم باشم .یه بار پدر همسرم گفت چرا بچه رو نمیارید اینجا بذارید خودتون برید به کاراتون برسید .منم گفتم من همچین اخلاقی ندارم و طاقت نمیارم بچم ازم دور باشه بعد گفت بالاخره چی وقتی شما کار براتون پیش بیاد یا خودش بخواد بره مدرسه اگر ازتون دور باشه بهونه میگیره هم شما اذیت میشید هم خودش منم گفتم تا اون موقع خدا بزرگه با محیط آموزشی و مدرسه هم آشناش میکنم .نمیدونم چیکار کنم آخه یه مواقعی رفتاراشونم مناسب نیست حرفای زشت میزنن بچه ام همونو تکرار میکنه .البته همسرمم اصلا موافق نیست که بچه تنها خونه مادرش باشه میگه هر موقع اومدن ببرن خودتم باهاشون برو .مام همیشه با بچم میریم بیرون تفریح .اونجور نیست که همش تو خونه باشه به نظرتون من حساسم یا این رفتارا طبیعیه ؟ شما طاقت دارید بچتونو ( هر چند به بهانه بازی ) ۲ . ۳ ساعت ازتون دور کنن ؟