من تو دوران حاملگی دریچه قلبم گشاد شده بود
اما خداروشکر خیلی اذیت نشدم
َموقع زایمان همه چیز داشت خوب پیش می‌رفت با اینکه خیلی بهم رسیدگی کردن
اما ناگهان قلب من دوتا یکی زد و یه خورده حالم بد شد
حلما که به دنیا اومد منو سریع بیهوش کامل کردن و من لحظه ی بهشتی بغل کردن حلما رو توی اون لحظه از دست دادم ‌‌"هنوزم وقتی یادم میاد بغضم میگیره چرا نتونستم بغلش کنم"💔
بعد از سه ساعت تو اتاق ریکاوری چشام رو باز کردم
تا برم توی بخش و حموم کنم و لباس بپوشم هم یه ساعتی شد
یادمه روی ویلچر نشسته بودم وقتی داشتن منو میبردن تو اتاق ،حلما تو بغل پرستار دم در اتاق منتظر من بود 🥺
دلم نیومد همونطوری نشسته بغلش کنم
تموم توانم رو جمع کردم و وایسادم، وقتی بغلش کردم دیگه نتوستم جلوی گریه هامو بگیرم 🥲
و خب اون اولین شیر دادنه
اولین کنار هم خوابیدنه
اولین تماس تصویری با همسرم و بابا و مامانم
هیچوقت یادم نمیره
یادمه براش این آهنگو میخوندم
🎶دلیل حال خوب من سایبون من لحظه هام باهات عاشقونه تر........

شما هم از خاطره اولین دیدار بگید ❤️

تصویر
۱۲ پاسخ

منم مشکل قلبی دارم دخترم که بدنیا اومد من بی هوش بودم بعدم که بهوش اومدم بغلش کردم بهش شیر دادم بعد ازم جداش کردن بردنش بخش نوزاد ها منم بردن بخش آی سی یو ۲۴ ساعت تو آی سی یو بودم تو این ۲۴ساعت هر ۶، ۷ ساعت میاوردنش بهش شیر میدادم هنوز ازش سیر نمیشدم میبردنش دوباره ، درکت کردم خیلی سخت بود

سلام مامان حلما
تلاش کردم تو پی وی پیامتون بدم نشد. من امروز با دکتر مریم نصراصفهانی ویزیت انلاین گرفتم
بسیااااار راصی بودم. خیلی مفصل و خوب توضیح دادن.
چون میدونم چقد سخته گفتم به شما هم بگم. ❤

سلام‌عزیزم الان واسه قلبتون قرص میخوری؟؟؟
منم مثل شمام
الان اذیت نیستی؟؟؟

عزیزم تاپیک های قبلیتون رو خوندم متوجه شدم دخترتون خیلی سخت سینتون رو میگیره پیشنهادم رابط سینه هستش اگر امتحان نکردین ی بار امتحان کنین دختر من هم همینجور بود سینه من رو نمی‌گرفت فقط با پستونک و اینا زندگی میکرد😂

منم اون لحظه بهشتی و از دست دادم و فقط صدای گریه های آرومشو میشنیدم و ساعتو نگاه کردم دقیقا ساعت ۱ ظهر بود🥹
دیگه بردنم ریکاوری اونجا اوردن گذاشتنش رو سینم و سریع شروع کرد مکیدن🫠😂

https://rubika.ir/joing/BADDIAJBF0EKWIQSFAQDARWFAROZLDWK
گپ دورهمی مامان ها 😍
روبیکا پیام بدین تا عضوتون کنم
@fatee888

عزیزم جسارت نباشه محض کنجکاوی میپرسم
چرا تماس تصویری با پدر مادر و همسر داشتین ؟ کسی پیشتون نبود ؟تنها بودین ؟

من اتاق عمل بیهوشی کامل شدم( بخاطر شرایطم )بعدم رفتم ای سی یو تا سه روزگی دخترمو نتونستم ببینم حس میکنم یه حسرت بزرگ شده واسم حتی نتونستم یه روزگیشو ببینم

منم تو اتاق عمل که بچه رو دراوردن گذاشتن رو تخت کاراشو کردن خانومی که مسئول بود بچه رو برداشت زود برد بیرون هرچی صداش کردن که بچه رو بیاره بچسبونن به صورتم نفهمید رفت که رفت
هنوز که هنوزه فحشش میدم🚶🏻‍♀️😐💔😂

خدا برات نگهدارتش ایشالا همیشه سایت بالا سرش باشه

ای جوووووونم 😍🥹😘🫀

عزیزم🥹❤️

سوال های مرتبط

مامان فسقلی🌱✨ مامان فسقلی🌱✨ ۸ ماهگی
#پارت هفتم خاطره زایمانم🩷🌿
چندساعت بعد پرستار با لبخند اومد و یه بچه بغلش بود گفت ببین چه دختر خوشگلیه
اون لحظه بهترین لحظه عمرم بود باورم نمیشد این بچه دخمل منه🥹🥰
تازه فهمیدم که میشه قلب آدم بیرون از بدنش باشه من اونجا عشقو تجربه کردم فهمیدم جون به جون یکی دیگه وصل باشه یعنی چی فهمیدم جیگر گوشه یعنی چی🥺🥲🩷
پرستار اومد بهم یاد داد که چطور به دختر شیر بدم و با کمکش شیر دادم و دخترمو برد منم به مامانم و همسرم زنگ زدم و خبر دادم که حالم خوبه نگرانم نباشید
مامانم و همسرم دل تو دلشون نبود که دخترم چ ببینن
عکس دخترمو برای مامانم فرستادم ولی برای همسرم نفرستادم گفتم باید حضوری بیای ببینی چون میخواستم از لحظه دیدشون فیلم بگیرم
با همسرم چت کردیم کلی قربون صدقه ام رفت حالم رو خوب کرد🥺🥲
یکم آبگوشت هم برام آوردن و خوردم
شب شد پرستار باز دخترم رو برای شیر دادن آورد ولی این بار نبردش دخترم توی بغلم خواب رفته بود و نم نم داشت بارون میومد از پنجره معلوم بود نمیدونید چه حس و حالی داشت🥹🥰🥲😭
#خاطره زایمان #رفلاکس #کولیک