تجربه وزن جنین :
من توی هفته ۲۶ که اولین سونو رشد رفتم وزن بچه ام کم بود و دهک ۱۶ بودم .
با اینکه تغذیه ام خیلی خوب بود و همش پروتئین مصرف میکردم . فست فود و نوشابه و این چیزا اصلا مصرف نداشتم .
با این اوصاف باز بیشتر میخوردم
پودر لیدی میل مصرف کردم و
قشنگ مکمل هامو سر تایم خوردم .
هفته ۳۲ باز رفتم سونو و گفت صدک ۲۶ شده و قابل قبوله
ولی من باز تقویت کردم خودمو . دست از تلاش بر نداشتم .
باز هفته ۳۶ رفتم سونو و صدک ۳۲ شده بود .
شکمم هم خیلی بزرگ نبود و هر کی میدید میگفت انگار ۶ ماهته.
بچه ام با وزن ۲۹۳۰ و قد ۴۹ به دنیا اومد . توی ۳۸ هفته و ۵ روز.
میخوام بگم من توی این چند ماه فقط سالم خوری کردم . هفته ای یکبار ماهی خوردم تقریبا هر روز گوشت میخوردم . حالا یا قرمز یا سفید . هفته ای یکبار ماهیچه میخوردم . حلیم و عدسی و حبوبات خیلی خوردم . بستنی با موز و کره بادام زمینی مخلوط میکردم میخوردم . خلاصه از تغذیه چیزی کم نذاشتم ولی بچه ام ریزه است .
دکتر گفت ژنتیکش اینه و تغذیه تاثیر داشته ولی باز ژنتیکی لاغره .
من ماه های اخر فعالیت داشتم. خونه تکونی کردم . خرید و پیاده روی رفتم . سیسمونی چیدم . به هیچ کسی وابسته نبودم . میخواستم زایمان راحتی داشته باشم و بعد زایمان سریع رو پا بشم . خدا را شکر هم زایمانم عالی بود هم خیلی خیلی زود سرپا شدم .
الان اطرافیان همینو کردن پیراهن عثمان
هی بهم میگن فعالیت کردی بچه ات ریزه است .
بخدا قسم که اگه میخوردم و میخوابیدم همونا باز میگفتن چاق شد و فربه شد و تکون نخورد .

۱۲ پاسخ

تجربه وزن جنین پارت دوم: خلاصه خواستم بگم هر کاری کنی هر چی تلاش کنی باز وزن بچه به ژنتیک بر میگرده و هر کاری کنی هیچوقت نمیشه در دهان مردم بست . الان همین اطرافیان سر شیر دادن منو به رگبار بستن که بدوش تا شیرت زیاد بشه و بچه سریع چاق بشه . در صورتی که من از درد و زخم نوک سینه هر دفعه کلی گریه میکنم .دارن منو از شیر دادن زده میکنن.
ملت جز دل شکستن و زخم زبون زدم هیچ کاری بلد نیستن . ولی بازم شما تلاش بکن . انشالله بچتون وزنش اوکی بشه .

نه عزیزم میخوردی میخوابیدی هم میگفتن فقط خودت وزن گرفتی بچه کوچیک موند

چقد مثل منی،وزن و قد بچت هم عین بچه منه،منم از صدک ۵ خودمو به زور به ۳۰ رسوندم،دخترم ریزه میزست،منم تعذیم عالی بود و آسپرین میخوردم که به ۳۰ رسیدم در حالیکه پسر اولم اصلا اینقد مراعات نداشتم ولی نزدیک ۴ کیلو بدنیا اومد

دقیقا مثل من
بچه سالم باشه وزنش مهم نیست
خدا حفظش کنه براتون
عزیزم دکتر خوب برای گل پسرت پیش کی میری؟؟

تازه وزن نی نی شما خوب هم هست نزدیک سه بوده دیگه چ توقعی داشتند

عزیزم درمورد وزن دقیقا همینه
درسته تعزیه تاثیر داره اما بیشتر ب ارث هست
من از اول مامانم گفت نی نی ریزومیزه میشه نگران هم نباش بزرگ میشه

چون کل نوه هاریزه بودند
الآنم دکتر بهم گفت ریزه دقیقا دکتر هم گفت بهم توقعی از شما بیشتر از این نداشتم چون خودم لاغر اندامم

دکتر گفت بچه ریزه باشه زایمان هم راحت تره بعد بزرگ میشه نگران نباش

الآنم بعداز سنو خودمو تقویت میکنم اما مطمعنم در برابر بقیه بچه های دیگه ریزه تره

برام فرقی هم نمیکنه اطرافیان چیزی بگن یا ن‌
مهم خودمم

اصلا به حرف بقیه اهمیت نده
هر کاری کنی یه چیزی دارن بگن

کلا مردم فقط بلدن حرف بزنن من خوردم خوابیدم چون استراحت مطلق خودم بیست کیلو اضافه کردم بچم ۳ کیلو بود کلا

گوربابای حرف مردم😂ولشون کن در دهن مردمو نمیشه گل گرفت😂خداروشکر بچت خوبه چه اهمیت داره کی چی زرمیزنه

