مامانا حالم خیلی بده توروخدا یکم کمکم کنید😔
الان شاید حرفام برای خیلی ها مسخره باشه ها ولی در عذابم نمیدونم کسی تو شرایط من بوده یا نه ولی الان جوری ام که نه دلم میخواد برم خونمون و طلاق بگیرم ولی دلمم نمیخواد دیگه به این زندگی ادامه بدم نه دلم میخواد خودکشی کنم یا بمیرم نه دلم میخواد زندگی کنم و خیلی از چیز های دیگه الان بخدا حتی نمیخوام تایپ کنم ولی دارم روانی میشم دلم میخواد فقط جیغ بزنم و کلی چیزایی مثل ورق باشن جلوم همشونو پاره کنم الان نمیدونم اول از خانوادم بگم یا شوهرم یا بچم
اول از وضعیت خودم بگم بچه وسطی و اضافه ی خونم ۲۱ سالمه ی پسر دارم و ۲۵ هفته باردارم . بارداریمم سخته بچه ی اول رو با کلی قرص و آمپول و شیافت تا نه ماه رسوندم ولی اینی که تو شکممه رو بهتره بگم سپردم به خدا
اول از خانوادم میگم خانوادم هم خسیسن هم فازشون معلوم نیست به دور و بر سواری میدن ولی از آدم فقط انتظار های فراوان دارن . وقتی حامله نیستم همش زنگ میزنن که بیا بیا اگه نرم مامانم دعوا و قهر و برای کار های خونه بارداری قبلیم تا روز زایمانم و بعد زایمانم من خانوادمو ندیدم نپرسیدن چیزی حوس میکنی نمیکنی یا .... با این به زور دستمون به دهنمون میرسه وقتی شوهرم میره کار مرغداری مثلا انتظار دارن براشون مرغ ببرم
بقیش تایپینک بعد
بارداری زایمان سزارین نوزاد سیسمونی پوشک

۱۰ پاسخ

عزیزم شما هورمانت بهم ریخته کسی کنارت نیست حرفات رو بشنوه درکت کنه نیاز داری در آعوش کشیده بشی... ولی ایند بات بگم تو خیلی زن قوی هستی خدا به دلت آرامش بده. سعی کن استراحت کن. غذای مقوی‌بخور. هرکاری ک خوشحالت میکنه انجام بده. میدونم تو خیلی زود حالت خوب میشه توکل کن به خدا شب که همسرت اومد بشین دوتا چایی بریز با آرامش باهاش حرف بزن نیازت رو بگو ولی فعلا به طلاق و جدایی فکر نکن. نونی که خونه خودت میخوری خیلی بهتره تا نونی ک با منت خونه پدرت بخوری... میتونی با یه روانشناس صحبت کن

بچه کوچیک داری باردار هستی هورمونات هم بهم ریخته
بدنت از بارداری قبل ریکاوری نشده بوده
یکم بخاطر همینه جسمت خسته هستش روانت حساس تر از همیشه هستش سنتم کمه مضاف شده عزیزم
یکم ریلکس کن روزا برای خودت وقت بزار
احتمالا همسرت هم حس میکنه اخلاق تو مثل قبل نیست
چون تو اصلا آدم قبل نیستی خب دو بار باردار شدی یکبار زایمان داشتی بچه بزرگ کردی خسته ای دیگه ولی مردا معمولا درکشون این موقع ها یکم کم میشه
خلاصه اینکه هیچ کس جز خودت نمیتونه بهت آرامش بده
بچه ات دنیا اومد وقتت بیشتر پر میشه فقط سعی کن به جسمت بیشتر برسی بجه ها بزرگتر شدن بتونی به خودتم برسی

عزیزم چرا بچه دوم و میاری وقتی میدونی نمیتونی ازش مراقب کنی .درست به خدا می‌سپاری ولی اصل بنده خداست

