۱۴ پاسخ

واقعا حالم از هرچی مرد خودخواه و بی تربیت و و بددهن بهم میخوره

اخ ک خدا لعنت کنه هر چی مرد بد دهن و بی درکه

ناراحت نشو عزیزم من شوهرم اخلاقش خوبه موقع دعوا شده این حرفارو هم بزنه بهم تو دعوا حلوا خیرات نمیکنن حرف رد وبدل میشه

عزیزم همه یه جور بدبختی داریم.۶ساله عروسی کردم حسرت اینکه دوتایی پارک بریم به دلم مونده بود.هرجا میرفتیم میدیدم خانوادش جلوتر از من تو ماشین نشستن.من عین غریبه ها میرفتم عقب.خونه مامانم دوساعت راهه.یه سری میخواستم برم خونشون دیدم مامان و آبجیش هم اومدن.هیچی نگفتم منو بردن خونه مامانم.دو روز بعد اومدم صبرم تموم شد جنگ راه انداختم.کل طایفه رو شستم با بی احترامی تمام.بالاخره صبرم حدی داره.صبر زیادی یعنی توهین به خودت.همون موقع به شوهرم گفتم تا پارک سرکوچه که هیچ.هیچ مسافرتی باهاتون نمیام.حق نداری چیزی بگی.هرگوری خواستی بری باهاشون برو
از اون موقع دیگه جرات ندارن سوار ماشین مون بشن.اصرار هم کنیم نمیان.
برای اولین بار امسال عید ۴تایی مشهد رفتیم.بسیاررررررر چسبید

پس شوهرمو بزارم رو سرمم حلوا حلواش کنم سر دعوام اونم میگم دعوا من دیوانش میکنم باز دودوتا چهارتا میکنه حرف میزنه

عزیزم منم مشکل تو رو دارم مادرش بند ناف بچه هاشو هنوز نبریده حالم از همشون بهم میخوره زندگی ما دچار سردی شده سر خانوادشم کتکم زده

دمت گرم دورد ب شرفت هرگز پسرتو وابسته خودت نکن

من ۵ ساله ازدواج کردم فقط یه بار مسافرت ۳ روزه رفتیم که کل طایفشو ریخت اونجا انگار لشکر کشی بود مادرش خواهراش دختراشون خالشون عروسشون بعد مادرش بهم گفت تو روانی هستی حتی پشتم درنیومد که این چا حرفیخ مامان
اینم مسافرت من😃 بهشم گفتم منو بکشی با جمع دیگه نمیام چون تو مرد نیستی مرد باید بلد باشه مدیریت کنه رابطه مادر و زنشو

حالا ما پول مسافرت رفتن نداریم و حسرت میکشیم ولی شوهرم اهل گردش و طبیعت رفتنه اونم امثال دخترم تو بیرون نمیخوابه ظهر ها مجبورم یا زود برگردم یا نرم یکم سخت شده واسم

مانیس مادرشوهر بد اخلاقه اخمو تخم میکنه شوهرم خودش دوست نداره بیارش باهامون

واااا چجور ادم هایی پیدا میشن یعنی چی از سرتم زیادی میخواستی نگیری

مثل شوهر من یعنی راضیم بمیرم خسته شدم

خواهر تنها نیسی ماهم همینطوریم ۸ساله ی بار فقط مسافرت برده ،اما برعکس مادر پدرش دوسه ماه ی بار میرن مسافرت تازه اونا به ما میگن بیاید باهم بریم اما من دلم نمیخاد باهاشون برم

🥺🥺عزیزم...مردا تو عصبانیت یچیزایی میگن جدی نگیر بعدش پشیمون میشن

سوال های مرتبط

مامان 𝓐𝓵𝓲𝓼𝓪𝓷 مامان 𝓐𝓵𝓲𝓼𝓪𝓷 ۲ سالگی
یه حرفی امدم بگم دوستانی که دارن از پوشک میگیرن یا از شیر ...

من همیشه استرس این دو رو داشتم
خداروشکر پسرم ۲۰ روز مونده بود به تولد ۲سالگیش کلا شیر نخورد و یه جورایی خودش پس زد
و من هیچ کاری نکردم که از شیر بگیرمش
خیلی یهویی این کار کرد یه شب اتفاقی نخواست دیگه...

به همسرم گفتم فقط استرس پوشک گرفتن مونده که هرکی تو فامیل میدید می‌گفت عه هنوز پوشک میکنی
مثلاً پسرم ۲سال بود تازه
میگفتم بله تا وقتی که خودش پوشک درنیاره من اصراری نمیکنم که از پوشک بگیرم چون نمیخوام هم به خودم هم به پسرم استرس الکی وارد کنم و...

خلاصه من به همسرم گفتم یه روز بریم براش صندلی جیش بگیرم که تقریبا ۲۸ ماهش بود پسرم
گفتم میخوام کم‌کم یاد بگیره با توالت رفتن آشنا بشه
همسرم کلی مای بی بی جینی خریده بود و اصرار داشت که تا ۳سالگی باید مای بی بی کنی بعد...
چون اعتقاد داشت قبل ۳سالگی آسیب میبینه بچه اگه زودتر از پوشک بگیری...

ادامه تاپیک بعد
لطفاً صبور باشین تایپ کنم 😀
مامان کامیار و لیانا مامان کامیار و لیانا ۲ سالگی
سلام بچه ها من تجربه از پوشک گرفتن کامیار رو براتون میذارم شما هم اگه انجام دادین و نتیجه گرفتین برای منم دعا کنید که مشکلاتم حل بشه چون این روزها برای کار همسرم خیلی مشکل درست شده و عصبی هست. من تو سه روز از پوشک گرفتم البته پی پی یکم طول کشید چون ازش میترسید و اونم بعد از یه هفته براش عادی شد و الان که دوماه گذشته دیگه راحت می‌ره دستشویی
خب برای شروع اول چند روز مبردمش دستشویی تا با محیطش آشنا بشه مثلاً شلنگ میدادم دستش میگفتم اب رو باز کن یا آفتابه رو پر کن و آب بریز و... حتی میتونید برچسب هم بچسبونید ولی من اینکار رو نکردم. خلاصه که خیلی خوشش اومد و براش تبدیل به بازی شد بعدش آخر هفته که دیگه میخواستم پوشک نکنم اول اومدم تموم قالی ها جمع کردم و روی مبل هم زیر انداز انداختم بعدش به شوهرم هم گفتم تا سه روز من نمیتونم غذا درست کنم چون باید مراقب بچه باشم. خلاصه روز از پوشک گرفتن دیگه جلو خودش گفتم ببین این آخرین پوشکیه که این جاست بقیه پوشک ها گفتن چون کامیار بزرگ شده ما میخواهیم بریم پیش بچه های دیگه. و بجاش این شورت خوشگل داریم که اونم از طرحش خیلی خوشش اومد و پوشید. برای مدت بچه ها شورت زیاد بخرید چون خیلی زود بزود باید عوض کنید. بعد از اینکه شورت پاس کردید دیگه همه اش باید حواستون باشه که بچه کی جیش می‌کنه به محض اینکه ادرار رو ببینید سریع بغلش کنید و بهش بگید که ما اینجا جیش میکنیم و بذارید که بقیه جیش رو تو دستشویی انجام بده. یکی دوبار اول ممکنه که گریه کنه چون پسر من تعجب کرده بود و می‌گفت این چیه که از من خارج میشه😂
ادامه تاپیک بعد
# فرزند پروری
# پوشک