۶ پاسخ

بخاطر اختلاف سنی کمشونه
اخه پسرت چی‌میفهمه ک بهش بگی بکن یانکن اون بچه اس
خواهرش اومده همه توجه هارو برده سمت خودش ،احساس میکنه مامانشو ازش گرفته سعی کن بیشتر وبیشتر بهش محبت کنی با کتک زدن فقط باهات لج میکنه ووقتی نباشی خواهرشو‌اذیت میکنه پس فقط محبت کن

عزیزم الهی بمیرم.نزن اون خودش بچگی نکرد چی میفهمه اخه

خواهر من اون پسر یک سالو هشت ماه که هنوز خودش چیزی از دنیا نمیفهمه که تو دومی رو دنیا اوردی الانم که اینجوری شده باید خیلی کاسه صبرتو ببری بالاتر با کتک عصبیش میکنی رو ذهنو هوشش و رشدش تاثیر منفی میذاره اون بیزبون خودش در حال رشده یه محیط امنو آروم میخواد نذار ازت بترسه پسر برادر منم همینجوری بودن با خواهرش هی مامانش بد باهاش تا کرد الان میخواد بره کلاس اول گفتارشو تمرکزش مشکل پیدا کرده زیر نظر مشاور هس دیگه نزنش عزیزم حیف اون بچه هس حالا که داری اذیت میشی تو بزرگ کردنشون بزار قشنگ بچگی کنن بزرگ بشن 🥲
ناراحت نشو از حزفم 🙏

عزیزم خیلی سخته در کل چون سن پسرت هم کمه و متوجه نمیشه واقعااا نمیتونی از پسر یه سال و نیمه انتظار داشته باشی مثه یه بچه ده ساله باشه فقط سعی کن بیشتر به پسرت اهمیت بدی تا کمتر حسودی کنه پسر من چهار سال و نیمه بود بازم یکم حسودی میکرد اون طفلی که یه سالشه نزنش گناه داره سعی کن یه جایی دیگه سرگرمش کنی تا نزدیک خواهرش نشه من ب پسرم همیشه میگم داداش خیلی دوستت داره نگاه بهت می‌خنده فقط تورو دوست داره اینطوری بیشتر بهش علاقه پیدا می‌کنه امیدوارم خدا بهت صبر بده واقعا سخته دوتا بچه کوچیک ولی بازم میگم لطفاً نزنش اون بچه هیچییییی متوجه نمیشه

سن بچه هات مثل سن بچه های منه
ولی با زدن که درست نمیشه
اون بچه بزرگتر که حالیش نیست بگی نزن بگه چشم
دخترمنم حواهرشو خیلی میزنه هر جاشو که گیر بیاره چنگ میندازه حتی نوزاد بود ۳.۴ روزه تو پیشونیش رو چنگ انداخت زخم شد .ولی چی میفهمه؟
من وقتایی که میزنه فقط به حالت ناراحتی میگم چرا زدی مامان ؟ببین داره گریه میکنه
اونم هی تکرار میکنه دِره کنه؟(گریه میکنه؟😁)
بعد میاد نازش میکنه مثلا
روشتو عوض کن
با این روش که بخاطر کوچیکه بزرگه رو بزنی فقط حسادتش رو بیشتر میکنی و شاید رابطشونم خراب کنی

دختر منم اینجوریه وقتی با خواهر کوچیکش تنها میمونه فقط میرندش خیلی سعی کردم قانع کنم نزنه ولی بازم میزنع منم از عصبانیت اونو میزنم حل نشد هیچ جوره

سوال های مرتبط

مامان شاهان و دلانا مامان شاهان و دلانا ۷ ماهگی
مامانا دیکه بریدم
دیگه کم آوردم
داغونه داغونم
یه پسر دوسال و هشت ماهه دارم تا امروز هرکی بهم میکفت بیش فعاله عصبانی میشدم شدیدا گارد میکرفتم و میکفتم تا سه سالگی نباید به بچه برچسب بیش فعالی زدم ولی امروز دیکه کم آوردم و پذیرفتم واقعا بیش فعاله از جیزی که همیشه میترسیدم سرم آمد
اصلا حرف گوش نمیکنه به شدت شیطونه و شلوغ و لجبازه و همه رو کتک میزنه دستش هم خیلی سنگینه جوری که دماغ خودمو شکونده
امروز رفتم خونه مادرم انقد اذیت کرد و برادرزاده مو کتک زد که چندبار مجبور شدم بدجور بزنمش و فقط وقتی کتک میخوره در حد چند ثانیه خرف کوش میکنه
آخرشب هم که شوهرم آمد دنبالمون بازم انقد اذیت کرد که شوهرم که عاشقشه برای اولین بار چندبار و‌بدجور کتکش زد
اینو منی میکم که طاقت نداشتم ببینم یکی یه بشکون از بچه اش بگیره و خودمو تکه تکه میکردم ولی این بچه مارو از رو برده و شاید باورتون نشه حتی دیکه از کتک هم نمیترسه و تو روی باباش هم وایستاد
شوهرمو خیلی دوست داره و نقطه ضعفش باباشه
حالم خیلی بده من نمیخاستم اینجوری بچه تربیت کنم اخه مگه این بچه چندسالشه که انقد کتک میخوره
هر راهی هم بگید رفتم بخدا فکر نکنید همون اول بسم اله دست روش بلند کردم نه
حتی عکس بینیمم میزارم که ببینید چجوری منو میزنه با هر زبونی باهاش حرف میزنم بدجور منو میزنه
دیروز از پنجره بالکن آویزون شده بود من بچه بغلم خواب بود نمیتونستم بلند شم هرچی التماسش کردم به زبون گرفتم گفتم بیا فلان بازی رو بکنیم بیا به فلان جا زنک بزنیم اصلا انگار صدای منو نمیشنوه ولی تا دیگه دید زدم به سیم آخر و داد و بیداد کردم آمد کنار