۲۵ پاسخ

من که کثیفی نمیبینم

ولی نامرتبی غیر از وسایل بازی رز میبینم
شلوار پشت در
کتاب های نا مرتب
سبد دم در

‌ولیکن به ما مربوط نمیشه 🫠🫠🫠

به خونه به این دسته گلی گیر میدن شوخی دارن باهات دیگه درسته؟
منم تازه میخوام به سوفی صبونه بدم زدم داغون کردم روتیناشو

والا خونه منم پر وسیله بچه هاست اصلا کارسون ندارم و دیگه برامون عادی شده پس بچه چکار کنه نه بیرون میره نه کسی کنارشه ریخت و پاشم نکنه

واقعا تعجب میکنم میگن این خونه تمیز نشده !!! تو خونه ی ما همش اسباب بازی های پسرم هیت و من اصلا ناراحت نمیشم کلی ذوق میکنم. من به شدت وسواسی بودم قبل از پسرم همه چیز باید دقیق سرجای خودش قرار میگرفت اما الان هیچ اشکالی نداره بچه باید تو خونش راحت باشه. جارو و تی و گردگیری و تمام

فاطمه جان
کاش حرفای صد من ی غاز (درست گفتم ؟) یک سری خانوم معلوم الحال رو اصلا به هیچ جات نگیری
الان اون خانوم شاید خوشحال بشه که تا حدودی هر چند کم ذهن تو رو مشغول کرده
من آدم تمیز ولی نامرتبی هستم
خواهر شوهرم میاد پیش من از نامرتبی جاریم میگه ‌و این موضوع رو نکوهش می‌کنه
و ی جورایی انگار به در میگه که دیوار بشنوه
ولی من اصلا به هیچ جام نیست حرفاش حتی با خنده میگم پس خونه مارو ندیدین؟
خلاصه که به چنین کسایی اصلا اهمیت نده

اصلا چرا باید راحب خونه ی کسی نظر بدن که شما مجبور شی توضیح بدی ؟؟؟؟ مگه خودشون بچه ندارنننننننن !!!!!!!!!!

فاطمه جان خونه من خیلی خیلی بدتر از این حرفاست
من قبل بچه دار شدنم مرتب بودم همه چی به حدی مرتب بود که انگار رو خط کش بود الان ....
بیخیال حرف بقیه

فاطمه احساس میکنم اینا اقوام شوهرن که انقد پیگیر تمیزی خونه تو هستن ، بابا به شماها چه آخه😅

چقدر دلم میخاد خونم کامل فرش بشه
کامل کامل
همه جا فرش
از سرامیک کوفتی لعنتی بدم میاد😭
علاوه بر جارو کشیدن ک کمرم میشکنه باید تی بکشی مدام
اه

خونه ادم بچه دار همینه کم یا زیاد مهم نیست. من خودم انتخابم ارامشه. زندگی هرکسی ب خودش مربوطه. قرار نیست دنیای همه ما عین هم باشه

صفا باشه و سلامتی💓

خونه زندگیت خیلی قشنگ و رنگی 💖

خونه منم همینه بچم همش ریخت و پاش میکنه روزی ده بار کتابارو میریزه فک کردم تنها خونه من اینجوره خیلی هم عالیه خونت حس زندگی میده

چه خوب 🦦
من عکس خونمو بدم فک کنم تبدیل به کابوس بشه برای دوستان 🐗
تازه یه عدد ocd دار شدید هم هستم
ولی فعلا در مرحله حال خوب هستم انشالله به زودی به خونه هم برسم 🤣

خونه ات از نظر نامرتبی عین منه هیچ نگران نباش

فک کنم باید یه عکس از خونه ام برا مامان رادان سامیار بفرستم

حقیقتا چجوری میتونن
من همین کتاب هم برام قفله😭
اجازه نمیده

من وقتی بچه بیداره اصلا تمرکزی واسه کتاب خوندن ندارم چراااا
باید توی سکوت کامل باشم
نوش جونتون باشه
منم تازه میخام قهوه بخورم و برم سراغ ناهار🫠

به نظر من که خیلیم مرتبه خونه منم دقیقا تو همین وضعه تمیز ولی همه جا اسباب بازی های پسرمه
واقعا کنجکاوم خونه این ادمایی که میان راجب خونه بقیه نظر میدن رو ببینم
بابا اصل مطلبو بچسبین چکار به خونه بقیه دارین اخه

عزیزم خسته نباشی. بشین کیف کن و لذتشو ببر. فاز اینایی رو هم که میگن نامرتبه و کاری نکردی رو درک نمی کنم. چی کار کنه؟ اسباب بازیای بچشو بریزه دور؟ اصلا تمیز و مرتبم نکنه، به شماها چه ربطی داره واقعا. خودش و بچش لذت می برن کافیه.

