۹ پاسخ

تامین اجتماعیی هشتگرد چجور بیمارستانی هستش از نظر تمیزی و رسیدگی خوبه؟

ماشالله بهت مبارک باشه عزیزم 💗 چند هفته بودی؟ من هیچ ترشح ندارم🫠

تامبن زایمان کردی؟

عه فکرنمیکردم تامین اجتماعی خوب باشه
برای ایپدورال هم پول گرفتن ازت؟

خب خدارو هزار مرتبه شکر ... قدمش مبارک ... برای ماهم دعا کن راحت زایمان کنیم ..

مبارکه عزیزم ❤️
خدارو شکر زایمان راحت داشتی برای منم دعا کن زایمان راحت داشته باشم عزیزم

چقدر خوب خداروشکر ...تاریخ زایمانتون انتی بود یا پریودی؟

به سلامتی عزیزم
اپیدورال رو تو همه بیمارستانای دولتی تزریق میکنن؟

مبارک باشه عزیزم❤️❤️ خوشبحالت
اپیدورال چجوری بود؟
واقعا درد رو کم کرد؟

سوال های مرتبط

مامان آیهانم✨☁️ مامان آیهانم✨☁️ ۱ سالگی
تجربه زایمان
من ۱۶ ام رفتم دکتر بهم گفت ۲ سانت بازی برو پله بالا پایین کن رفتم ساختمان پزشکان ۱۰ طبقه رو بالا پایین کردم اومدم ولی دردی نداشتم مامانم گفت نرو اذیتت میکنن منم خلاصه نرفتم اومدم پیاده روی کردم و ورزشهای لگنی کردم ۱۷ ام هم رفتم ورزش لگنی خصوصی انجام دادم شب دردام شروع شد کمر درد داشتم منتظر موندم تا صبح رفتم ساعت ۶ بیمارستان معاینه شدم ۵ سانت بودم بستری شدم تا ماما همراهم اومد ساعت ۸ بود هنوز ۵ سانت بودم ورزشارو شروع کردم کیسه آب و زدن ساعت ۱۰ دوباره ۵ سانت بودم دیگه تا امید شده بودم کامل که یهو بالا اوردم حس دفع پیدا کردم دردام زیاد شد اومد معاینه کردن ۸ سانت بودم آماده شدن برا زایمان ساعت ۱۱ و نیم با دردای زیاد زایمان کردم تا ۲ ریکاوری موندم بعد اومدم تو بخش ۶ تا بخیه بیرون خوردم داخلی هارو نمی‌دونم خلاصه خیلی سخت بود ولی گذشت
حتما حتما ماما همراه بگیرین خیلی خوبه خیلی
من ماسک بی دردی گرفتم اصلا تاثیری روم نداشت استفاده نکردم
مامان سورنا مامان سورنا ۳ ماهگی
تجربه ی من از زایمان طبیعی:

