باسلام🙋🏻♀️ رفتم دسشویی اومدم گفتم حاملم🤣
از اونجایی که دوتامون در جریان کارامون بودیم😁 اول بی بی چک زدم مشکوک بود بعدشم باهم رفتیم آزمایش دادم😁
ما۹سال توانتظاربودیم و توی این۹سال ۲بار تستم مثبت شد ولی توآزمایش منفی
واس همین اینبار ک عقب افتاد گفتم برام بی بی چک بیاره ببینم چطوریه ولی شوهرمم چون کلا ناامیدشده بود تاچندروز برام نیاورد بعدم ک آورد ذوقی نداشت ..بی بی چکم ک دادم ۲تاقرمز پررنگ اوومدددد من ک از خوشحالی گریم گرفته بود چون دلم روشن بود ایندفعه واقعیه..بعد دل تو دلم نبود تا شوهرم از سرکار بیاد بعدم ک اومد نشونش دادم گفت خب ک چی بازم حتما منفیه و زد توذوقم😅😅گفتم بابا ببین این دفعه پرررررنگه خطاش حتما هسش
ولی گفت تا آزمایش ندی دلخوش نمیکنم
من ای وی افی بودم دفعه قبلشم بی بی چک مثبت شد بعد افت بتا دادم 💔
دیگ ازم قول گرفته بود که بی بی چک نزنم 🫣
این دفعه که ای وی اف کردم یواشکی خریدم بی بی چک😆، ک مثبت شد روز ۱۱ بود بهش نگفتم که استرس نگیریم 😬
بعد فردا صبحش گفتم منو ببر ازمایشگاه طافت ندارم، هرچی گفت نه، قبول نکردم
رفتیم ازمایشگاه بعدش شوهرم رفت سر کار ، خودم زنگ زدم الکی بش گفتم من نمیتونم نگاه کنم استرس میگیرم تو برو تو نت نگا کن🫠 حالا من میدونستم که مثبتما 😄 خداروشکر تیترم بالا بود خیالش راحت شد بعد دوتایی یه عالمه گریه کردیم پشت تلفن
به هیچ کسم تا اخر ۳ ماه نگفتیم 😬
من دخترم وقتی بی بی چک زدم بهش گفتم اونم همینکه شوهرم اومد خونه بهش گفت و اونم میگفت دروغ میگی تا اینکه ازمایش دادم باور نمیکرد چون دوسال اقدام بودیم همیشه منفی میشد میگفت واقعا الان بارداری 🤣🤣
منم بعد یکسال اقدام
۳روز ک رد شد از وقتم بدون ناامیدی رفتم تست زدم شد دوتا خط خودم تو دستشویی گریه میکردم باورم نمیشد اومدم بیرون شوهرم تا منو دید دارم گریه میکنم پاشد سرپا اومد بغلم کرد اونم چشماش پراشک شد دوتامون فقط میگفتیم خدایا شکرت😭
اون ب من گفت😂 ما کلا یکبار اقدام کردیم بعد این ب من میگفت تو حامله ای من میگفتم نه😂 میگفت من میدونم دیگههه خلاصه شب خاب دیده من بیبی چکم مثبته بعد بیبی چک خریده انقد مسخرش کردم تا بیبی و زدم و دیدم مثبته حالا هی میگفتم نه این خرابه😂 کشون کشون بردتم ازمایش تازه یک روزم ب موعودم مونده بود😂😂😂
شوهرم تاریخ پریودی منو میدونست همیشه روزش که میشد میگفت پریود نشدی. اون ماه که باردار شده بودم یکی دوبار بیشتر رابطه نداشتیم و من کلا اون ماه نا امید بودم. ولی شوهرم گفت این ماه دیگه پریود نمیشی. چند ماه قبلش شوهرم ازمایش داده بود ودکتر بهمون گفت طبیعی اصلا نمیتونی باردار بشی چون اسپرم شوهرت کمه و باید ای وی اف بشی و منم از همون موقع خیلی نا امید بودم. سرکار میرفتم و صبح تا شب خودمو مشغول کرده بودم. خلاصه که اون ماه تولدم بود شوهرم تست گرفته بود چون میدونست از پریودیم رد شده بود گفتم صبح روز تولدم تست و میزنم. صبح ساعت ۶شوهرم بیدارم کرد گفت تو برو تست و بزن من میرم نون میگیرم واسه صبحونه روز جمعه هم بود. تست