وزن گیری جنین...


خب من تا قبل ۲۸ هفته تغذیه افتضاحی داشتم از فست فود بگیر تاااا هر چیز مضری که بگین تو برنامه غذاییم بود هیچ چیزی به عنوان رژیم بارداری با وجود دیابت نداشتم... ماه هفتم بارداریم سروع شده بود با زیاد شدن کارای همسرم و من مجبور بودم هم زمان برای چندتا کارگر غذا درست کنم ۲۰ تا پله رو برم پایین و بار ده دوازده کیلویی غذا رو بذارم تو اسنپ ببره براشون ... و هیچ کمک و استراحتی نداشتم ... پس از عوامل اینکه وزن بچم خوب آنچنان نبود یک تغذیه ی افتضاح و خستگییی خیلی زیاد بود چون جفت و بند ناف وضعیت خوبی داشتن ...
اول بگم که ماما گفت آسپرین بخورم من نخوردم ... لیدی میل هم چون دیابت داشتم اصلا نخوردم ... احتمال اینکه سونو هم خطا داشته باشه باید درنظر گرفت ... اما از ۲۸ هفته رژیم بارداری واقعی رو شروع کردم ... مکملی که دکترم داد پرگنا پرو بود که حدود یک بسته و نصف استفاده کردم ... در کنارش بدون هیچ کم و کاستی روزی سه لیوان شیر و خرما خوردم ... کل زندگیم بطری های شیر بود ... مصرف تخم مرغ رو زیادتر کردم دو سه هفته روزی یکی دو تا از هفته های بعد هفته ای سه یا چهارتا میخوردم چه آب پز چه نیمرو ...مصرف مرغ و گوشت رو بیشتر کردم و حداقل دو وعده در هفته کباب میخوردم یا سفارش می دادم از بیرون ... آبگوشت و حبوبات رو به وعده هام اضافه کردم... همراه برنجم سالاد زیاد میخوردم و روزی حداقل ۸ لیوان آب خوردم ... میوه انار و لیمو و یافا زیاد خوردم چون فصلشون بود..‌. و در آخر استراحتمو بیشتر کردم و استرسمو کمتر ‌...
در آخر اینکه بچه ها خطای سونو رو در نظر بگیرین هیچ دکتری خدا نیست بارها دیدم اینجا گفتن وزن جنین کمتر از سونو بوده یا بیشتر از سونو بوده ...

۳ پاسخ

چند کیلو به دنیا اومد

چند بدنیا اومد؟

قند ناشتات چند بود
رژیم غذایی برا قندت نداشتی؟
من قندم ناشتا ۹۸
قرص متفورمین میخورم با رژیم غذایی ۹۲
بچمم ریزه
بخاطر قندم نمیتونم همه چیزی بخورم
تو چطور دیابت داشتی روزی سه تا لیوان شیر و خرما میخوردی؟