سالم باشن بچها من ک سرکلاژی و استراحت مطلقم‌هستم وزن بچم کمه ۳۱ هفته ۱۲۵۰ الان باید برم سونو داپلر نوشته برام

این مردم واسه همه چی نظر میدن
اصلا اهمیت نده
به منم هی میگن ورم کردی پف کردی
درصورتیکه دکترم راضیه ازم
وزنی هم که اضافه کردم نرمال بوده
من اصلا بحث نمیکنم با هاشون
میزارم به پای نادونی و حسادت

اصلا توجه نکن به حرف بقیه فقط دوست دارن حرف بزنن منم تغذیم خیلی خوبه واستراحت نسبیم ولی بچم ریزه

سوال های مرتبط

مامان AmirAli مامان AmirAli ۷ ماهگی
وزن گیری جنین...


خب من تا قبل ۲۸ هفته تغذیه افتضاحی داشتم از فست فود بگیر تاااا هر چیز مضری که بگین تو برنامه غذاییم بود هیچ چیزی به عنوان رژیم بارداری با وجود دیابت نداشتم... ماه هفتم بارداریم سروع شده بود با زیاد شدن کارای همسرم و من مجبور بودم هم زمان برای چندتا کارگر غذا درست کنم ۲۰ تا پله رو برم پایین و بار ده دوازده کیلویی غذا رو بذارم تو اسنپ ببره براشون ... و هیچ کمک و استراحتی نداشتم ... پس از عوامل اینکه وزن بچم خوب آنچنان نبود یک تغذیه ی افتضاح و خستگییی خیلی زیاد بود چون جفت و بند ناف وضعیت خوبی داشتن ...
اول بگم که ماما گفت آسپرین بخورم من نخوردم ... لیدی میل هم چون دیابت داشتم اصلا نخوردم ... احتمال اینکه سونو هم خطا داشته باشه باید درنظر گرفت ... اما از ۲۸ هفته رژیم بارداری واقعی رو شروع کردم ... مکملی که دکترم داد پرگنا پرو بود که حدود یک بسته و نصف استفاده کردم ... در کنارش بدون هیچ کم و کاستی روزی سه لیوان شیر و خرما خوردم ... کل زندگیم بطری های شیر بود ... مصرف تخم مرغ رو زیادتر کردم دو سه هفته روزی یکی دو تا از هفته های بعد هفته ای سه یا چهارتا میخوردم چه آب پز چه نیمرو ...مصرف مرغ و گوشت رو بیشتر کردم و حداقل دو وعده در هفته کباب میخوردم یا سفارش می دادم از بیرون ... آبگوشت و حبوبات رو به وعده هام اضافه کردم... همراه برنجم سالاد زیاد میخوردم و روزی حداقل ۸ لیوان آب خوردم ... میوه انار و لیمو و یافا زیاد خوردم چون فصلشون بود..‌. و در آخر استراحتمو بیشتر کردم و استرسمو کمتر ‌...
در آخر اینکه بچه ها خطای سونو رو در نظر بگیرین هیچ دکتری خدا نیست بارها دیدم اینجا گفتن وزن جنین کمتر از سونو بوده یا بیشتر از سونو بوده ...
مامان نی نی🥺🫂💎 مامان نی نی🥺🫂💎 ۴ ماهگی
تجربه زایمان
پارت ۱💎🩵


من از ۳۰ هفته هر روز پیاده‌روی رو شروع کردم و کمپوت اناناس می‌خوردم سعی میکردم پیاده روی کنم ولی بچه می اومد روی شکمم وایمیستاد نمیتونستم نفس بکشم ولی ادامه دادم گاهی اوقات شکمم درد می گرفت گاهی روزا می رفتم گاهی روزا نمی رفتم
به ۳۴ هفته رسیدم ولی بازم درد نداشتم خونه رو تمیز می کردم تا دردم بگیره اما هیچ دردی سراغم نمی اومد ۳۷ هفته و ۵ روز رسیدم به مطب دکتر رفتم بعد از اینکه دکتر برام معاینه لگنی انجام داد و گفت که میتونم زایمان طبیعی انجام بدم و اگه تا دو هفته دیگه زایمان نکردم پیشش برم دو هفته هر روز دو ساعت پیاده روی می کردم کمپوت آناناس می‌خوردم شیاف گل مغربی رو ۳۸ هفته و پنج روز شروع کردم هر روز دو تا استفاده میکردم ۳۹ هفته و ۳ روز شدم بازم درد نداشتم نصف قاشق خاکشیر تو آب می‌خوردم ولی فایده نداشت شیاف رو دو روز نذاشتم و ۳۹ هفته و ۵ روز رسیدم بدون درد و به مطب دکتر رفتم بعد از معاینه لگنی گفت که سر بچه وارد لگن شده ولی اصلا باز نشدی
اون روز پنج شنبه بود بعد از سونو بیوفیزیکال و نوار قلب گفت روزی دو تا شیاف بذار اگه تا یکشنبه دردت نگرفت برو زایشگاه خودت رو بستری کن روزی یه قاشق غذاخوری خاکشیر تو یه لیوان آب خوردم اما تا یکشنبه دردم نگرفت