و زدم دیدم بعد چند ثانیه دوتا خط افتاد ولی خط دومی کمرنگ بود و بازم نا امید بودم چون قبلا خیلی تست زده بودم اینجوری نشون میداد و منفی بود شوهرم اومد دید گفت مطمئنم مثبته همون روز بعد صبحونه رفتیم ازمایشگاه ولی شلوغ بود بعد غروب رفتیم ازمایش دادیم گفت ۲ساعت دیگه آماده میشه رفت جواب ازمایش و گرفت و مثبت بود من تو شک بودم گر گرفته بودم خیلی استرس داشتم واسه جواب ازمایش. بعدش صدام میلرزید یهو بغضم ترکید و گریه کردم خیلی حس خوبی داشتم ولی بازم میترسیدم چون یه بار ازمایشم مثبت شد ولی وقتی رفتیم سونو قلبش تشکیل نشده بود🥺🥺🥺🥺🥺
من ساعت شش صبح با خواهرشوهرم بیدارش کردیم گفتم مثبته تا دو ساعت تو شک بود حرف نمیزد تکون نمیخورد
پشت در دسشویی منتظر بود
رنگ زدم گفتم بیبی چک هاله داره چون از بس زدع بودم قبلا و توهم زده بودم کلی بهم خندید و باور نکرد
بعدم ک باورش شد همش چشاش پر میشد
با وجود جلوگیری سفت و سخت،تایم پریودیم پریود نشدم،هرچیز قاعده اوری هم خوردم نشد،همینجوری الکی گفتم بیبی چک بخر فرداش ک بیدار شدم با وجود اطمینان کااااملی ک داشتم بیبی چک رو زدم یهو دیدم مثبته،خودم ریختم پشمام موند🤣🤣زنگ زدم بهش با ناراحتی و شوکککک و اینجوری شد☹️
وایییی ما تو دوره عقدیمم من دیدم هی سرگیجه دارم اصلا فکرم ب حاملگی نمیرفت گفتم یه بیبی بخر بیار گف نبابا امکان ندارع اخ جلوگیری هم میکردیم ساعت ۲شب بود رفتم دستشویی زدم دیدم یه هاله کمرنگی افتاد زدم زیر گریه انقدر گریه کردم ک نگوووو بعد صبش رفتم ازمایش شوهرم رف گرفت خوشحال اومد ک باباشدم منم میزدم تو سر خودم ک چجوری ب خونوادم بگممم خلاصه گفتم همه خوشحال شدن حالا هنوز جهزیم کامل نشدع و من ۵ماه هستمم بچمونم پسرا🥰🤪🩵
سری اول اون به من گفت من باردارم🤣🤣من بیبی زدم خطش میافتاد اومدم خونه گریه کردم اون رفت اون. گفت این که خط داره بعد رفتم آزمایش دیدم اره حاملم
بعد سری دوم از سرکار اومد بیبی رو گذاشته بودم کنار لباسای خونش که عوض کردنی ببینه دید انقد خوشحال شد داد میزد میپرید هوا🤣🥹
ولی حیف روزای خوبمون زود تموم شد
خونه بابام رفته بودم ی هفته اونجابودم منتظرپریودیم بودم اینقدکمردردداشتم کنکو خانوادم همه گفتن بارداری ولی من بیخیال بودم گفتم حالا بعدش برم خونه ببینم چی میشه رسیدم خونه ب شوهرم گفتم فکنم باردارم گفت چطور گفتم نمیدونم حس میکنم این دفعه پریودنمیشم خودشم ساکت شد چیزی نگفت چون همش تاریخ پریودیمومیشمورد وقتی بهش میگفتم پریودشدم ناراحت میشد آخرش رفت سرکار شبش تست زدم این تسته رو خیلی وقته داشتم دیدم ی هاله خیلی خیلی کمرنگ داشته قبلش شام خورده بودم ولی من ذوق کردم نمیدونستم چیکارکنم بعد پیامش دادم گفتمش انگاری مثبته خودشم گفت انشالله ک خیرباشه روزبعدش رفت برام دوتا بی بی چک خریدی اولیشوزدم دوتاخط پرنگ بود🥹🥹خودشم هی داشت بادقت نگاه میکردوفکرمیکرد خرابه یا چشاش خوب نمیینهه گفت دومی وهم انجام بده انجام دادم بازم دوتاخط بودم اینقدخوشحال شدیم همدیگرو بغل کردیم ولی میگفت من دارم بابامیشم خدایا شکرت آخرشم رفتیم آزمایش دادیم خودشم رفت جواب ازمایشوگرفت 😂
