یکی از خوبی هایی که مشارکت کردن بچه ها تو امورات خونه داره علاوه بر سرگرم شدنشون، بالارفتن اعتماد به نفسشونه.
درسته که رز خودش رو پر آرد کرد، درسته که آشپزخونه کثیف شد.
ولی وقتی قبل خواب یه بند بهونه میگرفت، و من واقعا خسته بودم و نمیدونستم چه جوری دیگه آرومش کنم، یهو گفت راستی کیکمون پخت، میخوری؟
خوشحال گفت آره آره.
با هم رفتیم آشپزخونه، کیک رو آوردم جلوش...گفتم ببین آماده شده، دست زد بهش،میشد خوشحالی رو دید تو چشماش!
میگفت به به خوشمزه س🥹
برش زدم براش اومدیم تو اتاق و داشت همزمان میگفت با هم پختیم، با هم آرد الک کردیم!
بهم گفت خودت بذار دهنم، کلی گفت خوشمزه س و من تو دلم قند آب شد.
پنج دقیقه بعد با آرامش خوابید.
و مطمئنا با خوشحالی.
دو ساعت وقت دارم دوش بگیرم، کیک رو ببرم با همسرم هم بخوریم، و یادمون باشه که برای فردا که میریم باغ هم ببریم حتما،
چون تو اون لحظات قشنگ قبل خوابش، بهش گفتم کیک رو ببریم فردا با بچه های عمو بخوریم؟
و رز هم با خنده تایید کرد‌.
از ذوق دیدن بچه ها و خوردن کیک باهاشون، و تعریف اینکه خودش هم کمکم کرده🥹

تصویر
۱۳ پاسخ

عزیزم چه با ذوق
من با کیان پیتزا درست میکنیم یبار اینقد خسته بود و گرسنه که تا پخته بشه جلوی فر نشست و میگفت به بههههه
بعدشم
تا خورد پای سفره خوابید 🦦😁 من اینقد ذوقشو کردم

فاطمه جان از سحر مامان نویان خبر دارید شما؟
دیدم با شما دوست گفتم شاید ازش خبر دارین نگرانشون شدم

فاطمه نوش جونتون باشه بهترین کارو میکنی♥️
بززگ میشن خونه مثل دسته گله ولی خودشون دانشگاه و مدرسه و...هستن🥲
ماام امروز ظرف شستیم دوتایی مسیحا یدفعه غرق شد تو سینک🤣از خوشحالی

چه خوشمزه به نظر میاد😍

چقدر قشنگ😍
عجب کیکی هم شده نوش جونتون

من حتی تخم مرغ هم می‌خوام آب‌پز کنم از خودش کمک میگیرم انقد خوشش میاد و باورت میشه همه غذاهایی که باهم درست کردیم ترتیبش میدونه

وای چقد خوب شده😍

کیک سیب ودارچینه؟ بی‌زحمت دستوری میزاری

عزیزم میشه لطف کنید درخواست منو قبول کنید مرسی

نوش جونش باشه. وقتی ازشون کمک میگیریم هم احساس مفید بودن میکنن و هم اون خوردنی رو بدون دردُ خونریزی میخورن

