۱۱ پاسخ

برو تو آشپزخونه جاریت رو صدا کن بگو
لطفا اینا رو ببر تا من فلان کار رو میکنم اگر دیدی جلو‌ی جاریت مادرشوهرت گفت ن خودم بلند میشم و ب تو اخم کرد سریع محل رو ترک کن

راهکار اینه ک پاشی ی قوری چیزی بشکنی 😂 بگی وای متوجه نشدم از دستم افتاد
یا اینکه خودتو بزنی ی نشنیدن بلند نشی😂

من پامیشم میرم یا با اخم نگاه میکتم خودش بفهمه کارش اشتباهه

من باشم میرم خونه خودم ب شوهرمم میگم کلفت نیستم ک

من جاری ندارم ولی دوتا خواهرشوهرامم که هستن توقع دارن من همه کارارو کنم اونا بشینن. یکیشون مجرده یکیشون متاهل.
مثلا خواهرشوهرم میره ظرف بشوره مادرشوهرم هی میگه چرا میشوری نشور ولش کن. ولی من میرم پای سینک خفه خون میگیره

تو هم‌بلند نشو

من میزنم خودمو ب نشنیدن دوباره اگه بره مثلا اگه اب بخواد بگه اون جا صورتی رو بیا من ابی رو میبرم ی چایی اگه بگه چون خونشون از چای کمرنک بدشون میان کمرنک میریزم بعد پدرشورم برا مادرشوهرم داد میکنه میگه این چیه برو عوضش کن مادرشوهر بلن میشه 😀😀

یادمه خونه خالم بودیم
دختر خالم برا اینکه کار نکنه از صبح ک بیدار میشد میگفت دلم درد میکنه و کارا رو من انجام می‌دادم 🤦 😂

خب حتما شما کوچکتر از جاریتون هستید به شماهمش دستور میده منم کوچکتر از جاریم بودم مادر شوهرم همش به من دستور میداد

خوب شاید با تو راحت تره مثل دختر خودش می دونه

چرا نمیری خونه خودت

سوال های مرتبط