پارت چهارم
میگفتن سردرد هم میشی نباید سرتو 8 ساعت تکون بدی و اینا ولی نه سرم درد نکرد و سرمو هم از اولش تکون میدادم بچم با اینکه زود بدنیا اومد ولی خداروشکر زردی و اینا نداشت و فرداش مرخص شدیم وقتی میرفتیم هم درد داشتم چون توی ماشین تکون میخوردم بعد اومدین خونه خونریزی زیادی نداشتم خیلیییی کم بود از پریود هایی که میشدم هم کم بود تا الان هم فقط لکه هست اولین روزی که اومدم رفتم حموم ولی چسب رو در نیاوردم بعد از دو یا سه‌روز چسب رو در آوردم و هر روز با شامپو بچه شستم بعد از ده روز که از زایمانم گذشت رفتم دکتر تا بخیه مو بکشه فکرد میکردم خیلی درد داشته باشه میترسیدم ولی اصلا درد داشت واقعا این دکترا شورش رو در آوردن فقط برای کشیدن بخیه که هیچی نبود از یه طرف قیچی کزد از طرف دیگه کشید 550 تومن گرفت هیچ کاری نکرد فقط وقتی اومدین خونه زیاد نشینید زود زود پاشید یکم قدم بزنید این طوری خیلی زود خوب میشین وقتی هم درد داشتین دکتر شیاف میده شیاف بزارید درد کم میشه اینم تجربه من از زایمان سزارین

۱ پاسخ

مبارکه بسلامتی عزیزم

سوال های مرتبط

مامان محمد مامان محمد روزهای ابتدایی تولد
فقط فشار های که می آوردن تا بچه رو بکشن بیرون خیلی با شدت بود تکون میخوردم کاملا درد نبود ولی فشار زیادی بود که صدام در اومد. ساعت ۱ و ربع بچه رو درآوردن یکم اون پشت ی کارایی کردن باهاش و آوردن صورتش رو چسبودن بهم ، خیلی طولانی نبود بعد بردنش و منو بخیه زدن و بردن تو ریکاوری، اونجا دو ساعتی بودم پسرم رو ماما آورد گذاشت زیر سینه تا شیر بخوره، کم کم حس پاهام برمی‌گشت حالت گز گز داشت ، پمپ درد برام آوردن بعد یک ساعت که کاشکی زودتر میاوردن ، ازینجا تازه دردا شدید من شروع شد. چند دفعه ماساژ شکمی دادن که کوتاه بود ولی واقعا دردناک بود هم تو ریکاوری هم تا فرداش تو اتاق ، پمپ درد رو بهم همون اول نگفتن هرموقع بخوام میتونم دکمش رو فشار بدم تا سریع تر اثر کنه برا همین ی نصف روز بیخودی درد کشیدم ، شیاف هم میزاشتن ولی واقعا این پهلو اون پهلو شدن سخت بود همش به پشت هم میخواستم باشم کمرم درد می‌گرفت میخواستم بچه شیر بدم درد داشتم . کشیدن سند هم یکم درد داشت ، و اولین راه رفتن که افتضاح بود ، فشارم افتاد از شدت درد و همش ناله می‌کردم تا از رو تخت برم دستشویی و برگردم. پمپ درد از وقتی که دکمش رو فهمیدم میتونم فشار بدم موثر بود شیاف هم برام ۲ بار گذاشتن ، و تا ۱۰ روز تقریبا با شیاف و ژلوفن حالم خوب بود اگه نمیذاشتم روزی ۲ بار، درد داشتم . سردرد هم که گفتن سرت رو تکون نده ولی مگه میشه وقتی میخوای بچه شیر بدی حالا نمیدونم ازین بود یا کلا به من نساخته بود بی حسی که تا ۴ روز سردرد خیلی زیادی داشتم دیگه آخراش تا تیغه بینی و دندونام هم درد میکرد . نسکافه میخوردم بهتر میشدم
مامان نویان 👶🏻 مامان نویان 👶🏻 ۲ ماهگی
