من با اینکه ۵ ماه کاملا استراحت مطلق بودم و دهانه رحم باز شده بود و سرکلاژ شدم و خیلی سختی کشیدم
ولی خداروشکر زایمان طبیعی راحتی داشتم طبیعی هم دردو سختی خودش رو داره ولی باید تحمل کرد
بستگی به لگن داره
اگ دکترت بگه میتونی راحته
بیمارستان خصوصی بودم با دکتر شخصی خودم
طبیعی عالی بود
ببین من مرگوباچشمام دیدم مثل سگ پشیمونم هنوزم دم به دیقه رحمم درد میکنه
🫤من اصلا خاطره خوبی از زایمانم ندارم ولی نمیتونم بگم بدترین روز زندگیم بود چون پسرمو خدا بهم داد ولی یهو خانواده شوهرم بردنم بخاطر فشارم و دفع پروتین بستریم کردن و بزور گفتن باید زایمان کنی و ایقد میترسیدم و گریه کردم دیگ سزارین شدم بزور دکتر پیدا کردن پولی ولی خب ایقد بهم آمپول زدن ک چشام باز نمیشد و پسرمو چون زود کشیده بودن بیرون یه هفته هم تو بیمارستان نگه داشتن یعنی درد بکشی و بچت هم پیشت نباشه خدا ک هیچ مادری اینو تجربه نکنه خیلی سخت بود در به در بودم خونه مردم و یه پام بیمارستان با او وضعیتم ک هرکی زایمان کرده خونه خودش و غذای گرم و مراقبت و بچش. بغلش من تو این وضعیت بودم ولی بازم خداروشکر ک گذشت و پسرم صحیح سلامت کنارمه
من از سادگی و بچگیم طبیعی رو انتخاب کردم و خیلی زایمان سختی داشتم ده سال پیر شدم تو اون دوروز
موقعی رفته بودم الکیی گفتن تو42هفته ای وای زایمانت دیر شده باید بزایی معاینه کردن اصلا باز نبودم اصلا شکمم پایین نیومده بود ولی بستریم کردن بزور سوزن فشار و معاینه های پیا پی یکروز بعد بستری من زایمان کردم!
انقد بهم سخت کردن این روند رو که هیچ جوره حاضر نیستم دوباره بارداربشم با وجود اینکه عاشق دخترم و ارزومه یه دختر داشته باشم!
من نا نداشتم زور بزنم
اصلا بستری شدنم یهویی بود، خونمون شهر نبود که از خونم بخوام چیزی بیارن بخورم اینا، شکم گرسنه(غذای بیرون شوهرم گرفت داد ولی نتونستم بخورم)
بعد همه هول شده بودن هیچکاری برام نکردن، مثلا روغن اورده بودم، دمنوش های مفید اینا همش گذاشته بودم تو ساکم تو ماشین اگررر بستریم کردن اینا بدردم بخورن
ولی مامانم و شوهرم اصلا نیاوردن اونارو بیرون نشسته بودن گریه کردن😐 بجای اینکه بفکر من باشن ببینن چکار کنن برام🥴
بعد زایمانم هم خیلی درد داشتم چون روند زایمانم طول کشیده بود خسته شده بودم ، خداروشکر بچم خوب شیر میخورد و زردی هم نداشت پس از این بابت خیالم راحت بود، اما دردم خیلی شدید بود هرکی منو میدید میگفت سزارین شدی؟؟ چون بزور مینشستم و بلند میشدم تا حتی،50روز بعدشم من داغون بودم😓
هر دوتاش سختیای خودشو داره
من از اول انتخابم طبیعی بود و براش کلی برنامه ریزی و ورزش و پیاده روی و کلاس رفتم
ماما همراهم خیلی کمکم کرد و خداروشکر ۲ ساعته زایمان کردم
سخت بود ولی من راضی بودم
من همیشه گفتم سزارین و از طبیعی خیلی میترسیدم یه ماما رو پیدا کردم سزارین بشم اما بیمارستان فهمید و نذاشتن ۷ ساعت درد کشیدم و سخت ترین روز زندگیم بود آخرش هم بچم به دنیا نیامد و سزارینم کردن فقط خواستن اون دردها رو بکشم خیلی سخت بود خیلی
از سزم خیلی راضی بودم
من عزیزم مث شما از اول سزارین و دوست داشتم از طبیعی میترسیدم که خدا باهام یاری کرد بچم نچرخید و سزارین شدم😊😇
بدترین بود برام من فکرمیکردم راحته چون همین حرفاروشنیدم دکتر خصوصی گرفتم اما دوشب درد کشیدم تا بچه بیاد رحمم بازنمیشد .. بعدم بخیم بازشد عفونتم داشتم ...
سزارین دردم داشته باشی میتونی کلی مسکن بخوری دیگ سمت طبیعی نمیرم
برا من ک خدارشکر راحت بود با وجود زایمان اولم بود خدا و بچم کمک کردن کلا ۳ ساعت ۵ دقیقه درد کشیدم بعدش دیگه راحت شدم
پشیمونم از زایمان طبیعی خیلی سخت و بده
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.