۱۸ پاسخ

اشکال نداره چی میشه بیاد مادر اونم ارزو داره بیچاره

درسته عزیزم ❤️ شما داری زایمان میکنی و همراه مادرت رو میبرید این طبیعیه. اما یکم هم اینو در نظر بگیر بچه شما همون قدر که نوه مادرتون هست نوه مادر شوهرتون هم هست نه کمتر نه بیشتر . با احترام ازشون بخواه به خاطر خودشون که بیمارستان راه نمیدن زود نیان و بعد از مدتی جاشون رو با مامانتون عوض کنن برای مثال چند ساعتی بمونم مادرتون استراحت کنم دوباره برن مادرتون بیان . اینجوری اونم پیش خودش حس مفید بودن می‌کنه

من برای خواهرم کل خانواده خودم ‌‌شوهرش کل همه هام حتی از صبح تا خود شب بیمارستان بودیم
برای منم همینه
مادرشوهرتم‌ذوق داره خب
بودن ‌نبودند اونجا ضرر یا سودی به تو نمیرسونه که
چه اشکالی داره اونجا باشه
دیگه خسته میشه یا نمیشه خودش میدونه

خب بیاد اشکالش چیه گناه داره دوسداره باشه اون لحظه

چیکارش داری خب بذار بیاد اونو که راه نمیدن،میمونه تو لابی بیمارستان وقت ملاقات میتونه بیاد ببینتت،حتما ذوق داره، خانواده منم همشون اومده بودن😁ولی همه نشستن تو لابی تا تایم ملاقات

همونطور ک بچتون نوه مادرتونه نوه مادرشوهرتون هست.مادر شما چرا از کله صب میاد؟بیچاره مادرشوهرا

اونم مادره بالاخره گناه داره چرا نیاد

اگه نمیخای خونه مامانت بیاد محترمانه بهش بگو من از چند روز قبل میرم خونه مادرم اونجا شاید شما معذب بشید شما فلان روز روز بیمارستانه اگه خواستید مستقیم تشریف بیارید اونجا...روز زایمانم که خودت سرت شلوغه ایشونم اگه اینقد اصرار داره که بیاد بذار بیاد تو حیاط و محوطه بمونه علف سبز بشه زیر پاش

مادرشوهر منم اومد خیلی خوشحال شدم من که اومد تو چرا ناراحتی بیخیال باش اونم مادره

خوب بیادش چیه مگه دوست داره نوه اش داره بدنیا میاد ذوق داره
حالا مادرشوهر من میگه اگه دوباره جنگ بشه من میرم دهات نیستم نمیام و ......
همینجوری ام روز ملاقات رفت برا جاریم تازه اون ک نوه اولش بود

اون بنده خدا باید بشینه منتظر ولی همچنان اصرار داره بیاد چون ذوق داره چون اهمیت میده بهتون اگه از اونایی بود که محل نمیذاشت میومدین میگفتین سرده باهامون و انگار نه انگار داریم میزایم و نوه ش داره میاد!! واقعا واسه یسریا خود عروس نمیخواد که هیچوقت مثل دختر اون خانواده باشه بعد از خانواده شوهر گله میکنن.

بابا اشکال نداره انقدر حساس نشو از سر ذوقشه میخواد کنارت باشه چی‌میشه مگه
سخت نگیر

طوری نیست بذار بیاد کاری به تو‌نداره که

حالا شوهرمن میرفت میگفت به مامانش ک بیا بریم بیمارستان درسته مادرخانمم هست توام باش نمیومد میگفت خسته میشم😅 کل زایمانمم خانه مادرم بودم یروز مثل مهمان میومد سر میزد میرفت همین میگفت بلد نیستم از زرنگیش بود همه رو مادرم میکرد ولی واسه جاریم تو خونه خودش نگه میداشت جاریم نمیرفت خانه مادرش مادرشو میاورد خونه اینا پرستاری کنه

مادرشوهر منم از شیش صبح میخواد بیاد😂ولشون کن خودشون خسته میشن بما که چیزی نمیشه
فک میکنن اگر دیرتر بیان چیزی رو از دست میدن
بیشتر میان سر در بیارن واسه من ک اینطوره اخلاقش دستمه

بله میتونه از صب بیاد

بگو دکترم گفته فقط یه همراه میتونه با خودم بمونه بیمارستان

بگو گفتن بخاطر شرایط یه همراه بیشتر راه نمیدن

سوال های مرتبط