جمعه از ساعت ۷ شب تا ۱ شب هر ۱ ساعت درد متوسط و انقباض داشتم
شنبه صبح رفتم استخر بعد استخرم باز ساعتی یه بار درد داشتم، رفتم پیش ماما معاینه کرد گفت هنوز ۱ سانتم نشده و کلی وقت داری شاید یه خفته تا دو هفته دیگه، شنبه شب از ساعت ۹ هر ۱۰ دقیقه درد داشتم که هی شدیدتر شد از ساعت ۳ هم شد هر ۶ دقیقه و شدیییید که دیگه رفتم بیمارستان
بیمارستان،NST گرفتن و گفتن انقباضات شدید نیست ولی من خیلی درد شدید داشتم هر ۵ تا ۶ دقیقه، معاینه شدم گفت دو فینگر تایتی و الآن وقت بستری نیست، اما تا از تخت بلند شدم خونریزی کردم و بخاطر خونریزی ساعت ۷ صبح یکشنبه بستریم کردن، ساعت ۸ و نیم یکشنبه تو ۴ سانت کیسه آبم پاره شد و دردام شدت گرفت، از ۴ سانت تا ۶ سانت وان آب گرم خیلی کمک کننده بود. از ۶ سانت تا ۹ سانت رو فکر کنم تو نیم ساعت ۱ ساعت رفتم ولی امام از ۹ سانت تا ۱۰ سانت که بنظر من بدترین قسمت زایمان بود، احساس درد و زور زییییاد، بعد فول شدن زمان زور زدن انقد خسته و بیجون بودم که قدرتم کفایت نمیکرد واسه همین دو تا پرستار و ماما همزمان با زور زدن من از بالا به رحمم فشار می آوردن تا بلاخره ساعت ۲ ظهر یکشنبه ۱۸ مرداد که سورنا کوچولو بعد کلی درد و جیغای من با وزن ۳ کیلو و ۲۰ و قد ۴۹ سانت به دنیا اومد و درد و اذیتای منم تمام .... البته من بخاطر سفتی پرینه بخیه خوردم و الان تنها چیزی که یکم اذیتم میکنه همون بخیه هاست . جالب اینجاست که NST حتی تا لحظات آخر هم انقباضات من رو قوی نشون نمیداد!

# زایمان #زایمان #زایمان
مامان آراد مامان آراد روزهای ابتدایی تولد
تجربه زایمانم :
۲۹ مهر از ساعت ۱۱ شب کم کم درد پریودی اومد سراغم و هعی بیشتر و بیشتر شد تا ساعت۲ رفتم بیمارستان گفت دهانه رحمت ۱ سانته فعلا رفتم تو حیاط پیاده روی کردم موندم همونجا تا صبح بود ک گفت دهانه رحمت شده ۲ سانت گفتن برو دردات زیاد شد بعد بیا بعدش نزدیک ظهر بود رفتم خونه دختر خاله شوهرم رودسر ک نزدیک بیمارستان باشم اونجا هعی پیاده روی کردم تو‌ خونه بعد از ناهار رفتم ۱ ساعت و خورده ایی پیاده روی کردم تند تند رفتم و اومدم ساعت ۳ونیم بود ک دیدم درد داره اذیتم میکنه رفتم با شوهرم بیمارستان گفت نزدیک ۴ سانت شده ورزش کن من ی خورده بازم پیاده روی کردم و این چیزا نزدیک ساعت ۶ بود ک ماما دوباره معاینه کرد گفت شدی ۴ سانت و رفتم دستشویی دیدم ترشح خونی دارم نزدیک ساعت ۶ بستریم کردن و بردن تو اتاق زایمان اونجا سرم زد بعدش آمپول فشار زد بعدش دکتر اومد
ریحانه: دردام شدید شد و غیر قابل تحمل
ریحانه: دکتر معاینه کرد گفت ۵ سانتی بعدش هعی معاینه می‌کرد تا ۶ سانت رسیدم دکتر گفت ضربان قلب بچه خوب نیس باید ببریم سزارین کنیم سوند وصل کردن چق اون بد بود بعدش دوباره معاینه کرد ی دفعه موقع معاینه کیسه آبم پاره شد و ی آب داغ اومد ازم و دکتر با دستاش بچه رو می‌کشید پایین تا سر بچه بیاد تو لگن فیکس بشه و بعد چند دقیقه معاینه کرد گفت ۷ سانت شدی کم کم دهانه رحمم رسید به ۱۰ سانت دکتر گفت عالیه آفرین میگفتم نمیشه هرجور شده بیارینش بیرون دیگه نمیتونم ولی اصلا ن جیغ زدم ن داد غیرت نگه داشتم و دردا رو تحمل کردم دکتر گفت زور بزن کم کم ک زور زدم گفت دارم موهاشو میبینم و کم کم زور زدم و هعی خوابم می‌برد اینقدر ک بدنم بی‌حال شده بودم