بچه چه موجود عجیبیه تو زندگی آدم
صبر میکنی صبر میکنی صبر میکنی هر بار صدات میزنه با جان جوابشو میدی بعد اون وسط مسطا خیلی بهش فشار میاد یهو از دستت در میره یه دادی میزنی همون یقتو میگیره و جوری حالتو بد میکنه ک انگار قتل کردی....
دیشب ساعت ۱۰.۳۰ بود گفت خوابم میاد بردمش دستشویی و همسرمم خوابیده بود و مام دراز کشیدیم گفت قصه بگو چند تا قصه براش گفتم گفت خوابم نمیاد گفتم مادر دیگه بابا خوابیده همه خوابیدن توهم بخواب چشماتو ببند من برات لالایی میخونم خوابت ببره و لالایی خوندم و نخوابید با گوشی لالایی گذاشتم قصه گذاشتم تا اینکه ساعت ۱۲.۳۰ بعداز دوساعت خوابش برد و منم خیلی بد خوابم تا خوابم برد ۲ شد
ساعت ۴ با جیغ و گریه بیدار شد بستنی میخوام خواب دیده بود آرومش کردم گفت جیش بردمش و دوباره دراز کشید گفت منو بخوابون کنارش نشستم و پیش پیشش کردم هی غلت زد و تا ۶ نخوابید یهو ساعت ۶ دیدم دستام بی حس شده ناخودآگاه زدم زیر گریه اصلا دست خودم نبود یهو اشکام ریخت باهمون اشک و گریه داد زدم نیکی بگیر بخواب دیگه جون ندارم کشتی منو بمیرم راحت بشم از دستت واقعا خون ب مغزم نمیرسید بعد همسرم پاشد داد و بیداد کرد سرش کلیییی بچه رو دعوا کرد و گفت اسباب بازیاتو میبرم همه رو میبرم پس میدم نیکی هم داد میزد نههه نههه هی میگفت مامان منو بخوابون دیگه قدرت نداشتم گفتم مادر فک کنم خوابت نمیاد برات برنامه کودک بذارم؟گفت بذار و نشسته داره نگاه میکنه همسرمم رفت سرکار منم نشستم رو مبل و عذاب وجدان داره خفم میکنه ک چرا بچمو دعوا کردم چرا همسرم اونجوری دعواش کرد شما بگین راه درست چیه راهنماییم کنین

تصویر
۱۰ پاسخ

بیخیال بابا..
چوب مادر گله هر بچه ای نخوره خوله😁😁😄😄
مادرای قدیم همچی میزدن ک بیمارستانی می‌شدیم تهش چی شد اسم مادر پدر میاد من هق هق از دلتنگیشون گررریه میکنم گریه هااااااا🥺🥺

از دلش دربیار باهاش امروز زیاد بازی کن با پدرش برید بیرون که ترمیم کنی رابطه رو

عزیزم فروپاشی روانی همینه منم به خدا کم میارم یهو اینجوری داد میزنم بعدش شرمنده میشم و غصه میخورم هزار بار میبوسمشو ازش معذرت میخام ، دوره فرزند پروری شرکت کردم یکم تعاملمون بره بالا گاهی میگم بچه نمی‌فهمه ما که متوجه ایم خستگی و کار خونه ادمو فرسوده می‌کنه . باید بر خشممون غلبه کنیم ولی چطوریش مهمه .

عزیزمممم الهی
چقدر صبوری دمت گرم
آفرین بهت مامان پر قدرت

چقذ صبوری اتفاقا

همه مون همینیم...ما هم گاهی ایمان بدخواب میشه و اذیت میکنه هی بهونه میگیره ولی با این تفاوت که همسرم عوض اینکه ایمانو دعوا کنه منو دعوا میکنه😅که بچه رو چکارش داری خوابش نمیاد نخابه...من ایمان فقط با کارتون ماشین‌ها ساکت میشه اینجور مواقع که خودمم خسته ام اونم خوابش میاد ولی مقاومت میکنه کارتون ماشین ها رو میزارم جلوش اون نگاه میکنه منم کنارش دراز میکشم میخابم هی وسطش گاهی میگه کمش کن زیادش کن ولی بهش میگم خودت انجام بده بلدی اونم یکم نگاه میکنه خوابش میبره....هرچند گاهی عذاب وجدان دارم که چرا براش میزارم نگاه کنه ولی خب چاره چیه مجبور میشم...شماها ببین قلق نیکی جون چیه اگه کارتون دوست داره براش بزاره خودتم کنارش بخاب اون خودش خوابش میبره بهتر از اینه که جو خونه متشنج بشه و بچه هم گریه کنه.

