#تجربه زایمان طبیعی۸
نینی من ساعت شش صبح بدنیا اومد تجربه سختی بود واسه من ولی از خدا ممنونم که طاقت درد بزرگ رو بهم داد تا زایمان کنم و بالاخره تموم بشه هر چیز قشنگی توی دنیا تجربش و تاوانش سخته به نظر من و چه خوب که آدم بتونه هر چیزی رو تجربه کنه و بفهمه بعد از زایمان من درد بدن داشتم و دارم هنوز ولی راه میرم و میتونم کارامو انجام بدم.من از زایمانی که داشتم پشیمون نیستم خیلی درد کشیدم ولی ارزشش رو داشت در کل شاید این دردا و روند زایمان برای هر بدن و هر کسی فرق کنه و به صلاح راحت تر باشه نمیشه گفت همه مثل هم هستن من از همگی عذر خواهی می‌کنم قصد بدی نداشتم که اونایی که میخان طبیعی زایمان کنن رو بترسونم چون خودمم تا یک هفته پیش جز همونا بودم و با خوندن تجربه های سخت هم باز رفتم طبیعی یجورایی خواستم تجربش کنم و انتخاب نوع زایمان دست خودتونه بستگی به روحیه و تحمل درد رو داره الانم هرکس منو میبینه میگه خوشبحالت طبیعی زایمان کردی بازم میگم انتخاب خود آدم هست نمیشه صد در صد بگی این اتفاقات برای همه یکی هست
با آرزوی سلامتی و حال خوب واسه همه ی مادرایی که باردار هستن و میخوان زایمان کنن 🌹
زایمان طبیعی فرزند پروری تجربه

۱۰ پاسخ

پشيمون نيستى از طبيعى؟ يعنى اگه بدونى همون دردارو دوباره تجربه ميكنى ميرى طبيعى باز يا سزارين و انتخاب ميكنى؟

ممنون که تجربتو گذاشتی خیلی خوب توضیح دادی کاش همه اینجوری تجربه شونو کامل میزاشتن و توضیح میدادن 🌹🌹

من دفعه اول 26 سالم بود که زایمان کردم. 2 شب کیسع آبم پاره شد. 7 صبح آمپول فشار زدن و 10 پسرم به دنیا اومد...انقدر زایمانم راحت بود میگفتم من 10 بچه دیگه هم راحت میارم!! بچه دومم 32 سالم بود. تا 41 هفته بستریم نکردن. هیچ دردی هم نداشتم. فقط رفتم ماما معاینه تخریکی کرد و ترشح سیاه رنگ داشتم. رفتم بستریم کردن. ساعت 3 صبح آمپول فشار زدن. تا 9 صبح هزار بار از درد مردم و زنده شدم. 9 صبح تازه 6 سانت شده بودم. التماس میکردم اپیدورال کنین...کاش لال میشدم و نمیگفتم! هم اونهمه درد طبیعی کشبدم هم الان دو سال و نیمه از درد کمر فلج میشم😭

مبارکه عزیزم انشالله زیر سایه ی پدرو مادر بزرگ بشه ❤️❤️

آفرین به شجاعتت👏👏❤
برای ما هم دعا کن زایمان راحتی داشته باشیم

ای جانم حداقل الان میدونیم ک درد آخرش پایان قشنگی داره من طبیعی خیلی دوست دارم درسته از دردش میترسم همه از درد میترسن ولی میگم بزار تجربش کنم تجربه کردن زایمان طبیعی بنظرم اگر مشکلی نباشه نیازه چون زیبایی دنیا ب سختیاشه ممنون ک تعریف کردی اولاش ک خوندم یکم ترسیدم ولی ببین با اون همه درد الان سر پایی و تونستی برا ما بنویسی پس میشه نشد نداره منم میرم طبیعی و امیدوارم ک بتونم و مشکلی رو بروم نباشه 🥳ایشالله نی نی ب سلامتی بغل مامان باباش بزرگ بشه و کلی خاطرها قشنگ باهم بسازین🤩🥰😍

