۶ پاسخ

دختر من نشده یک ساعتم ازم دور باشه حتی پیش مادرم

دختر من همیشه به مامان و بابام و خواهرم چسبیده بود اونا بودن دیگه اصلا پیش من نمیومد من و میدید گریه میکرد که برو
از وقتی پاش شکسته گریه می‌کنه هیچ کس نیاد پشش فقط منو صدا میزنه میگه بیا بشین پیشم

وقتاییکه میترسه صداتو‌مهربون کن باهاش حرف بزن حواسشو پرت کن

من تازگی جایی میرم نیم ساعت اچل چسبیده بهم یا میریم جایی نمیذاره لباسشو عوض کنم کفشاشو درارم خونه مادرشوهرم میرم هی میگم یکم توجه نکنین درست میشه بحرف نمیکنن هی میگن چرا اینطوریه بچه رو یدفه عصبی کردن میزد تو سرش

تا یمدت رفتیم خونه مامانم موندیم حال و‌هواش عوض شد از سرش افتاد گناه داره فعلا جایی نذارش ترسیده خوب میشه بیشتر بغلش کن یمدت دکتربازی کن باهاش تو مثلا مریضی اون دکتر بشه بهش بگو دارو بده امپول بزن تا خوب شه

خوب میشه نگران نباش پسر منم مریض شد امپول دارو میدادم یمدت ترسو شده بود فقط منو میخواست حتی پیش باباشم نمیموند

سوال های مرتبط

مامان حسنا مامان حسنا ۲ سالگی
سلام مامانایی که بچه شون همسن دختر من هستن لجباز هستن؟
دختر من نمیدونم چرا یه مدته اینجوری شده همش لج داره خودش رو میکوبه در دیوار باهیچکس نمیسازه
دیروز پایین خونه مادرشوهرم اینا بودیم مادرشوهرم یه چیز گفت برگشت زدش بعد رفتیم خونه مامانم اینا با اونام دعوا میکرد
سرهمه چیز گیر میده پیرهنت رو چرا درآوردی بپوشش، به مامانم ومادرشوهرم میگه اینور نیا اونجا نرو دست نزن
نمیدونم این از اقتضای سنشه یا مشکلی هست شبا چند بار از خواب بیدار میشه بغلش میکنم میخوابه
من وهمسرم تقریبا آرومیم تو خونه بندرت پیش میاد عصبی بشیم
مامانم میگه این چرا اینجوریه شاید چشم خورده
مادر شوهرم میگه حتما تو عصبی هستی باهاش دعوا میکنی یه چیز بهش میگه کلا همه رو از چشم من میبینه درصورتی که من همش نازش میدم با محبت باهاش رفتار میکنم
یکی از فامیلامون میگه زیاد بهش بها میرین بخاطر همونه
موندم چیکار کنم ِغذاخوردن هم که افتضاح نه صبحونه میخوره نه ناهارشامم فقط یه لقمه کوچیک نون خالی وبعدش شیر وخرما دادم بهش
#فرزند_پروری
#تربیت
#غذا