سوال های مرتبط

مامان HOSNA مامان HOSNA ۸ ماهگی
سلام به همه مامانا
از اونجایی که دخترم هنوز بیداره و نخوابیده منم بیکارم تصمیم گرفتم تجربم از دوران بارداری رو بزارم شاید به درد کسی بخوره و استفاده کنه
درباره طول سرویکس که خیلی ها نگران هستن بگم من طول سرویکسم۳۱ بود و خیلی استرس داشتم اما فقط مراعات کردم و پله زیاد استفاده نکردم و پیاده روی خیلی انجام ندادم اتفاقی نیوافتاد و تا چهل هفته هم دخترم توی رحم موند اگر طول سرویکستون کمه اما سابقه زایمان زودرس ندارید نگران نباشید انشاالله اتفاقی نمیوافته
درباره اضافه وزن بارداری و وزن جنین بخوام بگم من در طول هفته کلا دو وعده برنج مصرف میکردم در کل بارداری۱۵ کیلو اضافه کردم بیشتر سعی میکردم چیزهای پروتئین دار و مقوی بخورم خداروشکر دخترم هم۳۷۰۰به دنیا اومد پس برنج تأثیر خاصی توی وزن جنین نداره بیشتر مغزیجات ،گوشت،لبنیات،بستنی و میوه و حبوبات میتونه وزن خودتون رو‌کنترل کنه و وزن جنین رو افرایش بده
بعد زایمان هم ۸ کیلو وزنم اومد پایین و الان ۷ کیلو مونده تا به وزن خودم برگردم بقیه رو تو پارت بعدی مینویسم
مامان گل خوشبو ریحانه مامان گل خوشبو ریحانه ۵ ماهگی
سزارین سوم
پارت اول
در طول بارداریم از ماه پنجم به بعد هر بار میرفتم پیش دکترم احتمال ریز بود جنین رو میداد و این خیلی برای من ناراحت کننده بود یعنی تا پایان بارداری من ۳ بار سونوی تشخیص آیوآرجی جنین رو دادم و هر بار سونو میگفت که وزنش نرماله ولی دکتر من میگفت بهتره که خودتو تقویت کنی که وزن جنینت بره بالاتر . تا آخر هفته ی ۳۶ که آخرین سونوی وزن رو انجام دادم و وزن جنین ۲۵۰۰ بود با این حال با دکترم مشورت کردیم و تصمیم بر این شد که تا ورود به هفته ی ۴۰ صبر کنیم بعد سزارین انجام بشه تا حداقل جنینم به وزن نرمال برسه پس تاریخ ۲۷ مرداد که ۲ روز میشد که من وارد ۴۰ هفتگی میشدم رو برای سزارین انتخاب کردیم و دکترم برای اینکه من زودتر از این تایم وارد پروسه ی زایمان نشم برام شیاف ، آمپول و قرص پروژسترون تجویز کرد . در عین حال هفته ای دو عدد آمپول بکمپلکس برای تقویتش نوشت و دو هفته مونده به زایمان هفته ای یه سرم آهن برای کم خونی خودم نوشت . در کنار اینها بهم گفت که این سه هفته باقیمونده تا میتونی کباب و ماهیچه و حلیم،شیر بادام و شیر عسل ،انبه و موز و مغزیجات بخور تا جنین به وزن مطلوب برسه .
منم تا جایی که تونستم این کارها رو انجام داد تا رسید به روز ۲۷ مرداد تایم زایمانم که باید ساعت ۵ صبح میرفتم بیمارستان آرمان .
شب قبلش شام سوپ جو با مرغ خوردم و یه لیوان بزرگ قبل از خواب آب ولرم با عسل خوردم تا برای عمل فردا خیلی سنگین نباشم .
شب اصلا نتونستم درست بخوابم به خاطر استرس . فقط روی هم رفته شاید یکساعت خوابیدم ساعت ۴ برای نماز که بیدار شدم کم کم آماده شدیم و به همراه همسر و مامانم راهی بیمارستان شدیم
مامان ریحانه مامان ریحانه ۲ ماهگی
سلام خانوما
می‌خوام از تجربه زایمانم بگم ☺️
پارت اول :
اول یه ذره مقدمه بگم که بعضیا اینا رو پرسیده بودین و همچنین یه پیش زمینه ای داشته باشین ،
من از ۱۹ هفته سرویکسم واژینال اندازه گیری کردیم پایین بود ۳۰ میل بود
و دکتر من نزاشت برم سرکلاژ کنم ینی در واقع من که تجربه نداشتم اونم گفت نیاز نیس فقط استراحت مطلق باش با شبی یدونه شیاف تا ۳۰ هفته
۳۲ هفته رفتم سونو و فهمیدیم سرویکسم کمتر شده ۱۸ میل
دکترم گفت دیگه الان که نمیتونی سرکلاژ کنی و خلاصه ورزش هاتو فعلا نمیتونی شروع کنی وگرنه که از همون هفته میشد برم کلاس ورزش لگنی
خلاصه که من کلا خوابیدم تا ۳۶ هفته ( تو تاپیکام هم هست قرار بود پساری بزارم رفتم پیش متخصص زنان گفت تحریک میشی زایمان زودرس میشی نزار)
اینم بگم من هیچ درد و انقباضی نداشتم ، از ۳۶ هفته کم کم پیاده روی و ورزش ( کلا دو سه تا حرکت تو خونه میزدم ) شروع کردم یبارم ملا رابطه بدون جلوگیری داشتیم 😂
سه شنبه هم رفتم کلاس ورزش آمادگی زایمان تو مطب دکترم دو ساعت بهمون ورزش داد و چون ۳۷ هفته بودن ورزش های ما یکم با هفته پایینا فرق داشت که لگنمون باز بشه
اینم از مقدمه‌
مامان گردالی^-^🩷 مامان گردالی^-^🩷 ۹ ماهگی
از بس مک زد این بچه اعصابم خورد شده گفتم بیام بعد از ۱۹ روز تجربه زایمانم رو بنویسم😑😂
اخرشم همه رو بالا میاره از بس میخوره 😫


تجربه زایمان ۱
۱۲ اردیبهشت من رفتم که از ماما همراهم ورزش هارو بگیرم و وضعیتم رو چک کنه . چون دکترم گفته بود لگنم زیاد خوب نیست اما چون خودم دوست داشتم طبیعی بیارم گفت دو هفته دیگه وقت میدیم تا ببینیم اون موقع وضعیت لگن تغییر میکنه یا نه... خلاصه ماما ورزش هارو گفت و منم اخرش گفتم چند روز پیش یکم ورم کردم اما تا قبلش نبود (فکر میکردم چون ماه ۹ هست طبیعیه) ولی از دو سه روز قبلش خیلی بیشتر شده بود و یه پام بیشتر از اون یکی بود و یه سردرد خیلی کم و گذرا هم داشتم. اینارو بهش گفتم و گفت بیا فشارت رو بگیرم ضرر نداره، گرفت روی ۱۴ بود گفت بالاست یکم و ازمایش دفع پروتئین اورژانسی نوشت تا مثانه م هم خالی بعد دوباره فشارم رو بگیره...
جواب ازمایش مثبت بود اما کم... یعنی فقط یکم دفع داشتم که گفت احتمالا اولاش بوده اما دوباره که فشارم رو گرفت روی ۱۶ بود... سریع به دکترم اطلاع داد گفت همین امشب بستری شه ۲۴ ساعت تحت نظر باشه...
اونم منی که تا اون موقع پام به بیمارستان باز نشده بود 🥴
(اینم بگم که در طول بارداری همیشه فشارم عادی بوده و هیچ گونه سابقه ای هم نداشتیم)