اقایون بی حوصله ام نمیشه روشونون حساب کرد شما هم خودتونو سرزنش نکنید ما هم همین داستان رو برای خوابش داریم

شما کار بدی نکردی عزیزم ماهم ادمیم خسته میشیم توان نداریم دیگه

اشکالی نداره گاهی وقتا ماهم خسته میشیم عصبانی میشیم داد میزنیم حتی شده شاید ی کوچیکم زدیم پشت دستای کوچیکشون از ته دل نیست حس مادری اینقد قوی که بچه حتی تا چند ماه اول میگن وجود خودشو توی مادرش میبینه واسه اینه که مادر هرچی بچه رو دعوا میکنه بچه باز ادامه میده شیطنتشو ولی شاید پدر ی بار داد برنه اشک بچه در میاد غصه نخور خودتو سرزنش نکن همه ما همینیم گاهی خوشحال گاهی افسرده

آخ آخ این مادر شدن چی بود که قسمت ما شد
من همه سختیارو به جونم میخرم که پسرم یه لحظه بخنده امان از وقتی که دعواش میکنم انگار جهنم شده دنیام

سوال های مرتبط

مامان معجزه کوچولو مامان معجزه کوچولو ۲ سالگی
مامان ߊ߬ܧߊ ܭߊ‌ܝ‌ܔ 💙 مامان ߊ߬ܧߊ ܭߊ‌ܝ‌ܔ 💙 ۲ سالگی
مامان اقاایمان👶 مامان اقاایمان👶 ۲ سالگی
سلام به همگی
از دیروز استارت از پوشک گرفتن پسرمو شروع کردم.دیروز از حدود ساعت ۱۲ که بیدار شد و پوشک رو باز کردم هر یه ربع بردم دسشویی دوبار اومد بقیش رو نیومد گف ندارم هی بهش یادآوری کردم گف باشه دیگه جیش داشتم میرم دسشویی..خلاصه حدود ساعت ۳ بود بالاخره بردمش با اینکه خودم جیش نداشتم رفتم تو دسشویی با صدای آب و فلان من خودم جیشم گرف این بچه جیش نکرد حدود بیست دقیقه اونحا بودیم آب گرفتم رو پاش شعر خوندم گوشی نشون دادم نکرد که نکرد گف ندارم بریم اومدیم بیرون همین ک شورت پاش کردم جیش کرد🤦‍♀دوباره بردم شستم و لباس عوض کردم تا گذاشتم بیرون باز جیش کرد سه باره همین شد🤦‍♀ دیگه بعدش پوشک شورتی پاش کردم و ناهار خورد و خوابید حدود دوساعت بعد بیدارشد گف جیش،سریع بردمش دسشویی گفتم حتما پوشک جیش کرده دیدم نه ،بردم دسشویی چند دقیقه بعد تا جیشش اومد گفتم افرین مامان یهو جیشش رو قطع کرد و شروع کرد گریه کردن گف من جیش نمیکنم گفتم چرا گف چون از جیشم از کو. .نم میترسم🙄🙄 دیگه کلی معطلش کردم ماژیک دادم دیوار رو رنگ کرد تا یادش بره جیش کنه اما نکرد.دیگه بردم حموم حین اب بازی کارشو کنه بعدشم اوردم پوشک شورتی پاش کردم چون دیگه نمیتونستم از ظهر همش تواب و بشور و بساب بودم😮‍💨😵‍💫..از همه لحاظ آمادگی هم داره ولی میگه میترسم ...چکار کنم بنظرتون؟ اصلا تو یه هفته میشه راه بیفته؟ راهکارتون چیه؟ ممنون میشم راهنمایی کنین