۳ پاسخ

خداکنه منم اینطوری بشم اخه بچه اولم کلا یکسالو نیمشه دلم میسوزه براش

دقیقا منم هیچی حسی بهش نداشتم از وقتی ررفتم تو ماه ۹ عاشقش شدم
الهی شکر

دقیقا منم ماه های اول افسردگی گرفته بودم اما الان روز شماری میکنم تا ببینمش🥲

سوال های مرتبط

مامان زهرا مامان زهرا هفته سی‌وپنجم بارداری
روزی که شک کرده بودم باردارم و پریودم عقب افتاده بود دقیقا وسط ج ، ن ، گ بودیم،،با هر صدا من استرس میگرفتم و سعی می‌کردم آرامش خودمو حفظ کنم .
با اولین بیبی چک هاله کمرنگی که انداخت باورم نمیشد تا سه بار تکرارش کردم و بازم هاله کمرنگ.
باورم نمیشد باردارم و رفتم آزمایش دادم تا جوابش بیاد کلی استرس داشتم وقتی رفتیم و فهمیدم مثبته تا مطب دکترم فقط خداروشکر کردم چون خیلی منتظر این لحظه بودم و چقد تلاش کردم و چه روزایی که من ندیدم.
هیچوقت صحنه ایی که فهمیدم هماتوم دارم و فرداش به خونرریزی افتادم رو یادم نمیره تا بیمارستان با دلشوره و ناراحتی گریه رفتم میترسیدم از دستش داده باشم که گفتن بخاطر دفع هماتوم بوده . همه چیو سپردم به خدا از اول بارداریم با کلی چالش رو به رو شدم
خدای بزرگ و قشنگم این هدیه زیبا رو به من داد و خداروشکر تا این مرحله پیش رفتم تمام این صحنه های قشنگ پر از استرس و حس زیبا رو برای همه آرزو میکنم .
ان شاءالله زایمان راحتی هم داشته باشم😍 و دختر کوچولوی قشنگمو بغل بگیرم🎀🌸

۱۰ مهر ۴۰۵

بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری