مامانا دیکه بریدم
دیگه کم آوردم
داغونه داغونم
یه پسر دوسال و هشت ماهه دارم تا امروز هرکی بهم میکفت بیش فعاله عصبانی میشدم شدیدا گارد میکرفتم و میکفتم تا سه سالگی نباید به بچه برچسب بیش فعالی زدم ولی امروز دیکه کم آوردم و پذیرفتم واقعا بیش فعاله از جیزی که همیشه میترسیدم سرم آمد
اصلا حرف گوش نمیکنه به شدت شیطونه و شلوغ و لجبازه و همه رو کتک میزنه دستش هم خیلی سنگینه جوری که دماغ خودمو شکونده
امروز رفتم خونه مادرم انقد اذیت کرد و برادرزاده مو کتک زد که چندبار مجبور شدم بدجور بزنمش و فقط وقتی کتک میخوره در حد چند ثانیه خرف کوش میکنه
آخرشب هم که شوهرم آمد دنبالمون بازم انقد اذیت کرد که شوهرم که عاشقشه برای اولین بار چندبار و‌بدجور کتکش زد
اینو منی میکم که طاقت نداشتم ببینم یکی یه بشکون از بچه اش بگیره و خودمو تکه تکه میکردم ولی این بچه مارو از رو برده و شاید باورتون نشه حتی دیکه از کتک هم نمیترسه و تو روی باباش هم وایستاد
شوهرمو خیلی دوست داره و نقطه ضعفش باباشه
حالم خیلی بده من نمیخاستم اینجوری بچه تربیت کنم اخه مگه این بچه چندسالشه که انقد کتک میخوره
هر راهی هم بگید رفتم بخدا فکر نکنید همون اول بسم اله دست روش بلند کردم نه
حتی عکس بینیمم میزارم که ببینید چجوری منو میزنه با هر زبونی باهاش حرف میزنم بدجور منو میزنه
دیروز از پنجره بالکن آویزون شده بود من بچه بغلم خواب بود نمیتونستم بلند شم هرچی التماسش کردم به زبون گرفتم گفتم بیا فلان بازی رو بکنیم بیا به فلان جا زنک بزنیم اصلا انگار صدای منو نمیشنوه ولی تا دیگه دید زدم به سیم آخر و داد و بیداد کردم آمد کنار

۱۱ پاسخ

بگردم الهي خيلييي دركت ميكنم 😔من فك ميكنم دلانا رو هم ك دنيا اوردي بدتر شده رفتار پسرت چون واقعن تاثير منفي داره رو بچه هاي اول عصبى تر ميشن و بيشتر ميخوان جلب توجه كنن كاش ديرتر بچه دومو مياوردي. ولي ي چيزي رو مطمعن بهت ميگم ك بچه ت هيچ مشكلي نداره ذاتش شلوغ و شيطونه وگرنه بيش فعال نيست حالا ببين دو سه سال ديگه چقد اروم و عاقل ميشه... صبوري كن اين روزا هم ميگذره....از شوهرت بيشتر كمك بخواه هزينه كن ماهانه براش اشتراك خونه ي بازي ك نزديكتونه بگير ك مث مهدكودك هرروز بره اونجا دو ساعت بازي كنه انرژيش خالي شه با همسرت بفرست پيست انقد بدوعه و بازي كنه خسته شه بايد ي جوري انرژيش خالي شه... نزنش بدتر ميشه ياغي تر ميشه تنبيه شو طوري كن ك از خوراكي هاش از بازي هاش محروم شه از توجه شما تنبيه بدني بچه رو ضدضربه تر ميكنه... ميدونم عمل كردن بهش خيلي سخته اما مجبورى مادرشى

منم مادر دوتا بچه هستم فشار روانی و استرس شدیدی رومه
از یه طرف مسئولیت یه پسر بچه شیطون که چیزیش نشه
از یه طرف یه دختر پنج ماهه که از دست این بچه نه امنیت جانی داره نه یه خواب آروم 😭😭😭

رفتارش طبیعیه گلم دختر منم همینه ده تا دگتر بردم همشون تست گرفتن پیش فعالی نداره نظر همه هم همینه چون سنش کمه فکر میکنه دیگه دوسش ندارین روش تشویقی رو بهم گفتن تازه شروع کردم خیلی بهتر شده تند تند اینو بغل کن بوسش کن حتی یه شکلات بدی تشویقش کن ارومتر میشه من دنبال مهد میگردم هفته سه روز ببرم پیشنهاد دکتر بود البته ببینم اوکی میشه نزنش منم میزدم دیدم بدتر شده و پروتر شده دکتره گفت داد میزنی اونم مثل خودت رفتار میکنه انشالا که بهتر میشه برخورد کن با بقیه اجازه نده کسی برچسب بزنه پیش فعال نیست فقط تو سن کنجکاوی ان و محیط خونه کوچیکه برا بازی کردن هفته یه روز ببر پارک اخر هفته ها ما برنامه چیدیم یه تایمی رو میریم پارک هم غذا بیرونیم هم بچه بازی میکنه

عزیزم ببرش پیش کاردرمانگر
مطمئنم خیلی موثره

عزیزم عین همین مشخصات تو‌مهد‌کودک‌‌دانش‌اموز داشتم‌ ینی دقیقا‌همینی‌ک‌میگی حتمن ببرش مشاوره حتمن اولیای ما برد خیلییی بهتر شد