نوش جانتون

عجب کیکی😍
دستور بزار لطفا

اوخی ننههه

سوال های مرتبط

مامان دوتاتوت فرنگی🍓 مامان دوتاتوت فرنگی🍓 ۲ سالگی
چقدر خوبه که موقع تعریف از یه بچه ماشاالله بگیم و تو زبونمون باشه... من خودم که اینجوریم همیشه ماشاالله چه برا بچه های خودم چه بقیه سر زبونمه... امشب بچه هارو بردیم خانه بازی... یکی از دوستا با دوقلوهاشون هم بودن... سری قبل هم که بچه هارو دید همش می‌گفت چه خوشگلن ..اینسری هم بدون اینکه بگه ماشاالله... لپشون رو کشید و می‌گفت خوشگلن... یا همش به رفتارهاسون حرف زدنشون...چون بچه های خودش نوزپه ماهم و اصلا حرف نمی‌زنن...آهنگ همین بود اونجا پخش شد پسرم داشت میخوند و خانومه کلی خوشش اومد ...یه خانم دیگه هم ازن پرسید دوقلوان ..این پسره این دختر گفتم آره...آخه موهای بچه هارو اصلا کوتاه نکردیم پسرمم موهاش ماشاالله پرپشت و بلند بستیم...ماشاالله تپلی هم هست ... گفت چقد خوشگلن من فک کردم دختره...بعد گفت طبیعی باردار صدی یا آی وی اف..خلاصه تو راه خونه دخترم با اینکه سابقه بیکاری حرکت داره اما ماشین وایساده بود همسرم رفت مغازه دو دقیقه بعدش گفت مامان دلم درد می‌کنه و استفراغ کرد.. رسیدیم خونه پسرم آنقدر گریه کرد بابا منو ببر بیرون...من تا اومدم اسپند دود کردم همون لحظه خودش برگشت رفت کاپشن درآورد!!! همسرم گفت ببین تا اسپند دود کردی خودش لباس درآورد!! بعدش من آوردم کتری رو آب کنم بذارم رو گاز.‌.با اینکه دو سه بار آبش رو خالی کردم و کتری کاملا سرد بود و آب سرد می‌ریختم داخل کتری از داخل کتری بخار درمیومد به همسرم گفتم ببین چرا کتری اینحوریه؟؟ آب که گرم نیست همسرم هم آب هم کاری رو چک کرد دید اره سردن😂من خودمم ترسیدم امشب از چشم بد ...
بر چشم خوب رحمت ❤️🧿
مامان رز🌹 مامان رز🌹 ۲ سالگی
به همسرم اشاره کردم که با اغراق تشویق کنه.
رز سمتش میرفت و میگفت جیش کردم.
منم از فرصت استفاده کردم، عروسک محبوبش رو یه دور تو روشویی و بعد سریع گذاشتم تو ماشین لباسشویی.
چرا؟
چون بعد از تعویض پوشک گفت آلالا رو بیاریم.
اول نشوندش روی پاتی،
بعد هم به همه ی نقاط سرویس مالونده ش!
حتی گذاشتش روی سنگ توالت که اونجا جیش کنه!
و خودش هم پی پی کرد....کاملا به اختیار خودش.
حالم بد نشد؟
چراااا وحشتناک!
اما با خودم گفتم میشورم دیگه...
مثلا زرنگی کرده بودم پای عروسک رو پلاستیک پوشونده بودم که یه وقت به کف برخورد نکنه.
اما واقعا حرکت گذاشتنش روی سنگ توالت برام قفل بود...
خلاصه دخترک ما تو قدمهای بعدی آشنایی و آمادگیش،
خودش کاملا به اختیار خودش پی پی کرد.
من نمیدونم فرآیند از پوشک گرفتنش قراره چه جوری و چندروزه پیش بره...
ولی حداقل این دوره آمادگی، هم برای خودم خوب بود.
هم برای رز.
نه اصراری از سمت منه...
نه ترس و انکاری از سمت رز.
خواستم بگم آمادگی از پوشک گرفتن رو حتما بذارید تو برنامه،
همون اول قرار نیست پوشک حذف بشه...
اجازه بدید همه چیز تو یه بستر آروم انجام بشه.
من میتونستم به رز بگم حق بردن عروسکش رو نداره،
میتونستم اه و پیف کنم که چرا عروسک رو کثیف کرد؟
اما همون عروسک، که یه زمانی با کمکش شیر شب رو قطع کردیم،
جای خوابش رو جدا کردیم،
براش منبع آرامشه.
و این شد که عمل دفعش رو به میل خودش انجام داد.
راستش من نمیگم...
اما امادگی ترک پوشک اینه، نه اینکه بچه نخواد پوشک پاش کنید.
مامان نیکان مامان نیکان ۲ سالگی
پسر من عاشق ماشین های فلزی هست و اکثر ماشین هاش رو داره و به شدت روشون حساسه، امشب براش این ماشین رو خریدم و با هم رفتیم پارک، یه گوشه از پارک نشسته بود با ماشینش بازی می‌کرد، یه بچه که فکر کنم هنوز یکسالش نشده بوداما به سختی میتونست راه بره از یه مسافت دور اومد سمت پسرم، پسرم رابطه خوبی با بچه ها داره و یکم باهاش صحبت کرد، بعد از چند دقیقه مادر اون بچه اومد سمت ما و یکدفعه به پسرش گفت عه ببین نی نی توی دستش ماشین داره و خود مادره ماشین رو از دست بچم کشید بیرون و داد دست بچه اش، بچه هم ماشین رو با شدت بدی زد زمین و پسرم عصبی شد و ماشین رو برداشت، بچه زد زیر گریه و همش میخواست ماشین رو از دست بچه ام بکشه بیرون، مادره گفت خب بده یکم بچه ی منم بازی کنه و همش اصرار داشت از دست پسرم بکشه بیرون ، من فقط نظاره گر بودم که ببینم پسرم چه واکنشی داره که همونجا قاطع چندبار گفت نه، مادره هم دید پسرم نمیده بیخیال