عزیزم بیمارستان مرودشت بودی ؟ دکترت کی بود ؟

بسلامتی خوشگلم کاش منم شجاعت تورو داشتم میتونسم برم طبیعی ولی هر جور فکر میکنم نمیتونم 😩چند تا بخیه خوردی عزیزم؟

بسلامتی بزرگش کنی انشاللع شاهد تک تک موفقیتاش باشی برای منم دعا کن زودتر دردم بگیره میترسم از نداشتن درد

ممنون عزیزم که از تجربه گفتی انشالله به سلامتی بزرگ کنی نی نی کوچولوتو
منم میخوام زایمان طبیعی کنم هم میترسم ولی فکر کنم بهتر باشه از سزارین
خدا بزرگه ❤️

سوال های مرتبط

مامان حامی مامان حامی ۹ ماهگی
من خداروشکر نوع زایمانمو فعلا انتخاب کردم طبیعی میارم انشالله واسم دعا کنید چند روز دیگه هم میرم معاینه لگن و باز سونو وزن
که اگه لگنم خوب باشه و وزن بچه هم زیر ۳ و نیم دیگه قطعی طبیعی بیارم
به شماها هم پیشنهاد میدم اگه شرایطتتون اوکیه این فرصت رو از دست ندین و حتما طبیعی زایمان کنید
منو می‌شناسید که مدام دلم میخواست سزارین بشم به هر قیمتی که شده ولی خب نظرم واقعا عوض شد البته اولش شوهرم و ... زیاد دخالت کردن سر لج افتاده بودم میگفتم حتما سزارین
ولی گفت با کی لج میکنم بخاطر خودم میرم طبیعی
البته اینو هم بگم اونایی که سزارین اجبارین که خب طبیعی سمه واسشون
یسری ها هم هستن فوبیای شدید از سزارین دارن
یا حالا به هر دلیلی اصلا آمادگی روحی و جسمی واسه طبیعی ندارن خب واسه اونا هم سزارین اختیاری خوبه
دلایلی هم که زایمان طبیعی رو انتخاب کردم پایین میگم
البته من فعلا تجربه نکردم شاید اصلا خدای نکرده بعد تجربه پشیمون شدم
و اینکه بدن با بدن فرق داره هم درسته و هر دونوع زایمان هم درد دارن و هم سختی
مامان آنا مامان آنا ۹ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی، قسمت سوم
من بیمارستان صارم تهران زایمان کردم. کل زایمانم ۴ ساعت نشد و خیلی خوش‌زا محسوب می‌شدم. دکتر دکتر کرم‌نیا بود و از لحظه‌ای که اومد تا بعد تولد بچه کنارم بود و کلی بهم دلگرمی داد. بخیه‌هامم خودش زد و کارش حرف نداره. از اول بارداری هم من رو تشویق و حمایت کرد و واقعاً براش مهمه که کسی که می‌خواد طبیعی زایمان کنه. ماماها و محیط زایشگاه خیلی آروم بود و همه چیز داشت. همسرم از اول کنارم بود و حضورش خیلی تأثیر داشت. من همش نگران بودم که بعد اون همه درد کشیدن نتونم و سزارین بشم که خدا رو شکر اتفاق نیفتاد.
من باز هم برگردم عقب انتخابم زایمان طبیعیه. حالم از کسانی که سزارین شدند خیلی بهتره و احساس می‌کنم خیلی سلامت‌ترم.
برای تحمل اون درد خیلی آمادگی روحی و ذهنی لازمه و من خوشحالم که از پسش براومدم. موقع زایمان به خودم می‌گفتم این همه زن در طول تاریخ تونستن و تو هم می‌تونی و سعی کردم به بدنم اعتماد کنم. امیدوارم همه زایمان راحت و خوبی رو تجربه کنند.