ادامه تجربه من از سزارین پارت ۳
از عمل هم بخوام بگم روز اول و دوم درد داشتم و اولین بار که از تخت میخواستم بیام پایین واقعا وحشتناک بود برام و اولین بار ۲ قدم برداشتم دوباره رفتم رو تخت بعد دوساعت دوباره اوردنم پایین با کمک مادرم چند قدم راه رفتم و واقعا مردم و زنده شدم ،روز دوم هم درد داشتم ولی مرخص شدم و اومدم خونه با کمک مسکن ها و شیاف روز سوم بهتر بودم و تا رسیدم خونه رفتم دوش گرفتم چون حالم داشت بهم می‌خورد از گرمایی که تو بیمارستان باعث شده بود بدنم بو بگیره
بخوام نظرم رو بگم سزارین خوبه و من با اینکه دو روز درد داشتم
،هرچند من اولین زایمانم بود و تجربه طبیعی ندارم ولی حتی تصور زایمان طبیعی هم برام ممکن نبود و اصلا دلم نمی‌خواست تجربه ش کنم
از عمل هم بخوام بگم روز اول و دوم درد داشتم و اولین بار که از تخت میخواستم بیام پایین واقعا وحشتناک بود برام و اولین بار ۲ قدم برداشتم دوباره رفتم رو تخت بعد دوساعت دوباره اوردنم پایین با کمک مادرم چند قدم راه رفتم و واقعا مردم و زنده شدم ،روز دوم هم درد داشتم ولی مرخص شدم و اومدم خونه با کمک مسکن ها و شیاف روز سوم بهتر بودم و تا رسیدم خونه رفتم دوش گرفتم چون حالم داشت بهم می‌خورد از گرمایی که تو بیمارستان باعث شده بود بدنم بو بگیره
بخوام نظرم رو بگم سزارین خوبه و من با اینکه دو روز درد داشتم
،هرچند من اولین زایمانم بود و تجربه طبیعی ندارم ولی حتی تصور زایمان طبیعی هم برام ممکن نبود و اصلا دلم نمی‌خواست تجربه ش کنم ولی تمام دردی که کشیدم فدای یه تار موی پسرم 🥰
چون واقعا هیچ لذتی برای من بالاتر از داشتن پسرم نبوده و نخواهد بود 🥰💞
امیدوارم همه کسانی که دلشون بچه میخواد به زودی قسمتشون بشه و این احساس زیبارو تجربه کنند😍
مامان سید احسان مامان سید احسان ۱۶ ماهگی
تجربه سزارین (پارت۲)
صبح مایعات رو شروع کردم با نسکافه. چقد چسبید بعد اون همه ناشتایی😬
بعد هم که گفتن پاشو راه برو. خیلی درد داشت خیلییییی. تا حدود سه روز بعد هم ادامه داشت هر دفعه که پامیشدم. البته هم اتاقی من میخواست راه بره اندازه من درد نداشت بخاطر همین میگم شاید برای هر کسی متفاوت باشه ولی برای من خیلی بد بود. درد بخیه ها هم تا دو هفته خوب شد. الانم یکم گاهی سوزش داره ولی دیگه خوبه.
من بعد از عمل سرمو تکون ندادم و حرف نزدم و بالش هم نذاشتم اصلا سردرد نگرفتم. هر چقدر هم بیشتر راه بری زودتر خوب میشی. یه نفر هم تا ده روز باید کنارتون باشه وگرنه خیلی سخته. بعد ده روز هم بخیه هامو کشیدم که هیچ دردی نداشت و خیلی راحت بود.
در کل بخوام بگم از سزارین راضی بودم و با وجود اینکه بعدش درد داری و سخته بازم خوشحالم ک سزارین شدم چون بالخره زایمانه درد داره دیگه. حس میکنم طبیعی ممکن بود برام سخت تر باشه با توجه به شناختی که از خودم دارم.
