سلام خانوما یه سوال ازتون میپرسم نظرتون رو بگین ناراحت نمیشم...چندماه پیش دخترخواهرشوهرم پسرم رو ترسوند تا چندشب پسرم تو خواب میترسید وگریه میکرد خییییلی بد.جوری که نمیتونستیم آرومش کنیم...پسرم خیلی اجتماعی سمت همه میره ولی از شوهرخواهرشوهرم میترسه چون خودش میترسوندش نمیدونم چرا اینکارو میکنه به شوخی هی میگه این کارو نکن بشین فلان..منم چندبارتو جمع گفتم نترسونیدش ترسو میشه گریه میکنه ولی چندبارتکرار کرد هرچندبارم تو خواب پسرم مجدد بیدارشدوگریه کرد.همسرم پرسیدچرااینجوری شده منم گفتم شوهرعمه ش ترسوندش باز.دیگه دفعه بعدکه تو جمع بودیم همسرم گفت هربارکه میترسونیدش توخواب گریه میکنه اشکاش بندنمیاد.یه چنددقیقه بعدبلندشدن رفتن.الانم عیددیدنی همه جارفتن خونه مانیومدن احتمال میدم ناراحت شدن.امروز به همسرم گفتم گفت عیب نداره مهم اینه دیگه گفتم نترسونه بچه رو..خیلی خوشحالم همسرم پشتمون بود...به نظرتون کارمون اشتباه بود؟؟؟

۱۱ پاسخ

کار خوبی کردید باید زودتر می‌گفتید . ولی از نظر من شما باید قطع رابطه می‌کردید با اونا نه اونا .
یارو گوریل عقل نداره

کار خوبی کردی عزیزم

کار خوبی کرد همسرت...باعث اذیت بچه میشدن...درمورد وسواس که واقعا سخته...منم خواهر شوهرم مجرده وسواس داره..کسی اجازه نداره اتاقش بره...بچه ها همش بیچاره ها اویل همش در اتاقشون میزدن برن ببین اونجا چطوریه..همش نمیزاره برن...دیگه بچها عادت کردن...یا همش اونجا بریم اینو میگه دست نزنین.. اینکارو نکنین...اصلا دوست ندارم برم...چون نزدیکن بچه ها بهونه میگیرن...البته مادر شوهرم بعضی وقتا دعواش میکنه

نخیر چرااشتباه
کسی که بخواد بااین چیزا قطع ارتباط کنه بره بمیره
بچت دیوونه بشه خوبه؟؟؟آفرین به همسرت

چقد برای بچه ناراحت شدم من بودم همونجا دعواش میکردم سربچه ها تون با کسی تعارف نداشته باشید

نه عزیزم بهترین کار رو کردی

نه عزیزم اصلا خیلیم کار خوبی کردی

نه عزیزم کار خیلی درستی کردین،دور از جونت پسرت در آینده اگه همین ترسوندنای اطرافیان باعث ایجاد تروما تو بچه ت بشه کی میخواد جواب بده؟
نمیان خونتون که نیان
فدای سر پسرت

ن چرا اشتبا ...خیلیم کار اونا زشت بوده بچه رو ترسوندن..نباید اینکارو کنن

کار خیلی خوبی کردین
یعنی چی مرد گنده بچه کوچیکو بترسونه معلومه ک عقل تو کلش نیس
بهتر راحت شدی

اینم بگم‌ من اصلا دوست ندارم برم‌خونه شون بااین شرایط ولی مدام‌ میگن خونه ی مانمیاین ماتنهاییم ..حتی به مادرهمسرم میگن اون به ما میگه که برین خونه شون وقتیم میریم اینطوری برخوردمیکنن...آدم بدی نیست ولی یه اخلاقای خاص و عجیبی داره حالت وسواس...به همه مدام میگه چیکارکنن چیکارنکنن حتی آدم بزرگا😆همه اخلاقشو میدونن

سوال های مرتبط

مامان آقا محمدجواد مامان آقا محمدجواد ۱ سالگی
توجه
سلام مامانا خوبین چه خبر من خیلی وقت سر به گهواره نمی‌زنم چون همش حواسم باید به این بچه باشه. خونه داری آشپزی و ...
پری روز داشتم تو گوشی یچی سرچ میکردم از بچه غافل شدم هی میگفتم مراقب باش بشین پسرم نکن. یهو از بچه دور شدم تو گوشی بودم بچه ام از رو مبل افتاد پشت مبل با سر رفت رو موکت جوری که بچه ام بی حال شد 😭 افتاد فقط چشاش می‌بست شوهرم زود بیدار شد بچه خیلی گریه ام میکرد تو بی حالی اما اشک نداشت واسش زود آبمیوه شربت آوردم صورتش آب زدم گفتم بهتر میشه اما نه اصلا بدتر شد خابش میومد گیج بود. مادرشوعرم گفت بچه ببرید دکتر گیج شوهرم گفت راه می‌ره مادرشوعرم دعواش کرد گفت میخای که راه نره. منم گفتم بچه ببریم بدنش داغ شد گریه میکردم زود ماشین روشن کردیم بردیم پیش دکترش.
آخر وقت بود میخاست بره، منشی گفت فردا
منم ریدم به منشی گفتم برو بگو فلانی هست زود باش بچه ام حالش خوب نی بعد تو وقت فردا میدی پسرم حالش خوب نیس رفت گفت به دکتر زود گفت بیارینش،بردیم چشاش. معاینه کرد. گفت زود بستری بشه برگه بستری. درست کرد بردیم بیمارستان بستری شد. تا دیروز. سی تی اسکن، سونو شکمی آزمایش گرفتن. گلبول های. رفت بود بالا آزمایش فرداش گرفتن. گلبول هاش آمده بود پایین خداروشکر به خیر گذشت بعد آوردیم خونه مرخص کردن اما خیلی گریه میکرد خیلی جفتمون اون یک شب اذیت شدیم خدا واسه هیچ مادری نیاره، و توروخدا خیلی مراقب باشید بچه ام حتی حرف نمی‌زد خیلی ساکت بود یک گوشه دراز کشید بود. گریه کردم گفتم حرف بزن راه برو. شلوغی کن بیا اذیتم کن فقط پاشو لبخند میزد 😭 هیچ نمی‌گفت. بخدا از دیروز مرخص شده خیلی خوب شده بازی می‌کنه شلوغی می‌کنه. میگم فدا سرت اذیتم کن فقط بخند سالم باشه . . .

پوشک
مادر
فرزندی
کودک