منک خودمنمیدونستم باردارم چون نوشابه دلم نمیگرفت بخورم هی لیوان ب لیوان میخوردم شوهرم گفت تو بارداری برو تست بده خودش فهمید ولی من خودم نمیدونستم🤣🤣🤣تا تست دادممثبت بود🤣🤣
گفتن نداره میمون خان خودش پشت در دستشویی کشیک میداد🤣🤣🤣
هیچی من بدن لرزه و بیحالی گرفته بودم بهش گفتم بی بی چک بخره اونم از سر کارش خرید اورد وایساده بود پشت در دسشویی منم زدم مثبت شد و اوردم بیرون بهش گفتم😂
تو دستشویی صداش زدم گفتم بیبی چکه خرابه زده حامله م😂
من بیبی چک زدم مثبت بود ،ی باکس اماده کردم دوتا جوراب و ی پاپوش داشتم گذاشتم داخلش و وقتی اومد خونه سوپرایزش کردم خیلی خوشحال شد بغلم کرد میگفت راس میگی😂😍
چون یهویی بود وبعد۸ سال بچه نمیخاستیم بیبی چک تومشتم بود داشتم گریه میکردم ترسید گفت چیشده منم مشتم وباز کردم گفت با یه حالتی گفت حامله ای؟ بعد بغلم کرد وبوسم کرد
سری اول که سوپرایزش کردم
سری دوم دعوامون شده بود بهش گفتم و بعدم باهاش حرف نزدم دیگه😂
خیلی بد گفتم بهش
خودتت بگوو
ی روز قبل روز پدر باکس اماده کردم گفتم کادو روز مرد خیلی تعجب کرد خیلیم خوشحال شد تو شوک بود 🥲🥹چون گفته بودم پریود شدم😂
روزی که باید پریود میشدم نشدم چون من پریودام دقیق بود شک کردم،خونه مامانم اینا بودیم شب برگشتنی گفتم به همسرم بیبی چک بگیره بعد گرفت و رفتیم خونه اون صبح باید میرفت سرکار خوابید من بیدار موندم یکم کارامو کردم و فیلم دیدم شد ساعت ۳ شب،میخواستم،صبح بزارم بیبی چک رو چون میگفتن درست نشون میده صبح ولی دلم داشت میترکید دیگه با اینکه خوابم میومد گذاشتم بعد چون اولین بارم بود نمیدونستم باید یکم صبر کنم تا ادرار کامل بره داخل کیت،همون سر دو ثانیه گفتم پس منفیه برم بخوابم،بیبی چک هم گذاشتم گوشه طاقچه نمیدونم چرا دور ننداختم،رفتم خوابیدم صبح پا شدم رفتم چایی رو گذاشتم صبحانه بخورم دیدم عه بیبی چک اونجاست گفتم بندازمش دور،برداشتم نگا کردم که بندازم دیدم دوتا خط شده!!!هنگ کرده بودم!!!بعد سرچ کردم نوشته بود بشوریدش اگر هاله باشه با شستن میره منم شستم دیدم نه خطه کامل،اماده شدم اسنپ گرفتم رفتم داروخونه ۵ تا بیبی چک خریدم اومدم خونه ۵ تاشم گذاشتم دیدم همش مثبته!
شب همسرم از سرکار اومد گوشیو گذاشته بودم رو حالت فیلم گرفتن بعد بهش گفتم بیا نشست رو مبل بعد بیبی چک رو نشون دادم خیلی خیلیییی خوشحال شد فیلمش ثبت کردم بعدا به دخترم نشون بدم🥹🩷
واکنش من😭😡😒
واکنش همسرم😍🕺🏻🥳
من یه هفته پریود نشدم،بعد الکی بهش گفتم پریودم، گفتم بریم داروخانه نوار بخرم،رفتم بیبی چک خریدم، صبح چشم باز کردم دیدم ساعت ۰۵:۰۵، حس خوبی بهم دست داد،یکم دیگه خوابیدم،بعد بیدار شدم بیبی چک رو تست کردم و دقیقا ساعت ۰۶:۰۶ مثبت شد🥹 منتظر موندم همسرم بیدار شد صبحانه خورد،میخواست بره سرکار،دوربین رو روشن کردم گذاشتم یه گوشه، بیبی چک رو گذاشتم تو جعبه بهش دادم و اینگونه فهمید🤭🤰🏻🎉 همو بغل کردیم و گریه خوشحالی...
