۸ پاسخ

من اصن ناراحت نشدم از بس اذیت شدم خیلیم خوشحال بودم

غصم گرفت، هنوزم دلم میسوزه براش که از شیر گرفتمش
چیه این مادر 🥲

برای ما از لحاظ روحی خیلی خیلیی سخت بود🥲

برا من ک شیرخشکی بود. قلبم کنده میشد هرسری دنبال شیشه شیرش میگشت هنوزم بعد بیس روز بهونه میگیره یکسره پارکم وشهربازی

واییی
چقدر گریم گرفت😪😪

عزیزمممم🥹🥹 گریم گرفت.
خیلی سخته خیلی، مخصوصا وقتی شیر خودتو میدی

😭😭😭😭😭

اره واقعا ولی یکی از مراحل رشد دیگه که فقط مادرا درکش میکنند🥰

سوال های مرتبط

مامان حسین مامان حسین ۲ سالگی
دو هفته‌ست که از شیر گرفتمش…
و هر روز که می‌گذره، دلم بیشتر برا اون لحظه‌هایی که فقط من و اون بودیم تنگ می‌شه.
لحظه‌هایی که دستای کوچیکش دورم بود، صدای نفس‌هاش کنار قلبم، و اون نگاهِ مطمئنش که انگار می‌گفت «مامان، اینجا امنه».

حالا که تموم شده، گریه می‌کنه، بغلم می‌کنه و دستاشو محکم به من می‌چسبونه. دلم می‌خواد زمان وایسه و دوباره اون لحظه‌های آرام و شیرین رو داشته باشم.
اما می‌دونم، این فقط یه فصل بود و ما همچنان با همیم، فقط شکل عشق‌مون عوض شده…
هر بغلی که بهم می‌کنه، هر گریه‌ای که می‌ریزه، یادم میاره که عشق واقعی، هیچ‌وقت تموم نمی‌شه 💫یه جایی از مسیر مادری، باید دل بکَنی از شیر دادن…
نه چون دیگه نمی‌خوایش،
نه چون خسته‌ای،
فقط چون وقتشه که بزرگ‌تر بشی، هم تو، هم اون کوچولوی دلبندت.

چند شبه بغلش می‌کنم، گریه می‌کنه،
دستاشو می‌ذاره روی قلبم، دلم می‌لرزه…
دلم براش خونه، برا اون لحظه‌های آرومی که فقط من و اون بودیم.

می‌دونم تموم شده،
ولی این عشق، هیچ‌وقت تموم نمی‌شه —
فقط شکلش عوض می‌شه 💫