عزیزم افسرده شدی بالاخره هم بارداری هم بچه کوچیک حساست کردن اینو میدونم وقتی نتونی رو خونواده خودت حساب کنی حداقل با همسرت خوب باش اونجوری که میخوای بسازش

کاش نزدیکت بودم کمکت میکردم

کدوم‌شهرین

خدا بزرگه عزیزم درسته سخته بچه پشت هم اما یکباره بزرگ میشن تموم میشه می‌ره هم من خودم همینجوری کردم چون گفتم الان جونمو حوصله دارم بعدم راجب خانواده بنظرم قطع ارتباط کن تمام دیگ زندگی همه همینجوریه وضع اقتصادی خرابه همه تو فشارن چیکار میشه کرد

بنظرم قط رابطه کن در حدی ماهی یه بار برو و زود برگرد ، و چرا این حرفا رو وقتی مادرت ازت گله داره و دعوا میکنی نمیگی

عزیزم بچه دوم برای چیته الان؟؟وقتی دلت میخاد طلاق بگیری زندگیت خوب نیس دیگه...من یه بچه دارم تو زندگیم مشکل داشتم اومدم خونه پدرم براطلاق شوهرم برای فرصت اومد...خاستم فرصت بدمش قبلش حضانت بچمو ازش گرفتم که خیالم راحت بشه..بعد فرصت دادم ناخاسته باردارشدم تو هفته۱۶ خانوادم باپول خودشون بردن سقط کردم که پام گیرنباشه ..الان براطلاق اومدم دیدم نه زندگیم درست نمیشه
اگ زندگیت خوب نیست بچه دوم اشتباهه..

الان فقط نیاز داری خودتو آروم کنی نیاز داری یکم آرامش بگیری عزیزم نه بهت میگم چرا حامله شدی یا هرچی فقط میگم اگه میتونی با موزیک فیلم توی روبیکا یا خودتو آروم کن اگه اهل نمازی به نیت آرامش خودت و سلامتی بچه ت نماز برای فاطمه زهرا بخون و تسبیحات حضرت زهرا اگر اهل این چیزا نیستی با موزیک بیکلام خودتو آروم کن فقط بات یه چیز میگم همه ی این احوالات بد میگذره همشون حق داری خسته ی ناراحتی توجه میخوابپی کاملا طبیعی گلم ببخشید انقد تند تایپ کردم بیرونم

سوال های مرتبط

مامان جوجه و🤰🏻 مامان جوجه و🤰🏻 ۱ سالگی
مادر شوهر و پدر شوهرم به شوهرم خیلی وابسته اند شوهرمم خیلی وابسته شونه ... یعنی هرروز برا شوهرم زنگ میزنن تقریبا هروز میره خونشون . اگه یه روز نره بشه دو روز زنگ میزنن میگن چرا نمایی ؟
خوب من میگم شوهرم اینجوری اشکال نداره ولی حالا همسرم اگه موقع دوباره حامله شدم هر وقت میره با خودش میبره پسرمم وابسته شده من نمیخوام وابسته شه مثل شوهرم 🥺
با خانواده خودم هم رفت امد میکنیم ولی اینجوری نیست هر روز بریم ...
به غیر شوهر دو تا پسر دیگه و دوتا دختر دارن اوناهم بچع دارن ) ولی این وابستگی فقط برای شوهر منه
مادر شوهر و پدر شوهرم ادمای خوبینااااا فقط من دوست ندارم پسرم وابسته شه که هر دقیقع زنگ بزنن بگن بیار خونمون ....
و طبق تاپیک قبل خیلی برا ی گربه تو خونه شونه و اصلا رعایت نمی کنن برا پسرم نگرانم ...
چه طور به شوهرم بگم نمیخوام پسرم وابسته بشه مثل تو چژور بگم کمتر ببر ...امروز هی گفتم نه تو برو بیاااا ما خونه میمونیم .... چند بار گفتم ولی گفت پسرم بریم خونه عزیز جون و ماشین سواری پسرم دنبالش گریه میکرد بازم رفتن .. دیروز اونجا بودیم😬😬😬😬
من نمیدونم زیاد حساس شدم یا حس میکنم پسرم داره ازم دور میشه .. 😭
شاید خیلی خود خواهم که میخوام وابسته خودم باشه ...

