به سلامتی زایمان کنی عزیزم
دقیقا من خبر نداشتم باردارم چون سمت فرودگاه بودیم خیلی وضعیت خراب بود حالم بد میشد عصبی بودم گفتم که من بچه میخام خودمو زدم زمین گریه که باید بچه دار بشیم همون موقع خونریزی داشتم فکر میکردم پریودم نگو لقاح بوده با کلی حال بد رفتیم شهرستان اونجا از دکترم مشاوره گرفتم برای اقدام با تغذیه مناسب شروع کردیم به مدت دو هفته هربار بعد اقدام حالم بد میشد عصبی میشدم علاعم اولیه بارداری و داشتم همش میخوابیدم نفسم بالا نمیومد همه بیبی چک ها منفی دیگه نا امید شدم شوهرم هم خیلی امید داشت هربار که منفی بود کلی گریه میکردم تا اومدیم تهران بازم جنگ بود دیگه بیخیال شدم که یه روز خیلی حالت تهوع گرفتم گفتم بزار آخرین بار امتحان کنم و بیبی چک زدم مثبت شد باورم نمیشد ولی پشیمون بودم میگفتم شاید اشتباه کردم ولی الان خیلی خوشحالم امید وارم سالم و سلامت به دنیا بیاد چشم انتظارشم
منم مثل تو بودم ایام جنگ باردار شدم بعد هماتوم داشتم ی روز خونریزی شدید داشتم فک کردم تموم شد خودمو تیکه تیکه دارم هفته ۲۸ هم آب دور جنین خیلی کم شد خدا بهم رحم کرد خیلی سختی کشیدم ولی ته دلم امید داشتم خدا کمکم میکنه بازم خداروشکر دارم به ماه نه میرسم
عزیزم🤩 ان شاالله زایمان راحتی داشته باشی و دختر خوشگلتو بغل بگیری گلم
واسه ما هم دعا کن ب سلامتی این مسیر رو پشت بزاریم ❤️
ان شاءالله بسلامتی زایمان کنید. من تنها یک روز از شما عقبترم. برای منم دعا کنید. شرایطمون خیلی شبیه هم بوده
با اپلیکیشن گهواره، هفته به هفته بارداریت رو دنبال کن.
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.