۱۳ پاسخ

زن داداشت همیشه غریبه س یادت نره نباید جلوش از خودت ضعف نشون میدادی یا بحث میکردی و اینکه بلاخره مهمون بودن اوقاتشون تلخ کردی باید میزاشتی بعد جلو مامانت شوهرت خودش خراب کرده شمام بیشتر خراب کردی و باعث میشه مامانت دیگه اون احترام رو واسه شوهرت نگه نداره

خوبه حالا بچه داداش شما بوده اونجوری زده اگر بچه ماهر خودش بود فک‌کنم بچه رو با کمربند میزد چ کاریه ☹️☹️☹️قطعا مهمونام ناراحت شدن از این حرکت

چقد کاراتون زشت بوده وقتی پسرت این ناهماهنگی توی تربیت رو میبینه بدتر میشه. بعد هم گریه ی شما جلوی مهمونا انگار فقط بچه ی شما عزیزه و دختر براتون نه... حالا شوهرتون هم کارش بد بوده بچه رو زده اونم محکم

کار شوهرت خیلی خیلی اشتباه بوده ک بچه تو جمع زده

خدا رحم کرده دختر داداشتون موهای پسر شما رو نکشیده جرش میدادی خواهشا همون جوری که دوست ندارین کسی بچه خودتون بزنه حتی پدرش به این فک کنید که اون بچه م پدر و مادر داره ...با این رفتار شما یه بچه ی لوس تحویل جامعه میدین

اخی چقد دل بچه رو شکونده خب بزرگا باید عقل داشته باشن اونا بچه ان

وای دلم کباب شد واسه پسرت
بچه ان دیگه حالا باهم بازی میکردن 😓😓😓

وای چقدر بیشعوره حالا بچس مگه چیشده که طفل معصوم و زد، خوب میکنی باید جرش میدادی

به نظرم قهر نکن حرفتو بزن بگو دوس ندارم بچه رو بزنی چه تو تنهایی چه تو جمع
به با این کارت به بقیه هم اجازه میدی بچه رو دعوا کنن یا بزنن
با این کار اعتماد به نفس بچه رو خورد میکنی
من بودم حرفم رو میزدم اگه طرفم قانع نشد و باز زبونش دراز بود یه دعوای حسابی راه مینداختم
باتشکر😊🫶🏻

مار شوهرت بد بوده چون فامیل شما بوده باید میذاشت شما حرف بزنید و پسرتون رو نهی کنید .واسه رفتاری که ناخواسته نشون دادی خودتو سرزنش نکن

چه کاری بود اخه
شما حالا چرا گریه کردی
به نظرم بحثیم بود باید میرفتین اتاق ولی درکل بگو احترام بچه تو مهمونی نگهداره

منم دقیقا سر این موضوع دو هفته اس با شوهرم قهریم البته اون نزد بچه رو دعوا کرد و فحش داد.. واقعا موندم بعضی مردا چرا عقلشون نمی‌کشه با این کار بچه رو کوچیک میکنن آخه کی میاد بخاطر بچه دیگران بچه خودش بزنه یا دعوا کنه اینا باید درست بشن که دیگه از این غلطا نکنن

🥲🥲🥲الهی بمیرم

سوال های مرتبط

مامان الوین مامان الوین ۲ سالگی
سلام
مامانا دیشب مادرشوهرم خونمون بود من و شوهرم دعوامون شد تقصیر شوهرمم بود. از دیشب خیلی گریه کردم . امروزم صبح ۶ پسرم با گریه بیدار شد. دل‌درد داشت بعد من بغلش@کرده بودم مادرشوهرم با صدای کلفت حرف می‌زد این خواب از سرش پرید و مادرشوهرم باهاش بازی کرد. بعد با صدای خیلی بلند جوری که من تو اتاق داشتم با استادم تلفنی حرف میزدم صداشو نمیشنیدم. بعد من پسرمو دعوا کردم که نمیخوابی از فردا دوباره خوابت بهم میریزه من باید تا صبح بیدار بمونم. به مادرشوهرم گفتم وقتی خواب و بیداره نباید باهاش بازی کنین که خوابش بپره. اونم میگفت میخواستم ساکت شه. من که پسرمو دعوا کردم پسرم ترسید رفت بغل مادرشوهرم اونم از خداخواسته میگف بیا بغلم خودم فلان. خیلی حرص خوردم‌ . دوس دارم بره خونش. بچم خوابید نذاشت بیارم رو تختش میگف همینجا بذار بخوابه . یه ساعت بعد پسرم بیدار شد اومد دنبالم دید هستم گفت شیر دادم بهش بعد گفت میرم پیش مادربزرگم. منم چیزی نگفتم بردمش گذاشتمش پیشش بخوابه. منم شب ۲ ساعت خوابیدم. از طرفی شوهرم از اینورما از دست مادرش حرص خوردم‌ . خیلی خونمون میاد میمونه اصلا حوصلشو ندارم‌ پسرم که دل‌درد داشت اون با بازی کردن ساکت کرد خوابش پرید بعد به من میگه کیف کردی چجوری ساکت کردم‌ عادت داره فقط از همه چی خودش@تعریف کنه تحملشو ندارم‌ . دوس دارم بره خونش. کم مونده از ریدن...هم تعریف کنه‌ . از دختراش از اینکه فلانی خودکشی کرد برا دخترم .... تا کم مونده موی اونجارو از اینکه عرقش بو نمیده... تعریف میکنه. واقعا تحملشو ندارم. .... به نظرتون تقصیر منه ؟
#پوشک فرزند نوزاد پوشک