امیدوارم مفید بوده باشه اگه سوالی هست خوشحال میشم کمک کنم
مامان نینی🩵 مامان نینی🩵 ۹ ماهگی
تجربه زایمان
پارت ۷
دیگه پرستارم یه چند ثانیه بچه رو چسبوند به صورتم و بچه رو برد تقریباً میشه گفت ساعت ۲ اینطورا وارد اتاق عمل شدم تا ساعت دو و نیم بچه به دنیا اومد و ۲:۴۵ ۳ از اتاق عمل بیرون اومدم و منو ببخش انتقال دادن و حدود یک ساعت و نیم بعد هم بچه رو آوردن ساعت ۴:۳۰ بچه را آوردن و همسرم هم بچه رو دید و یه حدود یه ساعت بعد هم رفت بعد دیگه پرستار اومد و توضیحات شیردهی و اینا رو داد و گفت که نباید سرمو تکون بدم و خیلی حرف بزنم منم خیلی سرمو تکون ندادم و فقط برای شیر دادن بچه بودش که یه مقدار سرمو جابجا می‌کردم آها راستی یادم رفت بگم توی اتاق عمل وسط عمل یه لحظه خیلی شدید حالت تهوع پیدا کردم ولی بالا نیاوردم ولی به محض اینکه بخش اومدم دوباره حالم بد شد و این بار بالا آوردم من نمی‌دونستم که باید تو اتاق عمل بگم پمپ درد می‌خوام و فکر می‌کردم باید قبلش بگم برای همین پمپ درد نگرفته بودم و بعدش که بی‌حسیم از بین رفت خیلی درد داشتم با وجود اینکه هم بهم مخدر زده بودن هم شیاف گذاشته بودن و هر چقدر می‌گفتم که مسکن بیشتری بزنید می‌گفتن نمی‌شه
مامان فندق مامان فندق ۷ ماهگی
پارت۵ خلاصه بعدش دکتر خودم و متخصص اطفال اومد و چکمون کردن و مرخص شدیم
دومین شب برا من سخت گذشت چون کمر درد داشتم و همچنان نمی‌تونستم بخوابم . درد از روز دوم تا چهارم یکم شدید تر بود ولی بازم با شیاف و داروهای دکتر قابل تحمل بود . من تنها اذیتی که شدم تا روز هفتم کمردرد شدید داشتم و خودم نمی‌تونستم پاشم بشینم الآنم شیر میدم کمرم درد می‌کنه یکم
تا پریروز هم خونریزیداستم ولی الان لک بینی شده در حدی که شورتم یکی دو قطره خون میاد دیگه پد نمیزارم تند تند شورتم‌و عوض میکنم فقط دسشویی که میرم خون میاد ازم
و اینکه از روز پنج دیگ دسشویی فرنگی گذاشتم کنار و دسشویی ایرانی میرم دیگه درد ندارم.
و یادم رفت بگم یکی دیگه از مراحل سخت برگشتن از بیمارستان به خونه بود چون با ماشین هر چقدرم همسرم آروم می‌روند تا یکم ماشین تکون میخورد من از درد بخیه هام میمردم و زنده میشدم .

خلاصه من همچنان یکم کمردرد و درد رحم دارم
بخیه هام خداروشکر دکترم خیلی خوب زده همین الانشم داره محو میشه
یکم کمردرد منو اذیت کرد واقعا ولی برگردم عقب بازم انتخابم سزارینه
اینم تجربه من❤️❤️❤️
مامان نيلای 🩷 مامان نيلای 🩷 ۹ ماهگی
پارت اخر زایمان اول سزارین اختیاری🩵

ساعت ۶عصر بود ترخیص شدم اومدم خونه رفتم حموم هم خودم هم نینی حموم کردن
اومدم خابیدم و هی مامانم بهم مایعات میداد اوایل عرق بعد زایمان خیلی اذیتم میکرد اما کم کم خوب شدم و دکترم بهم اهن معمولی نوشته بود اما من تو بارداریمم ففول میخوردم الانم ففول گاین میخورم چون خونم هم تو بارداری کم بود بعد زایمان هم بدتر شد البته اولش شده بود تو بارداری ۸ بعد با دارو و قرص شد ۱۰ بعدش دوباره قرصام قطع کردم و اومده بود پایین که تو بیمارستان بعد زایمان هموگلوبینم باز پایین اومد و ۸ بود
