از قدیم گفتن مالتو سفت بگیر همسایتو دزد نکن
کار شما اشتباه بوده ک به همسایه اعتماد میکنی
ببخشید اونوقت چرا اعصابت خورده؟کی به همسایه اعتماد میکنه؟ادم به فامیل و نزدیکش اعتماد نداره بعد شما به همسایه اعتماد میکنی
من بچمو خونه خواهر برادرامم نمیدم . این همه حوادث پیش میاد خدای نکرده بچس اصلا ب جز مسائل جنسی خدای نکرده ی اتفاق برا بچه بیفته دستمون ب کجا بنده. من هرجا میرم بچمم میبرم باخودم اذیتم میکنه غر میزنه گریه کنه اعصابم خراب میکنه هرچ میبینه میخواد ولی خیالم راحته ک کنار خودمه .
شاید تو بازی یا همینجوری یهویی چنگ گرفته باشه
قصر در رفتی مگه بچه رو میذارن خونه همسایه وای چه دلی دارین.نمیدونین اکثر اتفاقای بد چجوری میوفته؟این همه هشدار میدن بچه رو جایی نذارین حتی پیش عمو دایی خاله.
عزیزم شاید اتفاق بوده اخه بچه شش ساله چی میفهمه که بخاد کاری کنه نگران نباش ولی دیگ بچت رو جایی نزار مواظب باش
همسایه نوکر یا پرستار بچه هاتون ک نیست نزارش
درس عبرت بگیر و به چشماتم اعتماد نکن و از این به بعد بچه ها تو پیش کسی نزار . کاریه که شده ، آدمیزاد بعضی وقتها تا یه کار خطایی انجام نده ازش درس نمیگیره . شاید بازی میکردن چنگ زده به شکمش. حالا برااینکه مطمئن بشی به صورت بازی و خیلی غیر مستقیم از دخترت بپرس ببین چی شده که اون چنگه گرفته.
من ب اشناهاهم اعتماد ندارم همسایه هم ک اصلا
اصلا بچه هاتو ۱ ثانیه در حد پلك زدن هیچ جا نزار از این. ب بعد
منم ۲ بار حماقت کردم تو زندگیم ۱ بار اینکه همین پسر همسایمون اومد دم خونمون گفت پسر من بیاد برن طبقه بالا خونه اون یکی همسایه .دیدم پسرم ی جوری نگاه میکنه خریت کردم گفتم برو ۵دقیقع هم نشد اومد اما ۱۰۰۰ بار گفتم گ و ه خوردم اگه خدایی نکرده ی چیزی میشد من چی میکردم ب حرف ی بچه گذاشتم دیگه کلا تعطیل کردم
۲ومین بار هم دختر همسایمون میومد دنبال پسرم می رفتن حیاط بازی
اون هفته دیدم اومدن رفتن حیاط
رفتم یهو تو بالکن دیدم پسر من در کوچس هیچکسی هم نیست پسر من ۴ سال از اونا کوچیک تر گفتم کجا میری دختر تا صدای منو شنید اومد گفت من حواسم هستش .
۵دقیقه بعد دیدم اومد بالا پسرم صورتش قرمز گفتم چیشده گفت مهسا بوسم کرده
دیگه اونمتوبه کردم گفتم نمیفرستم
هر روز خودم ۳.۴ ساعت می برمش پارک اینور اونور اتوبوس
ولی نمیزارم بره با کسی جلوش چشمخودم
اعتمادنکن حتی به نزدیکترینت من تاحالا بچمونزاشم جای همسایه ک دلسوزت نمیشه خواهر🥲
با چه دلی بچه رو به غریبه میسپارین
من به تنها کسیکه اعتماد دارم مادرمه اونم فقط واسه نهایت چند ساعت چون حس میکنم هیچ کس مثل مادر نمیشه واسه بچه ش که همه جوره حواسش باشه
وای چه دلی دارین شما ...اونم دختر...کارت از بیخ اشتباه بوده
شایددعواکردن چنگ زده
ببین از این به بعد جایی کار داری بچتو یکی دوساعت ببرمهدی که زیر نظر آموزش و پرورش هست بزار اینجور جاها امنیتش بیشتره
بحث همسایه یا فامیل یا حتی مادر نیست شما که رو بچت حساسی هیج جا نذارش، من خودم حساس نیستم زیاد فقط جا مامانم میذارم بچهام رو چون میدونم مامانم از خودم هم بهتر مراقبت میکنه ولی چندبار گذاشتم بعدش که میومدن خونه شوهرم ازشون میپرسید چی خوردی کجا رفتی چکار کردی بعد بچم میگفت با عزیز رفتم باغ همسایه توت خوردم بعدش رفتیم مغازه بستنی خرید واسم تا شوهرم گفت چرا بعد توت بستنی خورده گفتم ساکت باش یا جایی نداریم یا گذاشتیم نباید چیزی بگیم که باعث دلخوری بشه بعدا از مامانم غیر مستقیم پرسیدم پسرم اذیت کرده گفت خیلی بهانه میگرفت بردمش تو باغ همسایه یکم توت خورد بعد میخواسته بره مغازه پسرم دنبالش رفته تو مغازه گریه که بستنی میخوام و براش ازین کیم های فالوده گرفته به شوهرم گفتم ببین اگه چیزی میگفتی ندونسته باعث دلخوری میشدی
وااا بچه شش ساله میخواسته چیکار کنه مگه با دخترت؟؟
بچه ان دیگه بازی کردن
بعدم هیچ جا بچتو نذار
من یه خانومی رو میشناختم مادرش کارمند بود و پدرشم عموش ۱۶ ساله بود بهش تعرض کرده بود به بچه ۶ ساله.مادر متوجه شده بود که روی رون بچه خراشیدگیه و وقتی از اون بچه پرسیده بود بچه گفته بود عمو منو رو پاش عقب جلو میبرد زیپ شلوارش خورد مادره برده بود دکتر بچه رو خوشبختانه سالم بود لطفا به هیچ عنوان اعتماد به نزدیکانتونم نکنین زندگی بچه هاتونو تباه نکنین
شایدحین بازی دعواگرفتن چنگ انداخته
بچه های پسر تو این سن کنجکاو جنسی هستن خیلی مراقب باشید خیلییییی من چند وقت پیش چیزی دیدم که هنوز نتونستم هضم کنم
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.