من صبح ساعت 9بود بیبی چک زدم مثبت شد بعد برای ظهر بیدار شد گفتم مثبته بوسم کرد و بغلم کرد بعدش گفت ناهار بیار 😂🫠
خواهر کوچیکم بوشلاجق دیب سورپرایزمو خراب کرد 😂
رفت جواب ازمایشمو گرفت فهمید
صبح بیدار شدم قایمکی رفتم سرویس بیبی چک گذاشتم اومدم بیرون دیدم پشت در وایساده منتظر😂مثلا میخواستم سورپرایزش کنم
سر کار بودم که فهمیدم چون هنوز ازدواج نکرده بودیم جیغ و گریه و داد و بیداد فحش .همکارام اومدن آرومم کردن زنگ زدیم بهش اومد . همگی با هم رفتیم آزمایش خون دادیم . یکساعت بعد بتا بالای ۵۰۰۰ بود با چشمهای دوکاسه خون رفتم خونه . شوهرمم با خودش حال کرده بود یجوری قیافه گرفته بود انگار حامل اسپرم های لویی چهاردهم بوده
بی بی چک و با دستکش صورتی و آبی گذاشتم تو باکس بهش گفتم برات هدیه خریدم گفت چی خریدی گفتم باز کن نگاه کن
ذوق مرگ شد طفلک میپرید تو هوا داد و هوار میکرد بابا شدم
بعد یک سال و نیم اقدام باردار شده بودم 🫣🤩
رفتم دکتر بدونم چرا پریود نشدم
سونو داخلی انجام داد گف بارداری
شوک شدم حالم یکم بد شد
اومدم سوار ماشین بشم همسرم گف داروهاتو بخر از همین داروخونه
گفتم نمیخام
بغض داشتم گریم گرفت گفت چته گفتم رامین🥲حاملم گفت خو باشه چرا گریه میکنی خوبه که😍ت
😂😂😂منم پریدم بهش🦦ولی در باسن مبارکش عروسی بود😂🦦
ساعت ۵صبح بی بی چک زدم روز دختر بود از هیجان فورن ۲خط شد رفتم بالای سرش گفتم مثبته 😂😂😂🤣🤣باید سوپرایزش میکردم هول شدم ندونستم چکارکنم از خوشحالی
بیبی زدم هاله انداخت فکر کردم من دارم اینطوری میبینم صداش زدم اومد دید هاله داره دیگ اشک شوق ریخت منو میزد میگفت توبامن شوخی داری خداهم همینطور😐😂😂
من آزمایش دادم خودش جوابمو سریع پرسید از دکتر ذوق کرد خندید میگفت الان تو شکمت یعنی بچه 🤣بعدم گفت خدایا شکرت
سر بچه اولم سوپرایزش کرده بودم حتی فیلمشم دارم ولی متاسفانه سقط شد.
این دفعه اصلا انتظار مثبت شدن هم نداشتم هر دو با هم وارد شک شدیم.
شک دوم رو وقتی رفتیم سونو گفت دوتاس حالا من گریه میکنم شوهرم بال در اورده از خوشحالی 🥲💗
منم شوهرمو بیدار کردم بره سرکار از دیشب جاتون خالی پیتزا مونده بود نشست بخوره بعد بره منم سریع رفتم تست بزنم
هی گفت بیا بخور ول کن نزن زوده یکی دوماه دیگه میفهمیم 😑😂 بعد اصلا اروم و قرار نداشتم رفتم زدم و اومدم اتاق گذاشتمش دیدم ویییی یه هاله کمرنگی افتاد وایسادم گریه کردن و میلرزید دستام از ذوق و ترس و هیجانو گفتم مهدییییییی دوتا خطه بوسم کرد بغلم کرد و رفت سرکار تا ظهرم یه پیام نداد 😐🤣🤣🤣🤣
همیشه تاریخ پریودیمودقیق میدونست ازقلبلم که تواقدام بودیم میگفت میدونم دیگه این ماه بابامیشم همونطورم شد😊
بي بي چكم مثبت شد،بعدش ازمايش دادم اوكي شد،بعد ٢،٣ روز يه باكس بيبي چك و عزوسك اماده كردم دادم بهش به عنوان هديه،كلي ذوق كرد 😁😁
شوهر من مسافرت بود براش عکس بیبی چک رو فرستادم خیلی خوشحال شد گفت روزمو ساختی ولی خب میدونست دیگه😅
بیبی رو صبح زدم زنگ زدم بهش گفتم منفیه اونم باور کرد شب که اومد خونه موقع خوابیدن نشونش دادم ذوق زده شد گریه میکرد چون چندماه منتظر بودیم🥹
گذاشتم تو جعبه گفتم این چند وقته خیلی کارکردی زحمت کشیدی برات کادو گرفتم خیییییلی خوشحال شد به خاطر کادر بعد باز کرد دید بیبی چکه شک شد یکم بعد باور نکرد هی گفت واقعا و یکم گریه کرد
والا ما اصلا خوشحال نشدیم من تا دوروز داشتم گریه میکردم همسرمم دوروز اول ناراحت و خنثی بود 😢🫥
رفتم دسشویی تست زدم اومدم گفتم مثبت تا ۳ روز تو شوک بود 😂🤣 اخه انتظارش نداشتیم
من صبح ساعت ۶بیبی چک زدم خواب بود مثبت شد رفتم بیدارش کردم گفتم مثبته اونم یه لبخند ملیح زد و بوسم کرد بعد خوابید🥴🤣
بیبی رو نشون دادم سر دوتا بارداریم .هم زمان فیلمم گرفتم ازش .ولی تو هر دوتاشم باور نمیکرد هی میگفت الکی میگی تورو خدا 😄
خواب بود گفتم حامله ام گفت میدونم 🤣🤣
با فحش و گریه 🤣
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.