حتما قرصاتونو تو بارداری بخورید و نزارید مثل من کمخون بشید
و
بعد عمل که اومدین خونه روز ب روز بهتر میشین اوایل شاید نشست و برخاست سخت باشه اما روز ب روز خوب میشید الانم من خوب شدم و روز نهم بخیمم برداشت بخیه برداشتن هم اصلا درد نداشت
و الان حالم خیلی خوبه اصلا درد ندارم و با اینکه خیلی بیقراری میکردم الان از زایمانم خیلی خیلی راضیم و از انتخابم خیلی خوشحالم نینیمم زردی نگرفت و اونم حالش خوبه❤️
مامان 💚ال آی💚 مامان 💚ال آی💚 ۱۲ ماهگی
#زایمان_طبیعی
تجربه زایمان طبیعی پارت ۴
خلاصه رفتیم که بریم رو تخت زایمان و من که دراز کشیدم دکتر بخش هم اومد و بهم گفتن که هر وقت حس زور داشتم زور بدم و تنفس هم انجام بدم
و من بعد از سه تا زور محکم دیگه داشتم میمردم که برش پرینه انجام دادن برام و بعد برش هم یدونه زور محکم دادم و دخترم بدنیا اومد و گذاشتنش رو شکمم همینکه بچه در اومد کل دردای من رفت و دیگه هیچ دردی نداشتم بعد از اونم جفت رو در آوردن که اونم اصلا درد نداشت بعد از بریدن بندناف دخترمو گذاشتن رو سینه ام همون لحظه شروع کرد شیر خوردن بعد اونم بردن لباساشو بپوشون و بخیه منم شروع شد کل پروسه بخیه هم نیم ساعت اینا کشید زیاد هم درد نداشت یه سوزش ریزی داشت کل زایمان من چهارساعت طول کشید ساعت ده صبح آمپول تزریق شد ساعت یک و نیم رفتم رو تخت زایمان و ساعت دو ظهر دخترم بدنیا اومد و زندگی من سرشار از عشق شد اون لحظه که آدم بچه اشو میبینه کل درداش یادش میره
اگه بخوام از زایمان طبیعی بگم من خیلی راضی ام که رفتم طبیعی و همون روز یه ساعت بعد زایمان من سرپا بودم و چون موقعیت زندگیم یجوری شد مجبور شدم خودم پاشم کارامو انجام بدم برام خیلی خوب شد اینم از تجربه من🥲❤️
مامان کمیل مامان کمیل ۱ ماهگی
تجربه زایمان (طبیعی)
🖇پارت 11:
بخیه های داخلی رو احساس میکردم ولی اصلا دردی نداشت ولی امان از بخیه های خارجی که با فرو کردن هربار سوزن و هربار کشیدن نخ بخیه تمام بدنم درد میگرفت هرچی بهشون میگفتم درد داره فایده ای نداشت با اینکه امپول بی حسی زده بودن ولی دوباره زدن چون زیاد درد داشتم دکتر گفت بخاطر اینه که پوست روی بدن زیاد بی حسی به خودش نمیگیره (نمیدونم بزا من اینطور بود یا برا همه) ، هر یه بخیه ای که دکتر میزد باز با پارچه پانسمان خون اون محل رو تمیز میکرد و اون هم درد شدیدی داشت انگار پارچه و دستشو فکر میکردی تا مچ میبره داخل میاره بیرون و با هر بخیه تکرارش میکرد
بعد از بخیه زدن حدود دو ساعت توی اتاق ریکاوری بودم و هر یک ربع میومدن ماساژ شکمی میدادن و اونم درد داشت چون رحمو فشار میدادن ولی خب این دردا در برابر درد زایمان کمتره دیگه اصلیه درد زایمانه
البته اینم اضافه کنم که ماما همراه تا دوساعت بعد زایمان موند در حین بخیه زدن کنارم بود ولی بخیه رو دکتر بخش زد بعد از زایمان ماما درباره شیردهی تغذیه شیر مادر شیر خشک وزن گرفتن نوزاد و... باهام حرف زد و ازم سوال کرد چون قبلا توی کلاساش گفته بود این مطالب رو مطالعه کنید بعد از زایمان چای نبات و خرما اورد برام و خیلی خوب بود