ما صبحانه خوردیم دخترو با باباش فرستادم تو کوچه منم دستی به سر و روی خونه کشیدم و با اینکه اسباب بازی های هیوا رو‌جمع کردم می دونم الان بیاد دوباره همونجوری می ریزه
اسباب بازی تا وقتی خود بچه بزرگ نشه جمع شدنی نیست یه بخشی از دکور خونس و ریخت و پاش محسوب نمی شه 😉

جم کیدز الان بینگ گذاشته رز خواست بزار ببینه

خونه شهرستانتونه یا خونه خودتونه؟
خوش باشیذ

ببخشید ولی انگاراصن دس نکشیدن ب سروروی خونه

پپا تو کدوم شبکه میزاره

دختر شما میان وعده میخوره
دخترمن هنوز خوابه😂

سوال های مرتبط

مامان رز🌹 مامان رز🌹 ۲ سالگی
یکی از خوبی هایی که مشارکت کردن بچه ها تو امورات خونه داره علاوه بر سرگرم شدنشون، بالارفتن اعتماد به نفسشونه.
درسته که رز خودش رو پر آرد کرد، درسته که آشپزخونه کثیف شد.
ولی وقتی قبل خواب یه بند بهونه میگرفت، و من واقعا خسته بودم و نمیدونستم چه جوری دیگه آرومش کنم، یهو گفت راستی کیکمون پخت، میخوری؟
خوشحال گفت آره آره.
با هم رفتیم آشپزخونه، کیک رو آوردم جلوش...گفتم ببین آماده شده، دست زد بهش،میشد خوشحالی رو دید تو چشماش!
میگفت به به خوشمزه س🥹
برش زدم براش اومدیم تو اتاق و داشت همزمان میگفت با هم پختیم، با هم آرد الک کردیم!
بهم گفت خودت بذار دهنم، کلی گفت خوشمزه س و من تو دلم قند آب شد.
پنج دقیقه بعد با آرامش خوابید.
و مطمئنا با خوشحالی.
دو ساعت وقت دارم دوش بگیرم، کیک رو ببرم با همسرم هم بخوریم، و یادمون باشه که برای فردا که میریم باغ هم ببریم حتما،
چون تو اون لحظات قشنگ قبل خوابش، بهش گفتم کیک رو ببریم فردا با بچه های عمو بخوریم؟
و رز هم با خنده تایید کرد‌.
از ذوق دیدن بچه ها و خوردن کیک باهاشون، و تعریف اینکه خودش هم کمکم کرده🥹
مامان رز🌹 مامان رز🌹 ۲ سالگی
صدای پخت و پز میاد.
و ملچ و مولوچ بیسکوییت خوردن رز.
تا چنددقیقه قبل قشقرق داشتیم.
از نوع جدیدش، تمایلش رفته سمت اینکه تو گوشی پپا ببینه.
منم بهش میدم، در حد دو سه قسمت بعد هم که وقتش تموم شد ازش گوشی رو میگیرم و این میشه شروع فاجعه!
گریه، عصبانیت، خواهش و التماس.
و جواب من در کمال ارامش و خونسردی نه‌
گاهی توضیح منطقی.
گاهی پیشنهاد بین دوتا چیز،
گاهی همدلی،
گاهی حواس پرتی.
اما یه روز مثل امروز، میخوریم به بن بست.
تو همه شون عقب گرد داریم.
جوابش یه چیزه!
تو گوشی یکم پپا ببینم.
رها میکنم.
میام تو آشپزخونه، بساط پخت ماکارونی رو راه میندازم و همچنان داره غر میزنه.غذا نپز، من غذا نمیخوام، و....
بوی روغن سوخته میاد.
میاد تو اشپزخونه، گاز رو خاموش میکنه.
میره تو اتاق و میگه گاز خودمم خراب کردم.
ظرف بیسکوییت رو میگیرم جلوش،
میگیره و میره میشینه یه گوشه، هنوز غر میزنه...
بیسکوییت ساقه طلایی نمیخوام....میگم باشه.
چندثانیه بعد غرغر تموم میشه، داره بیسکوییت میخوره.
مادری کردن سخته؟ مدیریت قشقرق سخته؟
ادامه کامنت
#فرزندپروری
#قشقرق
#شیرخشک
#سزارین یا طبیعی