شد رفت، بچه اش تا چند دقیقه یک ریز گریه میکرد، پسر من خیلی مهربونه وقتی دید اون بچه گریه میکنه فکر کرد کار اشتباهی انجام داده برای همین گفت مامان ماشینم رو به نی نی ندادم، گفتم تو صاحب وسایل خودتی همونجوری که اجازه نداری وسایل کسی رو به زور بگیری و قبلش باید اجازه بگیری کسی هم اجازه نداره به زور ازت چیزی بگیره اگر دوست نداشتی بدی اشکالی نداره. من اولش میخواستم مداخله کنم و بگم یکم بده نی نی بازی کنه اما وقتی وقاحت و پررویی اون مادر رو دیدم واقعا عصبی شدم که به زور وسیله ی یکی رو از دستش میگیره که بده بچه اش بازی کنه، بعد جالبه میدید که بچه اش داره به وسیله بقیه آسیب میزنه و پافشاری می‌کرد! کاش حریم ها رو از بچگی به بچه هاشون یاد بدن!
مامان آرین مامان آرین ۲ سالگی
هر چی فکر میکنم پسرم بی گناهه.... مقصر شوهر احمقمه که دم به ساعت تو خونه س ..خوب ک س ک ش.. مثل آدم برو سر کار..... امروز پسرمو بیدار کردم صبحانه دادم بازی کردم باهاش ..ساعت دوازده گفتم ببرمت بیرون ...آماده ش کردم ببرم بیرون با کالسکه که بخوابه بیارم خونه....شوهرم یهو در را باز کرد وارد خونه شد...پسرم هم شروع کرد بگه بابا منو با موتور ببر ....خلاصه اومدیم تو پارکینگ شوهرم گفت نه موتور خوابه با ماشین میریم....بچه م یک ساعت تو ماشین گریه کرد موتور سواری میخاست....حالا اومدیم خونه ساعت یک بود..باز گفت من خسته م میخام بخوابم رفت تو خونه بخوابه ...منم بچه را با هزار کلک بردم با کالسکه بیرون تا خوابید آوردنش....دوباره شب ساعت نه پسرم خوابش میومد به شوهرم زنگ زدم من دارم بچه را میخابوم نیا.....هر وقت خوابید بیا....ده دقیقه بعد غذا بچه را داده بودم میخواستم ببرم بخابونم یهو شوهرم اومد...این بچه هم اون روش را کار گذاشت که منو با موتور ببر بیرون....یه ساعتی با موتور چرخیدیم تو خیابونا تا خوابید رفتیم خونه تا بغلش کردم بیدار شد و شروع کرد به جیغ زدن ...که منو ببر ددد...بعد با ماشین بردیمش...وای مصیبت کشیدیم تا خوابید ...ضعف اااااعصصصصاااااب گرفتم بدنم از بس حرص خوردم میلرزه..شوهر گوساله من نمی‌فهمه وقتی بچه بیداره نیاد خونه....بگید چیکار کنم
مامان رز🌹 مامان رز🌹 ۲ سالگی
امروز دیگه پوشک ها تموم شد!
چندوقتی بود که پوشک ها رو شمرده بودیم و‌گفته بودم هر وقت تموم بشه قراره شورت بپوشیم.
باهم شورت هم خریده بودیم.
خودش هم هربار موقع تعویض پوشک رو میاورد.
امروز صبح که رفت بیاره، اومد گفت دیگه پوشک تموم شده.بریم بخریم،گفتم قرار شد پوشک تموم شد شورت بپوشیم.کفت نه پوشک!
بالاخره قبول کرد و آخرین پوشک رو انداخت سطل آشغال، جیش کرد روی صندلیش و شروع شد فرآیند از پوشک گرفتن.
و خب خطا هم داشتیم، سه بار هم گفت جیش دارم.
هربار هم رفتیم سرویس جیش کرد، تقریبا هر یه ربع بیست دقیقه!
بله!
تا ده دقیقه هم رکورد داشتیم🤣
چرا؟ چون من صبح بهش خیار دادم و حدسم اینه که سردیش شده طفلی...
اینهمه جیش نمیکرد اصلا!
خلاصه که الان هردومون خسته ایم.
الان هم داره دونه دونه کتابها رو میخونه تا شام آماده بشه.
امیدوارم که باقی رو به خوبی بگذرونیم....
)رز مدتهاس به نظرم آمادگی داره، تقریبا اکثرا جیش میکرد تو سرویس، میگفت بریم جیش کنیم، دو سه باری هم پی پی کرده بود)
مامان کایرا مامان کایرا ۲ سالگی
مامانا سلام صبح به خیر
من کایرا رو از پوشک نگرفتم هنوز آماده هم نیست فقط الان حدود دو هفته ایناست که چون صبحا که صبحانه میخوره میره تو بالکن بازی میکنه منم گفتم صبحها پوشکش نکنم فقط
از خواب که بیدار میشیم پوشکش رو باز میکنم میبرمش حموم تو پاتی ( لگن مخصوصا ) میگم جیش کن اصلا نمیکنه میگم خب نداره میذارمش رو صندلیش صبحانه میخوره دوباره قبل اینکه بره تو بالکن میبرمش میگم جیش کن باز نمیکنه میره تو بالکن شلوارش رو خیس میکه تمام این ۱۰ روز همینه فقط یبار جیش کرده که کلی هم تشویقش کردم اما هیچی
بازم میگم من نمیخوام بگیرمش فقط میخوام بفهمه جیش کردن یعنی چی دیگه الان ۲ سال و ۲ ماهشه نباید بدونه؟
اصلا هم بهش فشار نیوردم تا حالا بیشتر از ۵ دقیقه نمیشینیم تو پاتی هربارم جیش کرده فقط به شلوارش اشاره کردم گفتم جیش کردی همین
بعدم که از بالکن هم میاد دیگه پوشکش میکنم
آها تو همون حموم هم یه فرنگی داریم دوبار نشستم با خجااااالت منم انجام دادم خودش با خنده گفت مامان جیش کرد 🤦‍♀️ اما خودش نمیکنه