۱۰ پاسخ

منم همین جور شدم

طبیعیه ولی زیادی خودتو درگیرش نکن سعی کن حواستو با هرچی که خوب میشه پرت کنی اگه خدایی نکرده افسردگی بگیری اولین نفری که آسیب میبینه خودتی کسیم به دادت نمیرسه

من اولاش پشیمون بودم چون مدام بالا میاوردم
اصلا زندگی به کامم زهرمار بود
اما الان نزدیک زایمانمه فقط دارم خدا خدا میکنم زود بچمو بغل کنم
خیلی به خاطرش سختی کشیدم
تو هم انشالله بچتو بغل کنی این حس از بین بره

منم بچم دنیا اومد افسردگی گرفتم همش فکر میکردم از زندگی افتادم از شوهرم فاصله گرفتم بعد ۹ ماه خوب شدم

منم اینجوری شدم یه هفته میشه یه حالی هستم

ترس زایمان هست استرس هست
چون دیگه نزدیک زایمان هست
منم سر پسر اولم اینجوری بودم هی میگفتم برم ماه آخر فلان بشه بیسار بشه رسیدم ۳۶ هفته پشمام ریخت حس مزخرفی داشتم

افسردگی...اگر پس از زایمان ادامه داشت حتما به روانپزشک مراجعه کن

طبیعیه هورمونات ریخته بهم وقتی زایمان کردی درست میشه

به خاطر به هم ریختگی هورومونهاته
وقتی ببینیش میشه جونت😍

منم اوایل میگفتم زود زایمان کنم الان که نزدیک شدم انگار مخم هنگ کرده همش میترسم نصف شب از خواب میپرم به زایمان فکر میکنم طبیعیه این چیزا

سوال های مرتبط