اخیییی قربونت برم
کاملا حق با توعه عزیزم
فقط راهش اینه که روزا بیشتر بره پارک خانه بازی پیست بره انرژی و خالی کنه از تو هم یکم دور شه کمتر عصبانیت میکنه

خدا🥹🥹🥹🥹🥹الهی خدا کمکت کنه عزیزم انشالا هرچه زود تر بهتر بشه،فک کنم دکتر برای بچه های تا این حد بیش فعال دارو میده

کاملا طبیعیه باید صبور باشی من سه سال جان دادم ۶ سالگی بهتر شد

الهیی عزیزم توروخدا کتکش نزنید هم خودتون عذاب ووجدان میگیرن بعد اروم شدن پسرت هم اون بچه دردش میگیره بخدا درک میکنم خیلییی سخته چون منم به خواهرزاده داشتم دقیقا به این شدت شیطون بود خواهرم ارامش نداشت ازدست پسرش الان ماشالله مردی شده براخودش
گلم حتما ببر پیش یه دکتر بهش بگو ببین نظر دکتر چیه اخه اکثرا پسربچه ها شیطون شلوغ میشن تاهفت هشت سالگی
شاید داروی چیزی داد بهش باکتک چیزی حل نمیشع سرلج میافته بدترم میکنه

عزیزم خیلی سخته میدونم خدا کمکت کنه
سعی کن آروم باشی ببرش پیش یه روان شناس کودک اونا حتما یه راه حلی دارن

خب عزیزم چرا با دکتر مشورت نمیکنی شاید بچه واقعا بیش فعاله و به دارو نیاز داره شایدم به مشاور کودک نیاز باشه

سوال های مرتبط

مامان ayhan & aynaz مامان ayhan & aynaz ۵ سالگی
مامان شاهان و دلانا مامان شاهان و دلانا ۷ ماهگی
میخام فریاد بکشم بلکه تخلیه بشم
حال و‌‌ روز خوبی ندارم نه دلم میخاد جایی برم نه مهمون بیاد به هیچ کاریم نمیرسم بااینحال کل عید من درحال مهمونداری بودم شایدم بع همین دلیل کم آوردم انگار
دیشب یکی از دوستانمون حال روحیش بخاطر بیماری پدرش بد بود ما اینارو بیرون دیدیم تا جلو در خونه شون رسوندیم سر یه تعارف و تعارف بازی ساعت ۱۱شب آمدن خونه مون شام
حالا موضوع شام نبود من فکر نمیکردم‌بره پسرشو هم از خونه مادربزرگش برداره بیاره چون قرار بود پسرش شب اونجا بمونه ولی تا قرار شد بیان خونه ما رفت پسرشم آورد یه پسر فوووووووووق العاده شلوغ سرتق بی ادب و سرکش و اذیت کن
یه پسرش بزرگه اون نیومد یه پسر ۸ ساله و یه دختر ۴ونیم ساله اش اومدن خونه ما
دیشب که تا صبح از دست این بچه ها نخوابیدم از صبح هم زودتر بیدار شدم که صبحانه اماده کنم و بچه شیر بدم و … یعنی له له بودم
فقط نگم براتون از فشار عصبی و روانی که این پسر از دیشب به منو بچه من داده
کل عالم از دست بچه من و کتک زدن های بچه من اسیرن اونوقت پسر من از دست این بچه اسیر یود جلو جشمم بچه مو کتک میزد حرص میداذ تمام وسایل هاشو خراب کرد کارتن اسباب بازیاشو با لگد میپرید روش پاره می‌کرد
نمی‌دونم اصلا از کدوم کاراشون بگم
تو راه پله با پسر من دعواش شد مامانشون شروع کرد پسرشو کتک زدن کله ظهر صدای جیغ و داد تو راه پله آبروی منو تو ساختمون بردن اصلا ماتم
باورتون میشه از دیشب نرفتن تا همین یکساعت پیش؟؟؟؟
ادامه تو کامنت👇
مامان آدرین مامان آدرین ۱۷ ماهگی
دیشب پسرم خیلی نق میزد ،ساعت خوابش بود و نمیخوابید ،من بودم و کلی ظرف نشسته و پسرم که گریه میکرد ،شوهرم از خستگی دراز کشیده بود و نگاه میکرد ... میدونم واقعا خسته بود ،آرایشگره و از صبح تا ۸ شب سر‌پا و دست تنهاست تو مغازه. ولی من از دستش شاکی بودم ،توقع داشتم‌بیاد بچه رو بگیره که من به کارمم برسم و هم اینکه خسته نشم از گریه هاش. شوهرم پاش درد میکرد و تنهایی داشتم حرص میخوردم ،خیلیییی عصبی شدم و یه مامان عصبانی بودم که هی غر میزدم که پسرم بخواب ،خسته شدم ،ای بابا و فلان... با پسرم بداخلاقی کردم تا اینکه گفتم بابا لامصب بیا بگیر بچه رو یه کم مغزم آروم‌بشه من از صبح دارم باهاش کلنجار میرم. اومد بچه رو گرفت یه کم اروم‌شدم‌،بعد میگم خب میدونم خسته ای ولی وقتی میبینی دارم عصبی میشم و خسته ام‌بیا بچه رو بگیر چند دیقه کافیه تا اروم‌بشم. حالا ایناش هیچی ، اصلا با همسرم مشکلی ندارم و درکش میکنم و اونم همیشه درک میکنه منو ،فقط نمیدونم چرا دیشب انقدر عصبانی شدم و از اینکه با پسرم بد اخلاقی کردم و هی غر زدم ناراحتم و عذاب وجدان دارم