شاید مادر شوهر چیزی نگه ولی از این که پسرم همش اونجاست میترسم یه وقت خواهر شوهرام چیزی بگن نمیدونم دیگه چه کنم )
مامان یزدان مامان یزدان ۱ سالگی
رابطم با شوهرم خیلی سرد شده اینقد زیاد که دوتامون از هم دیگه متنفر شدیم
تقصیر منم هست اصلا دوست ندارم برم سمتش الان یه ماه میشه رابطه نداشتیم دیشب دیگه صداش دراومد دکترم رفتم قرص داد ولی فایده نداره
ببخشیدا ولی وقتی بهش فکر میکنم حالم بد میشه
دوتامون از هم دل زده شدیم اون دوست نداره بیاد خونه منم دوست ندارم بیاد 😔
اصلا نمیدونم چیکار کنم البته من مقصر رو خودش میدونم در طول شبانه روز دوساعت خونس اون دوساعتم سرش یا گوشیه یا تلوزیون نه با بچه بازی میکنه نه هیچی فقط دراز کشیده گوشی دستش
منم تمام عصبانیتمو سر بچه یا خودش خالی میکنم.
الان یه ماهه رابطه نداشتیم دیشب دیگه اینقد عصبانی بود ولی اصن دوست ندارم نمیدونم چراا😭😭😭 اصن حالم بده نمیدونم مشکل کجاس
دکترم رفتم قرص داد ولی فایده نداشت
اصن نمیدونم چرا از این ادم فراریم من
اونم دیشب خیلی گله کرد اخرشم گفت من اینجوری نمیتونم یا طلاق بگیریم من برم پی زندگی خودم یا هم که فکر دیگه ای کنم
بهش حق میدمااا ولی حاظرم بره با یکی ولی من نه😖😖😖😖
مامان شاهان🤎و نینی🩷 مامان شاهان🤎و نینی🩷 ۲ سالگی
چرا انقد نسبت به پسر دار شدن گارد میگیرید
دلیلش نمی‌فهمم خانم پسر دوست چیه😂💔
خب هرکسی براساس شرایط زندگی خودش و اتفاقاتی که افتاده دلش میخاد دختر داشته باشه یا پسر
حالا منی که میگم دوست دارم پسر داشته باشم علاوه بر اینکه هم فاصله سنی با شاهان کمه و هردو هم جنس میشن هم برا آینده خودشون و ما بهتره
دیگ دلیل بر این نیس اگه بچم دختر باشه میرم میندازم یا دوسش ندارم که
اتفاقا بنده که تک دخترم خیلیم دلم میخواد دختر داشته باشم

ولی هم من هم همسرم تک جنسیم
ینی من تو خانوادم تک دخترم
و همسرمم تو خانوادش تک پسر
درکل چیز خوبی نیست تک بودن مخصوصا برای پسر
چون الان که پدر شوهرم فوت شده میبینم چقدررررر همسرم همه چی رو دوششه
بخاطر همین تجربه های که دارم دلم میخواد پسرمم برادر داشته باشه مخصوصا الان که فاصله سنی ش با تودلیم کمه

هرکسی براساس شرایط زندگیش به چیزایی رو میگ
و دلیل بر خرافه های قدیمی که به گوشمون خورده نیس

چه اشکالی داره هرکسی از هرچیزی میخاد خوشش بیاد
امیدوارم خدا خودش برامون بسازه به قشنگ ترین شکل ممکن
و بچهای هممون انشالا سالم سلامت باشن